۲۹ فروردین ۱۳۸۲

زندگي به سازيم

خلق الساعه وجود ندارد. هيچ چيز به يک باره پديد نمي آيد. کسي که آرزوی ساختن در سر دارد، نخست بايد به بيند پيشينيان چه ساخته اند.

تاريخ و گذشته، گذشته است همان اندازه که کنکاش چرايي آن ضروری است، کوشش برای تغيير و يا راست و درست کردن آن بيهوده است.

ساختن زندگي امروز و گذاشتن بنای آينده به دست خويش، با وجود خودکامگان دشوار و فرار به گذشته آسان ترين کارهاست. خودکامگان شيفته سرگرم کردن آدم ها با گذشته اند. اين از ويژگي های جامعه شکست خورده و يا ديکتاتورزده است که گذشته گرايي را رواج مي دهد، و در هر جايي آدم ها را با گذشته سرگرم مي کند. در اين ميان روشنفکراني هم يافت مي شوند، که بزرگترين هنرشان راست کردن کار گذشتگان است، نه امروزی ها و نه گذاشتن پايه ای برای آيندگان. در فلان سال گذشته نبايد فلان مي شد بزرگترين سرگرمي آن هاست. مرده ها بهترين هم صحبت آن هايند. مرده ها زبان ندارند. مرده ها نمي توانند از خود دفاع کنند. مرده ها مرده اند و اينگونه روشنفکران هم مرده بازند.

ما بهتر است کار مرده ها را به مردگان واگذاريم و به زندگان به پردازيم. يعني سخت ترين کارها را برگزينيم. به زندگان به پردازيم، تا زندگي به سازيم. به انسان هايي به پردازيم که زنده اند و سرگرم زندگي، گرامي ترين داشته انسان.

به آنهايي به پردازيم که سخن مي گويند، از خود دفاع مي کنند. و دليلي وجود ندارد که از ما بالاتر باشند. و هيچ دليلي برای کمتر بودنشان نيست. برای همين است که پرداختن به آنها دشوار است.

تاريخ برای شناخت گذشته و برای تخمين داشته هاست، نه برای تغيير گذشته و يا داوری کار گذشتگان از جايگاه امروز و يا فردا.

پرسش اين است 1- چه داريم. 2- بهتر است چه چيزی بر آن بيفزاييم.

در جامعه ما آدم ها را هر روز به گونه ای به خودی و ناخودی تقسيم مي کنند. اين نوع تقسيمبندی تخمه فاشيسم بوده است، در هر جا که بوده است. انسان ها تنها به خاطر انسان بودنشان از حقوقي برخوردارند. همه انسان ها انسانند، و در انسان بودنشان با هم برابرند. پس همه در آن حقوق با هم برابرند.

فاشيسم چيست و سرانجام آن چگونه است. نيازی به راه دور رفتن نيست، عراق و سرنوشت آن پيش روی ماست. در يک کلام ضد انسان است. نگذاريم انسانيتمان ربوده شود. بدون آن هيچ هيچ هستيم. از اين سختتر ولي ضروری تر در جامعه ما وجود ندارد. با تقسيم انسان ها به قصد پايمال کردن حقوق عده ای از آن ها، هر جا که هستيم به مقابله برخيزيم. هيچ چيز نبايد دستاويزی برای پايمال شدن حقوق انسان و يا گروهي از انسان ها باشد. فاشيسم انسان ها را تقسيم مي کند. به دسته ای از آن ها برتری مي دهد، تا حقوق دسته های ديگر را پايمال کنند. با حذف هر دسته ای تقسيم دوباره آغاز مي شود، تا اينکه هسته جنايتکاری باقي مي ماند که تنها کارش دفاع از خود است. و انسان ها برای نجات زندگي، چاره ای جز حذف او نخواهند داشت.

29 فروردين 82