
من زاهد خشك و عابد سرد نيام
جز مرد سماء و باده و درد نيام
من تا بزيم، نرد غمش خواهم باخت
زين شيوه اگر توبه كنم، هيچ نيام
گزارش ایسنا از نشست روزنامهنگاران:
نشست اعتراضآميز روزنامهنگاران در اعتراض نسبت به بازداشتهاي اخير روزنامهنگاران به ويژه روزنامهنگاران اينترنتي از سوي انجمن دفاع ازآزادي مطبوعات و انجمن صنفي روزنامهنگاران ايراني در محل اين انجمن برگزارشد.
در اين نشست جمعي از فعالان سياسي و نمايندگان مطبوعاتي از جمله عيسي سحرخيز، ماشاءالله شمس الواعظين، محمدرضا زهدي، محمدعلي دادخواه، محمد سيف زاده، بدرالسادات مفيدي، عمادالدين باقي، مرتضي كاظميان، مصطفي تاجزاده، احمد زيدآبادي، ابراهيم يزدي فياض زاهد، كامبيز نوروزي، بهاءالدين ادب، احمد بورقاني، اكبرين، نعمت احمدي و رجبعلي مرزوعي حضور داشتند.
ماشاءالله شمسالواعظين سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات و نايب رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران با تشكر از حضور روزنامهنگاران و همچنين اعلام حمايت انجمن روزنامهنگاران جوان از اين نشست به نامهاي اشاره كرد كه در آن 103 روزنامهنگار و دانشگاهي خطاب به مقام معظم رهبري به وضعيت موجود روزنامه نگاران و برخوردهاي دستگاه قضايي اعتراض كرده اند.
عيسي سحرخيز عضو شوراي مركزي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات نيز با بيان اين كه نامهي مورد اشاره هفتهي گذشته نوشته شده است از اين كه به عقيدهي وي، جسارت انتشار آن از سوي مطبوعات وجود نداشت، اظهار تاسف كرد و به قرائت آن پرداخت.
بر اساس آن چه سحرخيز خواند، در اين نامه با اشاره به تهديدات موجود در عرصهي مطبوعات و سلب حقوق قانوني بخشي از شهروندان وروزنامهنگاران، آمده بود، برخوردهاي اخير حاكي از ارادهاي سياسي در پس آنهاست. حال آنكه روشهاي اين چنيني بيفرجام خواهد بود چرا كه غيرقانوني، غيراخلاقي و مخالف منافع عمومي و مسبب بي اعتباري نظام در عرصهي بين الملل است.
اين نامه با اشاره به بازداشتهاي اخير روزنامهنگاران مدعي شده بود كه هيچكس پاسخگوي اين برخوردها نيست. حال آنكه برخي به نام دفاع از حكومت به هتاكي به ديگران ميپردازند و در مقابل حقوق دلسوزان نظام ناديده انگاشته ميشود.
نويسندگان اين نامه ضمن اعتراض به عملكرد دستگاه قضايي، خواستهاند تا از آن چه كه ”قانون شكني و برخوردهاي غير قانوني اين دستگاه“ ناميدهاند، جلوگيري شود.
شمسالواعظين نيز مجددا در ادامه با اشاره به بازداشتهاي اخير خبرنگاران سايتهاي اينترنتي خاطرنشان كرد: با اقداماتي از اين دست نميتوان گردش آزاد اطلاعات در سطح جامعه را مختل كرد، همچنانكه رواج برخي اخبار و شايعات در فقدان اخبار رسمي بسيار گسترش مييابد.
وي با بيان اين كه سلسله اعتراضات روزنامهنگاران در اعتراض به نسلكشي روزنامهنگاران ادامه خواهد يافت، افزود: نسل روزنامهنگاري، گردش آزاد اطلاعات و روزنامهنگاري آزاد در كشور در معرض تهديد است و البته تهديدگران بالاخره روزي بايد پاسخگوي عملكرد خود باشند.
سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با طرح اين ادعا كه دادستاني تهران در راس اين برخوردها قرار دارد، متذكر شد كه اين بخش قضايي بايد بالاخره روزي پاسخگوي اعمالش در قبال مطبوعات باشد.
محمد سيفزاده حقوقدان با بيان اين كه مردم ايران بيش از صدسال پيش خواهان عدالتخانه بودند ولي به جايش مشروطه برقرار شد، افزود: مصدق نيز گامهايي در استقلال دستگاه قضايي و دادگستري نوين برداشت. شوراي انقلاب نيز پس از انقلاب اقدام به تصفيهي دادگستري كرد ولي هنوز دستگاه قضايي و عدالتخانه آن طور كه بايد شكل نگرفته و مستقر نشده است.
