به گزارش خبرگزاری ایسنا اعضاي شوراي مركزي انجمن روزنامهنگاران زن از خبرگزاري ایسنا بازديد کرده و در نشستي با عنوان ”قداست قلم، صداقت خبر، رسالت خبرنگار” شركت كردهاند. در اين نشست جميله كديور، فريماه شريفيراد، شهيندخت دهبزرگي،ژاله فرامرزيان و ناهيد توسلي حضور داشتهاند.
جميله كديور دبيركل انجمن روزنامهنگاران زن ايران در اين نشست گفت: سكوت و عدم اعتراض نسبت به فشارهاي بيروني بر مطبوعات منجر به بحران انگيزه و بحران اميد در ميان روزنامهنگاران خواهد شد.
وي با بيان اينكه انجمن متبوعش يك انجمن صنفي - سياسي است، افزود: اگرچه اين انجمن از وزارت كشور مجوز گرفته و كاركرد حزبي دارد، ولي مطابق خواست مخاطبان و اعضايش فعاليت صنفي نيز داشته و دارد. به عبارت ديگر انجمن روزنامهنگاران زن متناسب با شرايط و تحولات سياسي روز، تحليل و موضعگيري سياسي ميكند و در عينحال فعاليتهاي صنفياي را توسط كميتههاي مختلف، سياسي، حقوقي، اجتماعي، فرهنگي، آموزشي و رفاهي خود پيگيري ميكند.
دبيركل انجمن روزنامهنگاران زن يادآور شد: شكلگيري اين انجمن به زمان برگزاري اجلاس بينالمللي زنان در پكن برميگردد كه در ذهن موسسان اين جرقه را ايجاد كرد كه انجمني را با حضور زنان روزنامهنگار تشكيل دهند. اين ذهنيت با انتخاب خاتمي به عنوان رييسجمهور و تاكيد وي بر نمادسازي همزمان شد و انجمن روزنامهنگاران زن موجوديت يافت كه هدف از آن ارتقاي وضعيت روزنامهنگاران زن در عرصهي مطبوعات بود.
كديور با اعتقاد بر موفقيت انجمن متبوعش در هدف خود، توضيح داد: امروز روزنامهنگاران زن از مزايا و تسهيلاتي برخوردارند كه قبلا از آن بيبهره بودهاند و حتي امكان حضور در برخي حوزهها را نداشتهاند.
وي با اشاره به اينكه انجمن روزنامهنگاران زن ٥٠٠ عضو دارد، يادآور شد: در تلاش براي ايجاد ارتباط منطقي و معقول ميان زنان روزنامهنگار ايراني و خارجي هستيم.
كديور در تبيين مشكلات عرصهي مطبوعات ايران، اين مشكلات را مشكلاتي عام خواند كه ديگرعرصهها، حتي مباحث سياسي را هم تحتالشعاع قرار ميدهد.
وي به اهميت قلم و قسم به آن در قرآن اشاره كرد و با تاكيد بر اينكه هر قلمي از قداست برخوردار نيست، نسبت مستقيمي را ميان قداست قلم با مولفههايي همچون تعهد به آزادي و پرهيز از خدمت به قدرت و توجيه آن متصور شد.
به اعتقاد وي قلمي قدسي است كه به نقد قدرت بپردازد، جنبههاي منفي قدرت را نمايانده و به ارزشهاي مورد احترام جامعه تقيد داشته باشد.
مخبر كميسيون اصل ٩٠ مجلس ششم با اشاره به فصل سوم قانون اساسي(حقوق ملت) و اصل بيست و دوم اين قانون به حفظ حيثيت افراد و ممنوعيت تعدي و تعرض به آن تاكيد و خاطرنشان كرد: تعدي به جان و مال مردم از سوي هركس كه باشد؛ چه دولتمردان و چه رسانهها مذموم است.
