حسين آقای درخشان توبه کرده است. ايشان که چندی پيش به درجه رفيع عمامه بخشي نايل آمد و به هر کس که خوش نداشت عمامه مي بخشيد، با نوشتن « هودر توبه مي کند » راه رستگاری پيش گرفت، و هودر نام دات کام اوست.
توبه برای آدمي که دارای وجدان است، و خوب و بد کردار خود را به سنجش مي نشيند و اگر آن را مردم آزارانه يافت، با نام توبه به پوزش برخواسته و به دلجويي مي پردازد، نه تنها خوب بلکه لازم است. چون آدم توبه کار ممکن است خطای خود را بزرگتر از آن که هست ارزيابي نموده و به خودآزاری به پردازد، و يا توبه او دندان طمع بدخواهانش را تيز نمايد، بر انساندوستان است که به ياری توبه کار همت گمارند و همراهي نمايند تا تعادل و توازني پسنديده شخصيت و منزلت انسان پديد آيد. برای همين است که من هودر را در توبه اش همراهي مي کنم. و گفتن نکته هايي را لازم مي دانم.
نخست آن که توبه از کردار دينداران است، و به فهمي نفهمي از ايزدآزاری و خداترسي ريشه گرفته است، و با پوزش خواستن اندکي فرق دارد. فرد ديندار ممکن است بسياری از مردم آزاری هايش را هم که با ايزد و اهريمن کار نداشته است با توبه پاسخ گويد، و دلجويي از مردمان آزرده شده را فراموش نمايد. و مهمتر آن که توبه بايستي آزادانه و به اختيار باشد و بدون اجبار داروغه و قاضي و مامور دولت و حکومت و فرمان رييس حزب و گروه باشد، و با بسيج مردم به غيرت آمده و کف بر دهان انجام نيافته باشد. زيستگاه هودر در ميانه دو اقيانوس اطلس و آرام از دسترس چنين کسان به دور است و مي توان پذيرفت اجباری در کار نبوده است.
دو ديگر اين که عالمان ديني با کار نابخردانه خود در بيست و چند ساله گذشته، توبه و توبه کاران را بدنام کرده اند. سخن از توبه های اجباری به دست سعيد امامي ها و شريعتمداری ها و نمايش های هرزه تلويزيوني نيست که شهره خاص و عام است. بلکه با گذراندن قانون و بسيج نيروی انتظامي و سپاه برای هر ناراستي کوچک انساني که با يک گفتگوی ساده دوستانه، و يا يک گفتگوی اجتماعي ميان آزمودگان و نوجوانان راست مي شد، و نيز گرفتن زمان آزمون و خطا از جوانان، به وجدان ايرانيان آسيب ها رسانده و زيان های اجتماعي بسيار بار آورده اند.
وقتي که جوان برای هر خطای کوچک بهايي در زندان و يا با شلاق مي پردازد، بهای خطا را پرداخته است، نيازی نخواهد داشت که به درگيری وجداني با نيک و بد کارهايش به پردازد. و بدين گونه وجدان و کارکرد کژی ياب و راستکار و پوزش خواه آن پايمال مي شود. و زيان های فردی و اجتماعي بسيار به بار مي آورد. و از بخت بد ما ايرانيان اين همه به دست عالمان ديني انجام مي شود که خود در همواره تاريخ مردم را برای پاسداری از وجدان فرامي خوانده اند. آنها فراموش کرده اند، هر خطايي را اگر بهايي بگذارند، چه پولي و چه شلاقي، خطاکاران بها را مي پردازند و پي کار خويش مي روند و به هنگام دعوت به درگيری وجداني با خوب و بد کارشان، پاسخ آن است که بهايش را پرداختم، ديگر چه مي خواهيد. و ما اين پاسخ را بسيار شنيده ايم در اين سالها. و اين آن بلايي است که سر ايران و ايراني بويژه جوانان در اين سالها آمده است. بشارت دهندگان وجدان را که کار خود رها کردند و به کشورداری و زندان باني و نظاميگری پرداختند بايستي سرزنش کرد نه جوانان را.
