پرسش پرسشها
جناب سیاستمدار! اگر رییس جمهور نشدی چه خواهی کرد؟
این پرسش من از همه نامزدهای ریاست جمهوری در انتخابات آینده است.
در باره احمدینژاد خودم به آن پرسش پاسخ خواهم داد.
کروبی در انتخابات گذشته نشان داد که چه خواهد کرد. و آفرین مرا هم برانگیخت.
آشنای ناشناس، میرحسین موسوی، اما خود باید پیش از روز انتخابات پاسخی برای آن پرسش بیابد.
اما آشنای ناشناس هم بفهمی نفهمی گویی شناختنی میشود. واکنش خود به یک تحلیل انتخاباتی را اینجا هم میگذارم. رگههایی از شناخت هشدار دهنده در آن واکنش من هست و آن را دنبال خواهم گرفت:
آنچه موسوی تا به امروز از خود نشان داده است یک فرسودگی مزمن است، هم در رفتار و هم در گفتار.
بیست سال غیبت، آن هم در بیست سالی که جهان و ایران دیگر آنی نیست که در پیش از بیست سال پیش بود، تنها یک راه برای بیننده کنجکاو باز میگذارد، و آن هم زیر ذره بین لحظه به لحظه گذاشتن میر حسین موسوی است. اما نشانههای فرسودگی که او تا به امروز از خود نشان داده است در سازگاری با نهادها و نگرشهای فرسودهای است که راه پیشرفت را میبندد. فرسودگی برخی نگرشها و نهادها به گونهای است که برای اندکی پیشرفت گاه ناچار شدهاند قانون را دور بزنند، و این پای گذاشتن آگاهانه در راهی فاجعهبار است. گسست کروبی از سازمانیابی صنفی در سیاست و روی آوردن او به سازماندهی مردمی برای او میدان اجتماعی فراخی پدید آورده است. میرحسین موسوی اما هنوز به مهمترین پرسش پرسشها نیز بایستی پاسخ روشن بدهد:
جناب سیاستمدار اگر این بار نتوانی به کاخ ریاست جمهوری بروی چه خواهی کرد؟

پرسش پرسشهای من این است که آقایان اگر رئیس جمهور شوند چه میکنند؟ چون اگر رئیس جمهور نشوند، ترجیح میدهمد خودم مطالباتم را پیگیری کنم نه آقایان...