۲۹ آبان ۱۳۸۲

جرم جمعي و گناه همگاني وجود ندارد

خبر کوتاه ولي رسا و گوياست. نخست با هم بخوانيم:

« صبح صادق نشريه رسمي سپاه پاسداران در تازه ترين شماره خود در مطلبي با بيان اين مسئله كه وقتي جاسوسي محمدرضا سعادتي آشكار شد سازمان مجاهدين خلق به گروهك تبديل شد و زماني كه جاسوسي بهرام افضلي كشف شد حزب چهل ساله توده فروريخت و هنگامي كه جاسوسي اميرانتظام اعلام شد پرونده نهضت آزادي بسته شد ادامه مي‌دهد كه با پرونده عبدي بايد جبهه مشاركت نيز از بين برود. »

آبروی آنهايي که در اين خبر نام برده شده اند مهم است، چه فردها و چه گروه ها. مهمتر اما فرهنگ نهفته در اين خبر کوتاه است که یکي از ويژگي های فرهنگ اجتماعي ماست و نياز به بازبيني بنيادی دارد.

داوری در باره فرد ها و گروه ها چيز ديگری است و فرهنگ داوری چيز ديگر. تاکيد من در اين نوشته بر فرهنگ داوری است و کاری به فردها و گروه های نامبرده ندارم.

هر کس که به زندگي گروهي با هر هدف و مرامي روی مي آورد، ممکن است با فاجعه ای که به درست يا نادرست در اين خبر هست رويارو گردد، و فردی از گروه به پليدی های اين چنين و بدتر از آن هم آلوده گردد.

خودآزمايي هر کس پس از هر فاجعه انساني ضرور و مهم است. خود آزمايي به معني پرسش از خود که پيش از آن رابطه اش در انديشه، مرام و وجدان با آن فاجعه چه بوده است و آمادگي تغيير خود. اما يک اصل همواره بايستي بر داوری خود و ديگری حاکم باشد و آن اين که:

جرم جمعي و گناه همگاني وجود ندارد،
مسووليت جمعي و يا همگاني اما وجود دارد.

مسووليت برای شناخت چيستي و چرايي فاجعه و راههای پيش گيری از آن در آينده است. و چه بسا که گروه خود بهتر از ديگران پاسخ ها را بيابد. فرد مجرم اما در برابر قانون مسوول است. و به دست قانون سپرده مي شود. چه قانون گروه و چه قانون کشور.

چرا آقای عبدی در زندان است؟ يافتن پاسخ وظيفه اجتماعي همه ما و نيز حزب اوست. اما حزب مجرم نيست، حتي اگر او جرمي هم داشته باشد. و نيز برای آقای عبدی هم مانند همگان:

آن چه که قانون منع نکرده است، آزاد است.

29 آبان 82