ديگر اينکه هودر و ماننده های او بهتر است پس از اين که در کارهای روزانه خويش از سجاده و عمامه فارغ شدند، اندکي هم به افزار کار خويش و تاريخچه و کارکرد آن به پردازند. و به بينند که خردمندان و فن آوران چگونه حکايت شيرين مرغ و تخم مرغ را پاسخ مي گويند و بي خبر نمانند. وبلاگ های ما با رايانه و کامپيوتر تهيه مي شود. و اگر حوصله داستان پيدايش آن را هم نداشته باشيم، نگاهي به همين دهساله گذشته گفتني های بسيار دارد.
امروزه ديگر بسياری آدم ها با سخت افزار و نرم افزار کامپيوتر آشنايي دارند. و با برنامه های ويندوز 98 و یا ميلينيوم ويا 2000 و ايکس پي کار کرده اند. ده سال پيش ويندوزی نبود اينگونه که مي بينيم. داس بود و داس هم کم و بيش هر دو سال يک بار نوسازی و باز سازی مي شد، و شماره های تکاملي آن در نزديک به ده سال تا 6 هم رسيد. از خرده شماره هايي مانند داس 6.2 اگر چشم به پوشيم از داس7 برای هميشه درون ويندوز گذاشته شد و نام داس به تاريخ پيوست. داس گرافيک نداشت و کلمه ويندوز برای آن به کار رفت که کار گرافيکي هم به داس افزوده شد و پنجره های گرافيک را بر صفحه نمايش ويندوز ناميدند. همه آن چه به صورت تاريخ ساليان دور گفته مي شود در نيمه دوم دهه نود سده بيست انجام گرفت. و داستاني کم و بيش ده ساله است. داس و ويندوز که در زبان وبلاگ شهر در رده نرم افزارها است، بر روی سخت افزار که همان کامپيوتر و دستگاه های آن از سي پي یو گرفته تا هارد ديسک سوار مي شود. و از اينجاست که داستان شيرين مي گردد و هودر توجه ندارد.
یکم اين که هر نسلي از نرم افزارها با نسلي از سخت افزارها همزمان است. یعني داس های پيش از 6 و خود آن برای سخت افزارهای سازگار با 286 و 386 و 486 که ترتيب تکاملي سخت افزاری است نوشته مي شد. با پنتيوم و ويندوز 95 يک گام تکاملي بزرگ گذاشته شد. و ويندوزها هم از 95 تا ايکس پي هر کدام با نسلي از نسل های سخت افزاری سازگارند. ديگر اين که برنامه نويس در دستگاه بيل گيت به دلخواه برنامه نمي نويسد. تمام تلاش او بر پايه پيشرفت فن آوری و توان ساخت دستگاه در کارخانه های سخت افزار سازی استوار است. آن ها مي سازند و در اختيار مايکروسافت مي گذارند و برنامه نويس ها هم برنامه سازگارش را مي نويسند. پس سازگاری نرم افزار و سخت افزار بسيار مهم است. نکته اين است که در گذر از داس به ويندوز داس را دور نريختند. هسته گرداننده دستگاه ها باقي ماند، و به ويندوز گذر کرد، و هنوز هم بسياری از فرمان های افزارگردان آن را مي توان در پنجره داس ويندوزها پياده کرد. اين نکته بسيار مهم است. آدميان در گذر زمان همينگونه سنگ روی سنگ گذاشته اند و هسته مورد نياز زندگي را نگاه داشته اند و پوسته های پوسيده و کهنه را کنار گذاشته اند.
ديگر اين که رابطه نرم افزار و سخت افزار را همين امروز هم روی کامپييوترهای خود مي توانيم دريابيم. سخت افزار سازگار با ويندوز 2000 و ايکس پي به گونه ای است که مي توان نرم افزار داس و ويندوز 95 را هم بر آن سوار کرد و به کار پرداخت. اما نرم افزارهای ويندوز 2000 و ايکس پي را نمي توان روی ماشين های 286 و 386 و 486 و پنتيوم های اوليه سوار کرد. و اين در حالي است که چند صباحي از عمر آن ها نگذشته است. خيلي پيچيده شد؟ برای همين است که اقای سيک بي هيچ مزاحمتي با ريش و سربندش بر رياست بانک شعبه مرکز تورونتو تکيه مي زند، اما معلوم نيست انسان پرورده مانهاتان با پيپ و شلوارکش در ميان سربند بندان افغان دوام بياورد، و شايد هم زنده نماند.