دبيركل انجمن روزنامهنگاران زن، با اعتقاد به فضاي به شدت سياسي آن را از جمله مشكلات كنوني عرصهي روزنامهنگاري دانست و افزود: به جاي اينكه مطبوعات به مردم و مسوولان خط دهند، خود متاثر از موجهاي سياسي هستند. در حالي كه رسانهها بايد در جهت اهداف والايشان، حافظ حقوق اساسي ملت باشند، گاهي به اين حقوق تعدي ميكنند و آلودگيهاي قلمي و رسانهاي مشهود است كه به اصول و ارزشهاي ديني، اخلاقي و حرفهاي خدشه وارد ميكند.
كديور با بيان اينكه خبرنگاران و اهالي رسانهها نبايد به عنوان ابزاري جهت تصفيه حسابهاي جناحي عمل كنند، خاطرنشان كرد: بر اساس اصل ٢٤ قانون اساسي، نشريات آزادند ولي اين آزادي نبايد مخل آسايش عمومي باشد.
وي با اشاره به اينكه حدود حقوق اهالي مطبوعات در قانون قيد شده؛ از آن چه تناقض ميان اصل قانون و اجراي آن در عرصهي مطبوعات مي ناميد، اظهار تاسف كرد و گفت: فشارهاي بيروني قبل از چاپ مطبوعات، مبني بر انتشار يا عدم انتشار يك مطلب، چيزي فراتر از توقيف مطبوعات و دستگيري روزنامهنگاران و به منزلهي يك تهديد جدي است كه تاكنون موشكافي نشده است. حال آنكه اين فشارها آثار منفي و جبرانناپذيري را به مطبوعات تحميل كردهاند كه به تازگي دامنهي آن از حد مطبوعات فراتر رفته و خبرگزاريها را هم دامنگير كرده است و در راستا هرچه محدودتر كردن فضاي اطلاعرساني به شمار ميرود.
كديور افزود: نياز اطلاعرساني از جمله نيازهايي است كه اگر از سوي رسانههاي داخلي پاسخ داده نشود، نگاه مردم يا متوجه شايعات كوچه و ”بامشاديسم خبري” و يا متوجه رسانههاي خارجي ميشود. هيچيك از اين دو منظر به نفع منافع ملي ما نيست.
به اعتقاد وي آفت ديگر ايجاد محدوديت براي مطبوعات، بروز نشريات قالبي و تقلبي است كه عليرغم تعدد و تكثر، همگي از كيفيت و مطالب يكساني برخوردار خواهند بود و اين علت رواج جو خودسانسوري در عرصهي مطبوعات است كه در نتيجهي آن خصيصهي نقد مطبوعات به تمجيد از قدرت و يا سكوت در قبال آن تغيير يافته است.
اين روزنامهنگار معتقد است: روزنامهنگاراني كه از دچار شدن به خودسانسوري ابا دارند يا حاشيهنشين شده و عرصهي مطبوعات را ترك گفته و به مشاغل ديگر دست يازيدهاند و يا اينكه مهاجرت را بر ماندن ترجيح دادهاند. تمامي اين آثار منفي، نشات گرفته از فشارهاي روزافزون بيروني بر مطبوعات است كه دامنهاش، عرصههاي ديگر همچون حوزههاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي را نيز فراگرفته است.
دبيركل انجمن روزنامهنگاران زن گفت: ماداميكه آن بخش از حاكميت كه از موازين قانوني تخطي ميكند با اعتراض مقتضي مواجه نشود و فشارهايش را منتج به نتيجه ببيند، روز به روز دامنهي تخطياش را افزايش ميدهد. همچنانكه هيچكس چند سال پيش تصورش نميگنجيد كه عرصهي مطبوعات تا اين اندازه با تنگنا مواجه شود. چنانچه مسوولان متولي فرهنگ همچنان در قبال اين فشارها سكوت كرده و اعتراض نكنند، اين فشارها دامنگير ديگر عرصهها نيز شده و با توجيهاتي از همين دست، آنها هم دچار تنگنا ميشوند.