وي با اشاره به اعتراضات و شكايات خانوادههاي كساني كه از آنان با عنوان زندانيان سياسي ياد ميكرد، به سازمانهاي حقوق بشري كه بسياري از آنان موكلين او و شيرين عبادي بودهاند، به عدم همكاري مسوولان زندانها و بخشهاي قضايي عليرغم وكالت نامههايي كه داشته است، اشاره كرد و گفت: به جز روزبه ابراهيمي، ديگر موكلين من در زندان اوين بودند.
وي به دريافت نامهاي از سوي يكي از موكلينش از طرف بازپرس ناحيهي 9 دادسراي فرودگاه اشاره كرد كه طي آن وكالتش از سوي موكلش لغو شده بود. آن هم با اين ادعا كه سيفزاده دفاع از او و ديگر متهمان سياسي را همچون ديگر وكلاي حقوق بشر به عنوان نردهبان ترقي خود برگزيده است.
سيفزاده با اشاره به غلطهاي نگارشي اين نامه و تاكيد برآن كه يك روزنامه نگار نميتواند چنين اشتباهاتي داشته باشد، مدعي شد كه اين نامه در اثر فشارهايي نگاشته شده است.
اين وكيل دادگستري با تبيين سير قانوني دستگيري و بازداشت هر نوع متهمي، برخورهايي كه اخيرا در بازداشت روزنامهنگاران شده است را خلاف قانون دانست به ويژه اين كه به وكلاي متهمان اجازه ملاقات داده نميشود و گفت: قضات دادسرا بايد پاسخگوي اين گونه اعمال خلاف قانون خود باشند.
سحرخيز نيز بحث سيفزاده را معطوف به آن دانست كه بسياري از روزنامهنگاران از بيم اعترافات و فشارهايي كه به زندانيان سياسي و مطبوعاتي ميآيد، پيش از دستگيري اقدام به اختيار كردن وكيل ميكنند و متذكر ميشوند كه هر چه در دوران زندان بگويند، مورد تاييدشان نيست.
وي از تمامي روزنامهنگاران خواست تا وكالت نامههايشان را پيش از اين كه دستگيرشوند بنويسند.
شمسالواعظين هم به طنز خطاب به روزنامهنگاران گفت كه بهتر است ساكهاي زندانتان را ببنديد.
ابراهيم يزدي طي سخناني از حاضرين خواست تا علاوه بر وكالتنامه، وصيت نامههاي خود را هم بنويسند و مدعي شد كه هيچ چيز بعيد نيست.
وي سقوط محمدرضا شاه را يك داستان نوشته شده در تاريخ و مايهي عبرت دانست و اظهار اميدواري كرد كه همهي تصميمگيران، عقل دور انديش داشته باشند.
يزدي با خانوادهي زندانيان اظهار همدردي كرد و با اشاره به انتخابات رياست جمهوري آتي، گفت: كانديداها بايد موضع خود را نسبت به اين گونه برخوردها و تضييقات مشخص كنند.
وي آزادي روزنامهنگاران و فعالان سياسي را پيش شرط برگزاري يك انتخابات آزاد و عادلانه دانست.
شمس الواعظين با بيان اين كه خانوادههاي اشكوري، گنجي و عليجاني در اين نشست حضور دارند، ياد ديگر زندانيان سياسي به ويژه صابر، رحماني و عبدي را گرامي داشت.
وي از حنيف مرزوعي، درايتي، مير ابراهيمي، جواد تميمي و اميد معماريان نيز به عنوان روزنامهنگاران بازداشتي اينترنتي ياد كرد و از حاضرين خواست تا ياد آنان را زنده نگهدارند.
شمس الواعظين با اظهار اميدواري نسبت به آزادي زودرس اين زندانيان، گفت: اين روزنامهنگاران را نيز بنابر اظهارات سخنگوي قوهي قضائيه به اتهام عليه امنيت ملي، بازداشت كردهاند.اگر چه عنوان اين اتهام، بسيار بزرگ و رعب انگيز به نظر ميرسد ولي بازداشت روزنامهنگاران به اين اتهام عادي شده و سبب وحشت روزنامهنگاران نميشود.
