بایگانی ماهانه
March 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
آمار
  • یادداشت‌ها: 644
  • دیدگاه خوانندگان: 1343
  • بازتاب از خوانندگان: 49
June 22, 2009

داری کار و باری خوش

کوتاهترین شب سال است. شب از نیمه گذشته است. تیر ماه آغاز شده است. می‌خواستم این کوتاهترین ‏شب را اندکی با خود باشم. رویاهایم را بکاوم. اندکی به روزها و هفته‌های آینده پرواز کنم. من به این پروازها و ‏بازنگری رویاهایم نیاز دارم. ‏
پر پرواز نگشوده به اردیبهشتی که گذشت پرتاب شدم. به گذشته باز گشتم. ‏
اردیبهشت ماه هنوز به نیمه نرسیده بود. یخبندان کناره‌گیری محمد خاتمی از نامزدی ریاست جمهوری گذشته ‏بود. جوانان خود را برای انتخابات ریاست جمهوری گرم می‌کردند اما هنوز گرمای آنها به زیر پوست شهر ‏نمی‌دوید.‏‎ ‎در گشت و گذاری مانند همیشه، گذارم به نوشته آن روز او افتاد. هیچ نمی‌دانم از کی نوشته‌هایش را ‏می‌خوانده‌ام. نوشته‌هایش نشان می‌داد که درگیر انتخابات ریاست جمهوری شده است و کارهایش روز به روز ‏بیشتر می‌شود. دلنویسی هم می‌کرد. آن روز نوشته بود دلش برای خودش تنگ شده است. تا خواندم دست و ‏دلم لرزید. زیر دلنوشته‌اش نوشتم: ‏
دلتنگ نشو. تا چشم به هم بزنی تیر ماه میاد و به خودت هم می‌رسی. ‏
من برایت فال گرفتم. حافظ گفت: داری کار و باری خوش!‏

تیر ماه آمد. در خبرهای نمی‌دانم کی خوانده‌ام که دستگیرش کرده‌اند. و هنوز از آزادی او خبری نیست.‏

دسته‌بندی

پیوند چاپ June 22, 2009 3:32 AM Monday