بایگانی ماهانه
July 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آمار
  • یادداشت‌ها: 657
  • دیدگاه خوانندگان: 1344
  • بازتاب از خوانندگان: 49
November 25, 2008

ای کاش من هم یک نود ساله بودم

ای کاش من هم یک نود ساله بودم. برای این آرزو در این لحظه تنها یک دلیل دارم. و آن این است که هم سن و ‏سال هلموت اشمیت می‌شدم. هلموت اشمیت خداوند خونسردی و تندیس زنده خرد انسانی است. همانی که ‏در افسانه‌ها در باره کهنسالان خوانده‌ام. بنیانگذاران سنت‌ها و پاسداران خردمند فضیلت‌ها از آستانه تاریخ آدمیان ‏تا همین امروز. هلموت اشمیت دوم دسامبر امسال نود ساله می‌شود.‏

او در سال‌های آغاز و پیروزی انقلاب ایران نخست‌وزیر آلمان بود. در افسانه گوادلوپ که برای انقلاب ایران ساخته ‏شده است پای او هم در میان است. موشک‌های کروز و پرشینگ که در آن سال‌ها نه تنها زمین بلکه مغزهای ‏بسیاری را هم دوپاره کرده بود با نخست‌وزیری هلموت اشمیت در تاریخ همراه شده است. موشک‌های ‏قاره‌پیمایی که جنبش صلح گسترده دهه هشتاد سده بیستم میلادی را دامن زد. هلموت اشمیت با خونسردی ‏کم‌مانند و ویژه خود در برابر آن جنبش صلح ایستاد و هنوز هم خونسردانه و پرشور از تصمیم آن روزی خود دفاع ‏می‌کند.‏

او که در جنگ جهانی دوم افسر ارتش آلمان بوده است در پایان اسیر می‌شود و همانجا با اندیشه‌های ‏سوسیالیستی آشنا می‌گردد. پس از آن تا به امروز داستان زندگی او بخشی از داستان سوسیال دموکرات های ‏جهان و آلمان است. با این ویژگی که در آلمان حزب او هم از سازمانگران جنبش صلح در زمان نخست‌وزیری او ‏بوده است، حزب حکومتی در برابر حکومت خود ایستاده بوده است.‏
‏ ‏
هلموت اشمیت پس از نخست‌وزیری به گروه ناشران هفته‌نامه دی‌سایت می‌پیوندد و هم‌اکنون هم کار می‌کند و ‏می‌نویسد. و سیگار می‌کشد حتی در جاهای سربسته‌ای که سیگار کشیدن برای همگان ممنوع است. عشق ‏سیگار مردان دهه شصت و هفتاد سده بیست میلادی حتی دامن علی شریعتی را هم گرفته بود و بسیاری از ‏جوانان آن سال‌های ایران را علی شریعتی سیگاری کرده است بدون آنکه خود بخواهد. رابطه هلموت اشمیت با ‏سیگار آنگونه شخصی و فردی شده است که جز احترام به آن رابطه نمی‌توان به چیز دیگری پرداخت و چنین نیز ‏می‌شود.‏

یک بخش شکوهمند از زندگی هلموت اشمیت آنجا ست که از انور سادات، رییس جمهور مصر آن روزها، سخن ‏می‌گوید و همواره هم از او با «دوست من» یاد می‌کند. نه آنجایی که انور سادات دلاوری مرد صلح بودن را از خود ‏نشان داد و در دل‌های صلحدوستانی همچون من جای گرفت. آنجا نه. برای آدمیان همواره جنگ آسانتر از صلح ‏بوده است، اما مردان صلحی که به هنگام فرمانروایی دلاوری پذیرش صلح را هم داشته‌اند کم نیستند. هلموت ‏اشمیت می‌گوید انور سادات نخست‌وزیر آلمان را با دین‌های ابراهیمی و هم ریشه بودن آنها و یگانگی‌های آنها ‏آشنا می‌کند و دروازه‌های تازه‌ای از شناخت را به روی هلموت اشمیت می‌گشاید. هلموت اشمیت به آنجا که ‏می‌رسد فروتنانه خود را وامدار انور سادات نشان می‌دهد. و چه آتشی که بر جان من نمی‌افتد از ناآگاهی و ‏ندانم‌کاری برخی از عالمان دینی ما در پرداختن به انور سادات. ‏

هم‌اکنون دیدم دی‌سایت به پیشواز نود سالگی هلموت اشمیت رفته و برای خوانندگان خود پرسشنامه‌ای داده ‏است و برای پاسخ دهندگان جایزه هم می‌دهد. پرسش‌ها در باره هلموت اشمیت و ایستگاه‌های به یاد ماندنی ‏زندگانی اجتماعی و سیاسی او ست. برای کسی که هلموت اشمیت را بشناسد، یا با افت و خیز های زمانه او ‏آشنا باشد، پرسش‌ها آشنا ست. من پاسخی برایشان نفرستادم تا در لیست جایزه‌بگیران نباشم. بسیار شاد ‏شدم که ارزیابی شخصی من از هلموت اشمیت هم یکی از پرسش‌ها بود و اگر می‌خواستم پاسخ دهم آن را ‏برمی‌گزیدم.‏

هلموت اشمیت مرد سخن آشکار و روشن. مردی که همواره هم نگرش خود را بخوبی نمایندگی می‌کند و هم ‏آن را با آشکاری و روشنی به زبان می‌آورد. این هلموت اشمیت من است، هلموت اشمیتی که من شناخته‌ام.‏

او اما یک بار چنین نکرده است و خود می‌داند و من هم می‌دانم. رازی که او خود آواز کرده است. و هلموت ‏اشمیت خردمند خونسرد خوب می‌داند که درست در آنجا ست که به قلب‌های آدمیانی همچون من راه می‌برد و ‏ماندگار می‌شود. شادی زی هلموت.‏

دسته‌بندی

پیوند چاپ November 25, 2008 11:39 PM Tuesday