بایگانی ماهانه
March 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
آمار
  • یادداشت‌ها: 645
  • دیدگاه خوانندگان: 1343
  • بازتاب از خوانندگان: 49
June 12, 2009

بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت

بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت هنوز نیامده از روزهای تاریخی ایران شده است. خجسته باد.‏

تاریخی بودن آن، در نگاه من، تنها در خود آن روز نیست یا در آنچه در آن روز روی خواهد داد. بیست و دوم خرداد ‏هشتاد و هشت در نگاه نخست روزی است مانند همه روزهای رای‌گیری در ایران، و این بار روز انتخاب رییس ‏جمهور برای چهار سال آینده ایران است. اما دو ویژگی آن روز را نیامده تاریخی کرده است.‏
 مناظره احمدی‌نژاد و موسوی

ویژگی نخست به روزهای پیش از آن برمی‌گردد. در آن روزها شور و شادی رقابت آمیز سیاسی و اجتماعی ‏سراسر کشور را فراگرفت. نوآوری‌ها به شور و شادی چهره‌ای تازه می‌بخشید. چهره‌ای که شاید برای نسل‌های ‏پس از انقلاب تازگی داشته باشد، اما برای ایران و ایرانیان تازه نیست و آزموده شده است. ‏
دهه پنجاه در ماه‌های پیش از انقلاب، دهه چهل در ماه‌هایی که به اصلاحات ارضی و حق رای برای زنان انجامید، ‏چنین پدیده‌ای را در ایران به تاریخ سپرده است. روزهای پیش از بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت از جنس ‏آنهاست. آنهایی که نمادساز هستند تا جای پای دگرگونی را بر صفحه‌ای از تاریخ بگذارند. بیست و دوم خرداد ‏هشتاد و هشت هنوز نیامده یک نماد در تاریخ ایران است.‏
شاید کسانی که دلبستگی ویژه‌ای به دوم خرداد هفتاد و شش دارند آن روز را هم در کنار چنین روزهایی ‏بنشانند. می‌توان چنان کرد. اما دوم خرداد نماد نفی بود، نفی ذوب شدن. بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت ‏نماد نفی نیست، چون سدی بر سر راه آن نبود تا شکسته شود.‏
در آینده شاید چیزی یافته شود که بتوان آن را نشانه‌ای بارز از نفی در بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت دید. ‏برای روان ساده‌نگر گذشته‌باز یافتن چنان چیزی همواره شدنی است. چون گذشته را همواره می‌توان بهتر از ‏آینده شناخت، شک ندارم که گذشته‌بازان در آینده هم باز چیزی در این روزها برای نفی خواهند یافت.‏
اما بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت، که در لحظه نگارش این یادداشت نخستین دقیقه‌های آن آغاز شده است، ‏روز نفی نیست روز اثبات است. روز نفی چهار سال پیش بود. از آن نفی احمدی‌نژاد برآمد که چهار سال بخوبی در ‏ایران ریاست جمهوری کرد. و در پایان آن چهار سال دولت او انتخاباتی به یاد ماندنی برگزار می‌کند که در تاریخ ‏پس از انقلاب ایران بی‌مانند است. دولت احمدی‌نژاد امکان رقابت سیاسی و اجتماعی چشمگیری فراهم آورده ‏است که رقیبانش بیش از او از آن سود می‌برند. این دستاورد بزرگ دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد برای ‏کشور و مردم ایران است.‏

در بررسی دموکراسی و جنبش‌های دموکراسی خواه یا دموکراسی زا همواره گوشه‌ای هست که به امکان ‏شکست دموکراسی از خود می‌پردازد. یعنی ساز و کار های دموکراتیک دستاویزی برای نیروهای ضد دموکراسی ‏می‌شود تا دموکراسی نوپا را بر باد ‌دهند. ‏
دولت احمدی‌نژاد چهار سال پیش با رقابتی نفس‌گیر روی کار آمد، و با این انتخابات روان دموکراسی‌خواهی و ‏ساز و کار دموکراسی‌گری را در ایران به پله‌ای بالاتر رساند. بالاتر از آنچه پیش از روی کار آمدن آن بود.
گمان نمی‌کنم رقیبان شناخته شده احمدی‌نژاد و هواداران آنها خود را ضد دموکرات بدانند، پس حتی روی کار ‏آمدن آنها هم نمی‌تواند شکست دموکراسی در ایران نامیده شود. دولتی که در چنین انتخاباتی شورانگیز امکان ‏برکناری خود را برای رقیبانش فراهم آورده است خود بخشی انکار نا پذیر از دموکراسی است و نه ضد آن. بیست ‏و دوم خرداد هشتاد و هشت روز نفی نیست. روز اثبات است. مردم با انتخاب خود به اثبات می‌پردازند و آنچه را ‏اثبات می‌کنند از صندوق برخواهد آمد، و هر کس از صندوق درآید خود اثباتگر پله‌ای بالاتر در دستاوردهای ‏دموکراسی در کشور خواهد بود. و این ویژگی دوم بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت است که آن را تاریخی ‏می‌کند.‏

ساعتی پیش «پیام بیست و دوم خرداد» را خواندم. و خود نیز پیام زیر را زیر آن افزودم:‏

آنچه هم‌اکنون، و خوشبختانه پیش از برگزاری انتخابات، می‌توان گفت این است که انتخاباتی پرشور برگزار شد و ‏‏در آن گرایش به بردن برنامه‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برای کشورداری به میان مردم نیز برجسته بود. ‏‏با آرامش می‌توان گفت برای جوانان امروز توشه‌ای شایسته برای آینده آنها فراهم آمده است. پرسش این است ‏‏که آیا توانایی گفتن این را نیز داریم که چنین انتخاباتی بی مانند در کشور در زمان ریاست جمهوری محمود ‏‏احمدی‌نژاد برگزار شد. تا آن را نگوییم نمی‌توانیم به واقعیت زندگانی سیاسی و اجتماعی کشور، آنگونه که ‏‏هست، راه ببریم. انتخابات بگونه‌ای برگزار شد که برد و باخت، هر دو، برای دولت برگزار کننده آن یک پیروزی ‏‏است. به گمان من این گام نخست هر تحلیل در آینده بایستی باشد. و گفتن آن پذیرفتن توانایی زیستی و ‏‏سرزندگی رقیب است و آماده شدن برای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز اما رقابتی. و این حتی اخلاق دیگری نیز نیاز ‏‏دارد.‏

پیام من زیر آن نوشته همینجا پایان می‌یابد. اگر به دنبال ویژگی سومی نیز در بیست و دوم خرداد هشتاد و ‏هشت باشیم که به آن چهره‌ای تاریخی می‌دهد بایستی آن را در بن‌بست اخلاق پیشادموکراسی در ایران جستجو ‏کنیم و نوزایی اخلاقی که بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت زایش آن را نوید می‌دهد. اخلاقی که در ‏وابستگی به جایگاه اجتماعی و سیاسی تعریف خواهد شد و نه در انزوای پرده‌نشینی. ‏

برای رییس جمهور یک کشور چه چیزی اخلاقی‌تر از آن است که امکان شکست خود را برای رقیبانش فراهم ‏آورد؟ زنده باد اخلاق ریاست جمهوری احمدی‌نژاد در روز بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت. چه خود او از ‏صندوق رای مردم به در آید و چه یکی از رقیبان او.‏
‏ ‏

دسته‌بندی، ، ، 

پیوند چاپ June 12, 2009 2:12 AM Friday