كديور با اعتقاد بر اينكه سكوتها و عدم اعتراضهاي اينچنيني انگيزهي روزنامهنگاران را ضايع ميكند، ادامه داد: چنانچه اين روند ادامه يابد، روزنامهنگاران متقاضي درخواست مجوز انتشار نيز انگيزهي خود را از دست خواهند داد و اين همان بحران انگيزه و بحران اميد در ميان روزنامهنگاران است چرا كه روزنامهنگار از ابزار خود (قلم زدن) بيبهره ميشوند كه در نتيجهي آن تسيلم فشارهاي مذكور ميشود و يا خروج از اين عرصه را برميگزيند.
اين روزنامهنگار ادامه داد: مهمترين عامل هجمه به مطبوعات ظرفيت اندك تحملپذيري طيفهايي از حاكميت است كه هيچ انتقادي را برنميتابند و هر نقدي را خدشه به امنيت ملي دانسته، از هرگونه نگاه فرهنگي به مسائل غافلند. اين در حالي است كه مطمئنا با وجود نگاهي فرهنگي و ظرفيت بالاي نقدپذيري، چنين هجمههايي بروز نمييافت.
وي در عينحال كه به دستاوردهاي مثبت مطبوعات پس از دوم خرداد كه مهمترينش نقد قدرت بوده است، صحه ميگذاشت، به مسائل درونياي همچون تندروي برخي روزنامهنگاران در عرصهي مطبوعات اشاره كرد و گفت: امروزه، برخي از آن روزنامهنگاران از مواضع گذشته خود عدول كرده و معترفند كه بعضا اشتباه كردهاند. اين در حالي است كه تندروي برخي روزنامهنگاران آن هم در يك جاده سراشيبي، سبب بروز مشكلاتي براي تمامي دستاندركاران اين عرصه شد.
به اعتقاد كديور، تهديدهاي بيرونياي كه امروزه متوجه روزنامهنگاران است به علت بيتوجهي به حساسيتهاي اجتماعياي بوده است كه از سوي اين قشر، به آن دامن زده شده است. اين در حالي است كه اگر محاسبهتر شده عمل ميشد، مشكلاتي را كه امروز بخشي از حاكميت در پي آن است، هرگز بروز نمييافت. به عبارت ديگر فرصت محدود بهار مطبوعات پس از دوم خرداد عملا به نوعي بلاي جان بسياري از اعضاء اين عرصه شد.
دبيركل انجمن روزنامهنگاران زن در پايان اين نشست از درخواست برگزاري نشست مشتركي ميان انجمنهاي مطبوعاتي از سوي انجمن متبوعش خبر داد كه عليرغم استقبال ظاهري از آن، تاكنون برگزار نشده است.
وي علت اين امر را آن چه نشات گرفته از روحيهي مردانه حاكم بر جامعه و فرهنگ ايران ميدانست عنوان كرد و ادامه داد: عليرغم مثبت و به جا بودن چنين دعوتي ولي از آنجا كه مدعو، يك انجمن زنانه بوده، تاكنون محقق نشده است.
ناهيد توسلي عضو شوراي مركزي انجمن روزنامهنگاران زن و مديرمسوول مجلهي نافه: موافق زمين گذاشتن قلم و برگزيدن گزينهي مهاجرت نيستم؛ زيرا به اعتقاد من قلم، امانتي در دست قلمدار و قلمزن است.
ناهيد توسلي با بيان اينكه مسايل مبتلا به روزنامهها با مجلات فرهنگي، ادبي، هنري متفاوت است، نوع برخورد با يك مجلهي فرهنگي را از روزنامههاي سياسي متفاوت دانست و گفت: ما در مجلههاي فرهنگي در مظان تحديد و تهديد قرار داريم.
به گفتهي وي تهديد و تحديد عليه نشريات اختصاصي بسيار زياد است.
وي افزود: اين تهديد و تحديد به گونهاي است كه من حتي در رابطه با نگارش يك قصه، به بهانهي وجود يك تشبيه در قصه به عنوان اين كه به حيثيت سياسي مملكت لطمه زده، از وزارت ارشاد اخطار دريافت كردهام.
ناهيد توسلي در ادامهي سخنان خود ابراز عقيده كرد: قلم متعهد، قلمي است كه از خط قرمز ميگذرد و در واقع نويسنده، تحليلگر و پژوهشگر در مجلهي ما مسلما نميتواند در چارچوب يك سري مسايل، منافع سياسي يا اقتصادي را بلوكه كند.
