۱۹ اسفند ۱۳۸۲

خاتمي، پايان يک رويا

شكوري‌راد معاون دبير كل جبهه مشاركت گفته بود «آينده از خاتمي به‌عنوان بزرگ‌مرد تاريخ ايران يادمي‌كند». محمد جواد روح روزنامه‌نگار جوان و خوش‌ذوق ما که عضو انجمن روزنامه‌نگاران هم هست گفته او را بهانه کرده و در وبلاگش پرسيده است «نظرتان در مورد خاتمی چیست؟» و از خوانندگان وبلاگش نظر خواسته است. من با ديدن پرسش ايشان در وبلاگش اينگونه پاسخ دادم:

هنوز زود است. او هنوز به تاريخ نپيوسته است که بشود داوری تاريخي کرد.

آنچه که خاتمي از ميان آن برخاست دارای ويژگي ويرانگرانه برنامه ريزی شده است، اعتبارها را برنمي‌تابد، شکانندن در زندان‌ها سرکوه يخ است که بيرون مي‌زند، خود آن در جای جای جامعه پنهان شده است. اما خاتمي خود از آن ميان برخاسته است و اين نقطه قوت اوست که آن نيروی شکاننده را مي شناسد.

او اما منحصر به فرد است. پايان يک رويا.

او اوج تناقض در انديشه‌ای است که به او اعتبار بخشيد و تکرار ناشدني است. پس از او هرگز هيچ عالم ديني به اين اعتبار در دولتمداری نخواهد رسيد، چرا که گام بعدی ديگر به عالم ديني تعلق ندارد و همين است که نگذاشت او گام بعدی را بردارد. اگر هنوز گام بعدی وجود داشت، بي شک عالمان ديني در عراق برمي داشتند، اما آن جا بازگشتي را مي بينيم نه پيشروی را.

پارسايي عالمان ديني سياستمدار با طالقاني به پايان رسيد، عکس تاريخي او نشسته بر تشکچه ای در مجلس خبرگان پايان غمناک و دردمند چيزی را رغم زد که ديديم حتی در خاتمي هم نمي شود سراغش را گرفت.

بازرگان پايان رويای عالم ديني کلاهي بود و خودش به هنگام مرگ با گفتن «کار ايران با خداست» به آن مهر تاييد زد. در ميان کلاهي ها ديگر کسي به پای او نرسيد. مي‌خواستند، نشد.

هم طالقاني و هم بازرگان و هم خاتمي تکرار ناشدني هستند و هر سه اوجي را رغم زده اند که پس از آن بازگشت است و اين يعني پايان يک بازی تاريخي.

طالقاني اعتبار دو باره خواهد يافت چون پايان دردناکش با ويژگي عالمان ديني سازگار است و عالمان ديني در بازگشت از دولتمداری چيزی از پارسايي را در او خواهند يافت. بازرگان پايان برای هميشه است. خاتمي اما پس از رياست جمهوری چه مي‌شود؟ اين امکان وجود دارد که به خاطر ايستادن در برابر گام ضرور بعدی به چهره‌ای منفور بدل شود. او چند روز پيش در ميان دانش‌آموزان يک بار ديگر عالم ديني شده بود و آن‌ها را به گرفتن حق فرامي‌خواند. موهای سرم سيخ سيخ شد. سيد تو که مي‌داني رييس جمهور از حق‌ستاني آن‌ها پشتيباني نخواهد کرد، اين چه کاری است! اي کاش راز گريه‌هايش را مي‌دانستيم.

17 اسفند 82