بایگانی ماهانه
July 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آمار
  • یادداشت‌ها: 657
  • دیدگاه خوانندگان: 1344
  • بازتاب از خوانندگان: 49
January 29, 2009

همبستگی بزرگ و فراگیر برای یک آزمون تاریخی

برای آنچه که می‌خواهم بنویسم هنوز نامی بهتر از همبستگی نمی‌شناسم. جبهه نمی‌نویسم تا نامی نظامی ‏نباشد. ای کاش می‌شد حزب نوشت تا دانسته نامی سیاسی گذاشته باشم. اما باور ندارم حزبی برای یک ‏هدف و بر پایه سن و سال می‌توان تشکیل داد. و این همبستگی اجتماعی سیاسی حزب مانند در نگاه من ‏بایستی در برگیرنده 48 سالگان تا 73 سالگان ایران باشد. ایران به همدلی و همبستگی این گروه سنی نیاز ‏تاریخی پیدا کرده است، تا پاسخی شایسته برای گزینش تاریخی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا فراهم ‏آورد.‏

پاسخ شایسته ایران به آنچه در آمریکا روی داد و نخستین رییس جمهور سیاهپوست را در آمریکا روی کار آورد ‏هر چه باشد، بایستی فرض آگاهانه پیشین آن بر کامیابی باراک اوباما گذاشته شود، و خواهان کامیابی او باشد. ‏اما خواست یا پاسخ شایسته ایران همه چیز نیست. بلکه اگر روند تاریخ بگونه‌ای پیش رود و این رییس جمهور با ‏ناکامی به تاریخ بپیوندد، نباید نام ایران در ناکامی او جایی داشته باشد. و این مسوولیتی پدید می‌آورد که من آن ‏را تنها در کنار مسوولیت تاریخی سال 57 می‌توانم بگذارم.‏

پاسخ شایسته من دو وجه بسیار ساده دارد. 48 سالگان تا 73 سالگان تا روز انتخابات ریاست جمهوری ایران یک ‏رییس جمهور دارند و آن محمود احمدی‌نژاد است. نتیجه انتخابات ریاست جمهوری به سود هر کس باشد رییس ‏جمهور آینده ایران کسی است که از صندوق رای بیرون می‌آید و از آن لحظه همه پشتیبان آن هستند. و در میان ‏این دو وجه بیشترین گفتگوی اجتماعی و سیاسی گسترده انجام گیرد. جهان باید بداند ما خواهان ناکامی اوباما ‏نیستیم. و ایرانیان هر من یا نیم منی که داشته باشند در این هدف بایستی ما بشوند و به ما شدن تن بدهند.‏

در این نوشته من کاری ندارم به آنچه پیش از سال 32 گذشت و آن سال نیز. با کسانی کار دارم که آن سال بر ‏دوش‌های آنها آوار شد و آن آوار را کشیدند تا به سال 57 رساندند. در این نوشته من کاری ندارم به آنچه در سال ‏‏57 گذشت. ‏

‏48 سالگان کسانی هستند که در سال پنجاه و هفت به هجده سالگی رسیدند. 73 سالگان کسانی هستند که ‏در سال 32 پای به هیجده سالگی گذاشتند. من بی داوری آن دو سال را در کنار هم می‌گذارم و می‌گذرم. و 48 ‏سالگان تا 73 سالگان ایران، با هر بیم و امیدی که داشتند، اکنون در مرز میان یک کامیابی یا ناکامی تاریخی ‏جای گرفته‌اند. و مسوولیتی تاریخی پدید آمده است که با روان اجتماعی گاه ناهمساز آنها بایستی پاسخ داده ‏شود. رقابت‌های آن روان گاه ناهمساز ناگزیر است اما بایستی برای پذیرش آگاهانه این مسوولیت تاریخی و ‏پاسخگویی شایسته برای آن باشد.‏

نمی‌توان گفت روان اجتماعی آن کس که در سال 32 پای به جامعه گذاشت با روان اجتماعی آنی که در سال ‏‏57 آغاز کرد خوانایی دارد، حتی می‌تواند بیگانه هم باشد اگرچه هر دو زیر یک سقف بار آمده باشند. اما آنها در ‏برابر یک آزمون تاریخی کم مانند جای گرفته‌اند. آنها می‌دانند آزمون چیست. آزمون سال 32 و آزمون سال 57. اما ‏برداشت آنها از ناکامی یا کامیابی نمی‌تواند همانند باشد. و پاسخ شایسته در گفتگوی گسترده و آشکار میان ‏آنها یافتنی است. با بیشرین بردباری در برابر نسل‌های پیش از 48 ساله و بیشترین گوش شنوا برای نسل‌های ‏پس از 73 ساله.‏

دسته‌بندی، ، ، 

پیوند چاپ January 29, 2009 1:00 AM Thursday