با سلام و آرزوی شادی و تندرستي برای شما.
شورای مصلحت مصوبه ای گذراند و باعث شادی يکي از دوستان وبلاگي من شد. برايش شادی کردم و آواز خواندم. شما هم خواهش مي کنم وقتي که سرحال بوديد و توانايي تحمل شيطنت داشتيد به آن سری بزنيد. مي دانم که سرزنش خواهيد کرد که اين که چيزی نيست و مصوبه را بر سر من خواهيد کوبيد. بي شک حق با شماست. ولي من هم يک کمي حق دارم و در 10 شهريور 81 هم نوشته ام و در وبلاگم هست:
« من همواره بر اين باور بوده ام، و هنوز هم هستم، سياستي که از رنج هاي آدميان نمي کاهد و زندگاني آنها را آسان تر نمي سازد، سياستي آژيدهاکي است و بايد از آن پرهيز شود. هر آنگاه که پاي گزينشي نا گزير در ميان باشد، بايد راهي را در پيش گرفت که آسايش و آرامشي براي آدميان فراهم آورد. و آنچه که براي آدميان خوب است به سود مردم و کشور است. »
وقتي انسان در مرکز تلاش هاست و با حکومتي تماميت گرا با گرايش فاشيستي آشکار سر و کار داريم و زن هايمان اسير تاريک انديشي، رها شدن گوشه ای از زندگاني آنها برايم شادی زاست، مانند تنها يک اسيری که آزاد مي شود و مي بوسيم و مي بوييم و مي دانيم که دهها تن هنوز در بندند.
هوشنگ