نرم افزارهای گذشته و کهنه را مي توان بر سخت افزارهای نو و تازه سوار کرد، سازگاری يک به يک ندارند ولي کار مي کنند. نرم افزارهای نو و تازه را که سازگار با مدرن ترين و تازه ترين سخت افزارها نوشته شده است، نمي توان روی سخت افزارها و دستگاه های کهنه سوار کرد. چاره چيست؟ سخت افزار ديگری بايد خريد و سوار کرد و يا همه کامپيوتر را کنار گذاشت و کامپيوتر نو آورد.
اما آنگاه که پای ميهن و مردم در ميان است و کشور و مردم نقش سخت افزار را دارند، نمي توان آن را دور ريخت و ميهني ديگر خريد و مردمي ديگر از کره و ژاپن سفارش داد. و مهمتر از آن ما خود جزيي از همان سخت افزاريم و جداساخته نيستيم. و چه بسيار که به همان گرد و خاک آلوده ايم که هم ميهنان، و پوسته های پوسيده فراوان داريم. سياست و دانش اجتماعي و حتي روشنگری و نوسازی انديشه ها و آرمان ها در گستره نرم افزاری جای مي گيرد، بايستي با سخت افزار کشوری سازگار باشد، و سخت ترين سخت افزارها هم مغز نرم سر آدميان است. نمي توان آن را جدا کرد و دور انداخت. مردمان کشور در گفتگوی اينگونه از جمله سخت افزارانند و پندارهايشان از نرم افزارها. به هنگام نوکردن نرم افزار نخست بايستي درجه سازگاری آن را سنجيد، و پس آنگاه بي زور و فشار به کار پرداخت. دستپاچگي و سهل انگاری کامپيوتر را با همه نرم افزار و سخت افزارش از کار مي اندازد. و زمان بسياری بايستي از دست رود برای عيب يابي آن، که عيب هم نبوده است در اصل و با دستپاچگي و سهل انگاری ما پديد آمده است. سخت است فهميدن آن؟
من خود به سه زبان زنده آذربايجاني و کردی و فارسي ترانه مي خوانم، و با چوبدست لرستاني و چگور خراساني پايکوبي مي توانم. اگر پاها از هماهنگي سنجيده به در آيد ممکن است چوب لرستاني بر فرق آدم به نشيند و از چگور خراسان جز غم نغمه هايي برای سرهای شکسته هيچ بر نيايد. خود دانيد. و تازه با خوزستاني هايی که با دختربچگان چنان مي کنند که در روزنامه ها مي خوانيم چه خواهيد کرد؟ به عربستان صادر مي فرماييد؟
فراموش نکنيم که اگر چند برنامه نويس ماهر که با چند و چون الگاريتم ها آشنايي کامل دارند، گرد هم آيند و جدا از چند و چون سخت افزارهای موجود برنامه به نويسند. مي توانند برنامه هايي بنويسند که هيچ سخت افزاری را يارای اجرای آن نباشد. و نيز برنامه های سخت افزارهای کامپيوترهای غول پيکر را نمي توان بر کامپيوترهای شخصي سوار کرد. در زندگي اجتماعي هم چنين است. بسياری برنامه نويس های اجتماعي ما، برنامه نويسي مي دانند ولي برای سخت افزارهای سپری شده مي نويسند و با پسوند اسلامي به خورد مردمان مي دهند، و سه ميليون ايراني را با آن برنامه ها آواره کرده اند. اما دستپاچگاني هم هستند که از برنامه های سخت افزار آمريکايي و کانادايي و اروپايي رونويسي مي کنند، و ايران و ايراني را به زير منگنه مي گذارند، که يا سازگار باش و يا با زور و توپ و تانک آن چه را که ساخته ای به آتش مي کشيم. مباد آن روز.
و من دانسته در اين نوشته از کرم نويسي و ويروس سازی که سخت افزارها را از کار مي اندازد و يا نرم افزارها را به هم مي ريزد، هيچ نگفتم.
حريف مجلس ما خود هميشه دل مي برد
علي الخصوص که پيرايه ای بر او بستند
12 آبان 82