وي با بيان اينكه اين فضا پس از دوم خرداد كمي تغيير كرده است، گفت: اما هنوز هم بسياري از رمانها، داستانهاي كوتاه و شعرها مجوز نگرفته است و اين تهديد و تحديد قلم است.
ناهيد توسلي گفت: تهديد و تحديد قلم در حوزهي مجلات فرهنگي را به دليل آنكه مسالهاي عام و فراگير نيست، همه بيتفاوت از كنار آن ميگذرند. مديران مسوول مجلههاي ادبي، فرهنگي و هنري در رابطه با چاپ رمانها و شعرهايي كه حاوي واژههاي حسي و مخصوص مسايل زنان است، مشكلات زيادي دارند.
او گفت: به شدت با كساني كه معتقدند مسايل زنان و مردان فرقي با هم ندارند، مخالفم، از آنجا كه واژهي آدم برابر زن و مرد است حقوق مردان و زنان با هم فرقي ندارند. بسياري از مشكلات به دليل از بين رفتن حقوق بخش عظيمي از جامعه در پوشش جنسيت ايجاد ميشود.
وي با اشاره به تبعيضات بسياري كه در بين مردان و زنان در بسياري از حوزهها وجود دارد گفت: چون عرصهي حاكميت مردانه است، مردان بيشتر امور خود را پوشش ميدهند و به آن توجه دارند.
توسلي به حقكشي حاكم در حوزهي زنان و و جود نگرش جنسيتي كارفرما به كارگر (به عنوان روزنامهنگار زن) در حوزهي روزنامهنگاري معتقد است.
شهيندخت دهبزرگي عضو شوراي مركزي انجمن روزنامهنگاران زن و دبير كميتهي خانواده و رفاه گفت: روشن و صحيح بودن خبر، به معناي صداقت آن از شاخصهاي مهم يك خبر است كه اگر قلم به دستان، آن را در نظر گيرند و به دوراز مسايل سياسي و خط و خط بازي، پيرو آن باشند ميتوانند به خوبي از اين شاخص دفاع كنند.
شهيندخت دهبزرگي با تشبيه قوانين خبري و مطبوعاتي به قوانين راهنمايي و رانندگي و با تاكيد بر لزوم رعايت آن، افزود: ما خبرنگاران بايد بر طبق قوانيني كه به ما راهكار ميدهد، عمل كنيم تا بتوانيم حرف خود را بزنيم.
وي بر اين اعتقاد است: بسياري از روزنامهها خطي و جناحي عمل ميكنند و همين امر حساسيت برخي مسوولان را برانگيخته است و اگر صادق باشيم و واقعيت را درج كنيم، نبايد مخالفتي داشته باشيم. در سالهاي اخير، برخي روزنامهها در برخي حوزهها سياسي عمل كردهاند.
دهبزرگي با اشاره به تاكيدات حضرت امام (ره) در سالهاي ٦٠، ٦١ مبني بر صداقت و شفافيت در انتقال اخبار، در راستاي عدم گرايش مردم به رسانههاي بيگانه اظهار داشت: در آن سالها دست مطبوعات بيشتر باز بود. اين در حالي است كه پس از دوم خرداد عليرغم اينكه تعداد نشريات افزايش يافته، اما فضا محدودتر شده است.
شهيندخت دهبزرگي در ادامه برخي اقدامات انجام شده در راستاي مسايل رفاهي خبرنگاران از جمله گرفتن مسكن و زمين را يادآور شد و در پايان از راهاندازي و افتتاح بخش انگليسي سايت اين انجمن به سرپرستي نژادبهرام، به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س) خبر داد.
ژاله فرامرزيان قائم مقام انجمن روزنامهنگاران زن ايران گفت: همواره در راستاي به حداقل رسانيدن مشكلات موجود در جريان اطلاعرساني كشور تلاش ميكنيم.
