بایگانی ماهانه
July 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آمار
  • یادداشت‌ها: 657
  • دیدگاه خوانندگان: 1344
  • بازتاب از خوانندگان: 49
August 26, 2009

زندان‌نوشت زمانه غارنشینان

از زندان نوشته‌ای به وبلاگش فرستاده و در پایان آن نوشته است «مثل همون موقعی که آزاد بودم مخلص همه تون هستم». ناخودآگاه با خود گفتم «ما بیشتر».
از دیدن نوشته‌اش بسیار شاد شدم. نمی‌توانم بگویم هر روز، اما نوشته‌هایش را در وب‌نوشت همواره با علاقه می‌خوانده‌ام. چندین سال. حتی درد زندان نهفته در زندان‌نوشت او هم نتوانست شادی دیدن نوشته‌اش را بپوشاند.
خبر از او با زندان‌نوشت مرا برد به دنیای خبر. نمی‌دانم او هفتاد روز بی خبری را در زندان چگونه گذرانده است. فهم او دشوار است. آخوندی که با دنیای امروزی سر آشتی داشته و با آن دمساز ‌می‌شده است. همین دشواری او را به زندان کشانده است.
او را به میان سی و پنج هزار سالگان پرتاب کرده اند. به زمانه‌ای که آدمیان هنوز خبررسانی از خود را نیاموخته بودند. او اما آموخته بود و نتوانستند آن را دریابند، پس به بندش کشیدند.
زندان‌نوشت او گوشه‌ای از روزنامه دیواری اوست. و زندان هم برای او همان غار است بدون اینکه خود او غارنشین بوده باشد. دیوار زندان روزنامه دیواری زندانی است حتی اگر خود او هیچ نقشی بر آن ننشانده یا خطی نکشیده باشد.
زندان برای او غار است. مانند همان غاری که نخستین نقاشی‌های آدمیان بر دیواره‌های آن نشسته است. نخستین نقاشی‌های آدمیان در دیواره‌های غاری، به کمابیش سی و دو هزار و شش سد سال پیش از میلاد برمی‌گردد. بسیار پیش از آنکه آدمی بتواند جانوری را اهلی کند.
حتی آن روزهایی که آدمیان در غارها می‌زیسته‌اند، و هنوز خانه‌سازی را نیاموخته بوده‌اند، خبررسانی و پیام‌گذاری را آموخته بوده‌اند. شاید هم پیام‌گذاری و پیام‌رسانی با پیدایش آدمی در کره زمین آغاز شده باشد.
نقاشی‌ها روی دیواره‌های غارها به زمانه پیش از پیام دود بومیان آمریکا برمی‌گردد. بومیان آمریکا با هیزم خشک و گیاه تر آتش می‌افروخته‌اند و با دود آن پیام خود را به هوا می‌فرستاده‌اند.
با آنچه امروز می‌دانیم، سخن گفتن با یکدیگر و شراره‌های آتش در غارها نخستین کوشش‌های آدمیان برای پیام‌رسانی و پیام‌گذاری میان آدمیان غارنشین بوده است. اما آدمیان آن روزها شاید خود نمی‌دانسته‌اند که از زندگی زیسته خود نیز ما را خبر می‌کرده‌اند. مایی که هزاره‌ها پس از آنها آمده‌ایم.
نه تنها نقاشی‌ها بلکه بازمانده‌های زندگانی آدمیان در غارها، جای پا، جای دست و بازمانده هر کار و تلاش آنها در غارها نشانه‌هایی از فرهنگ و زندگانی آن روزی آنهاست که بر جا مانده است.
به زبان امروزی ما می‌توان گفت دیواره غار نخستین روزنامه دیواری آدمی است. و زندان‌نوشت محمد‌علی ابطحی همان کار را می‌کند که آن نقاشی‌های دیواره‌های غارها کرده‌اند. خبر می‌دهند از روز و روزگار و نیز از فرهنگ آدمیان و زمانه‌ای که زیسته‌اند. و از زمانه‌ای که دود آه زندانی پیام‌رسان آن است. آهی که نا خود آگاه کشیده می‌شود.

می‌سوزم و می‌خندم خشنودم و خرسندم
تا سوختنم چون شمع می‌خواهی و می‌کوشی