ژاله فرامرزيان افزود: اعتماد، آگاهي و مشاركت را به عنوان سه مولفهي برجستهي سرمايهي اجتماعي معرفي كرد و با بيان اين اعتقاد كه در آستانهي از دست دادن اين سرمايه در كشور هستيم، ما به عنوان اعضاي انجمن روزنامهنگاران زن؛ همواره در راستاي به حداقل رسانيدن مشكلات موجود در جريان اطلاعرساني كشور تلاش ميكنيم.
وي ادامه داد: اگر يك كشور آگاهي و اطلاعرساني و نگرش تخصصي به اطلاعرساني را مورد توجه قرار ندهد؛ رويكرد همهي مسايل در آن كشور سياسي شده و در نتيجه وجههي خبر و اطلاعرساني نيز سياسي ميشود.
اين روزنامهنگار از جريان اطلاعرساني به عنوان يكي از بزرگترين امكاناتي كه دنيا از آن براي رشد و توسعه استفاده كرده است ياد كرد.
ژاله فرامرزيان بحث جامعهي مدني، افزايش اطلاعرساني و افزايش مشاركت در قالب سازمانهاي غيردولتي را به عنوان يكي از ويژگيهاي دورهي رياستجمهوري خاتمي معرفي و يادآور شد: مطبوعات يكي از اجزاي جامعهي مدني به شمار ميروند كه متاسفانه به خصوص در چند سال اخير دچار هجمه شدهاند.
قائم مقام انجمن روزنامهنگاران زن ايران؛ در پايان خاطرنشان كرد: اگر همهي انجمنهاي مطبوعاتي ارتباط تنگاتنگ با نشريات و خبرگزاريها داشته باشند، قطعا هجمههايي كه متوجه آنهاست كم خواهد شد.
فريماه شريفيراد مسوول كميتهي سياسي، فرهنگي، ورزشي انجمن روزنامهنگاران زن گفت: هرچه پايگاه رسانهاي يك كشور قويتر باشد، توجه به رسانههاي خارجي كمتر خواهد بود.
فريماه شريفيراد با اشاره به ارتباط خبر و نوع كاركرد رسانهها با امنيت ملي كشور و با بيان اين اعتقاد كه طي سالهاي اخير، اهميت اين امر از سوي برخي دستگاههاي كشور ناديده گرفته شده است؛ خاطرنشان كرد: اغماض و بيتوجهي به اين رابطه، چه از روي عمد باشد و چه از روي بيتوجهي، منافع ملي كشور را به خطر مياندازد.
وي گفت: لحاظ نكردن رابطهي نوع عملكرد رسانهها با امنيت ملي كشور علاوه بر اينكه تهديدهاي عميقي در عرصهي فعاليتهاي رسانهاي بهوجود ميآورد، در جامعهي بينالملل اين شبهه را ايجاد ميكند كه در كشور ايران هركس آنطور كه ميخواهد نميتواند صحبت و يا انديشهي خود را بيان كند، اين مساله به قدرتهايي كه سعي دارند، تصوير خاصي از كشور ما ارايه دهند، كمك ميكند.
فريماه شريفيراد با بيان اينكه در فضاي حساس امروزي بايد اين نوع مسايل مورد توجه خاص قرار گيرد، يادآور شد: در اين مقطع، هم و غم همهي مسوولان، جريانات و گروههاي سياسي بايد تنها اين باشد كه چه نوع عملكردي ميتواند منافع كشور را تامين كند و چطور بايد عمل شود كه در فضاي بينالمللي وجههي مناسبي از ايران در اذهان بهوجود آيد.
فريماه شريفيراد با بيان اينكه بيتوجهي به ارتباط تنگاتنگ، نوع عملكرد رسانهها با امنيت ملي كشور و توقف كار يك رسانهي داخلي مخاطبان را از عرصهي مطبوعات و جامعه دور ميكند، خاطرنشان كرد: قوي بودن پايگاه رسانهاي داخلي اين مساله را در ذهن قدرتهاي جهاني تثبيت ميكند كه در ايران كسي براي گفتن پيام خود در مضيقه نيست.
10 مرداد 83