مصطفي تاجزاده به عنوان مسوول سايت اينترنتي «امروز» در اين نشست گفت: چنين برخوردهاي غير فرهنگي و غير قانونياي درخور نظام و كشور ما نيست. وي توقيف مطبوعات و برخورد با روزنامهنگاران را قاونشكني دانست و پرسي آيا توانستهاند با اين كار مجاري ارتباطي و اطلاعاتي مردم را ببندند؟ آيا برخورد شدگان در جامعه منفورشدهاند؟
وي جايگاه كساني را كه زندانيان سياسي ميخواند، نزد مردم، نشانگر پايگاه حكومت دانست وافزود: اگر اين افراد از چهرههاي مقبول جامعه باشند، كساني كه با آنان برخورد ميكنند بايد نگران مشروعيت خود باشند.
تاجزاده با اشاره به تعريف هابرماس از حوزههاي قدرت ادامه داد: امروز اينترنت يكي از بهترين مصاديق حوزهي عمومي است. اينترنت فضايي را در جامعه فراهم ميكند كه بي آنكه تحت تاثير قدرت باشد، عميق ترين مسائل را مطرح ميكند و كاربران فارغ از منصب و قدرتشان در آن به گفتوگو ميپردازند.
وي با بيان اين كه در گذشته اين حوزه در تاكسيها بوده است و امروز به اينترنت منتقل شده است، گفت: همانگونه كه نظامها و رژيمهاي گذشته نتوانستند با گفتوگوهاي داخل تاكسيها كاري كنند، در حال حاضر نيز نميتوانند با اينترنت برخورد كنند، از اين رو اين برخوردها سبب ميشود كه پنهان كاري جايگزين صراحت شود و بسياري با اسامي مستعار وارد اين فعاليت ميشوند ولي از محبوبيت فضاي اينترنتي كاسته نميشود، به اين ترتيب اين فضا، تندتر ميشود و ارتباط بيشتري با مجامع بين المللي مييابد.
اين فعال سياسي با بيان اين كه نگاه به رسانههاي خارجي پس از برخوردهاي اخير نسبت به گذشته، افزايش يافته است، اين را يك هشدار در راستاي رديكال شدن، ماجراجو شدن و پنهان شدن فعاليتهاي اينترنتي دانست كه برخوردهاي امنيتي با آن را سختتر ميكند.
به اعتقاد وي اقداماتي از اين دست سبب ميشود كه فعاليتهاي اينترنتي به شبنامه بدل شود.
مسول سايت امروز با بيان اين كه هرگونه برخورد با مطبوعات و سايتهاي اينترنتي سبب رواج شايعات ميشود، افزود: مجموعهي اطلاعات دستگير شدگان بيانگر ساماندهي توطئههايي از قبيل برنامههايي نظير هويت است، در حاليكه من از طريق آقاي نعمت احمدي به قاضي مرتضوي گفتهام كه مسوول سايت من هستم.
تاجزاده با بيان اين كه برخورد با سايتهاي اينترنتي به سادگي نيست چون احتياج به صدور مجوز ندارد، اظهار اميدواري كرد كه مسببين اين كارها عاقل و روزنامهنگاران زنداني آزاد گردند و در فضايي مسالمتآميز به سوي تحقق آرمانهاي مردم پيش روند.
رجبعلي مزروعي رييس انجمن صنفي روزنامهنگاران گفت: ما روزنامهنگاريم و روزنامه نگاري با آزادي انديشه و نگاه موشكافانه به مسايل، در ارتباط است.
مزروعي در اعتراض به بازداشتهاي اخير روزنامهنگاران به ويژه روزنامهنگاران اينترنتي، ابراز عقيده كرد: زنده بودن و زنده زيستن مشكل شده، زيرا اگر انسان بخواهد زنده باشد و نسبت به محيط اطراف خود عكس العمل نشان دهد، در كشوري مانند ما بسيار مشكل است.
وي با اشاره به سابقهي فعاليت سياسياش، قبل از انقلاب اسلامي گفت: ما با اين كار خواستار زندگي فرزندانمان در آرامش و صلح بوديم اما متاسفانه هنوز اين گونه نشده است.
مزروعي با اشاره به اينكه روز پنجشنبه پسر خود را در زندان اوين ملاقات كرده است، اظهار داشت: من تعجب ميكنم كه چرا با وجود اينهمه فقير در كشور، براي اين گونه مسائل هزينه ميشود. در دنيايي كه اين همه رقابت زياد شده، كشور اين گونه انرژي خود را صرف كنترل روزنامهنگاران و جوانان كرده و منابع طبيعي و مالي كشور را در اين راه هزينه ميكند.
اين فعال سياسي اظهار داشت: ما ميخواهيم كشورمان در دنيا بهعنوان الگو مطرح باشد و براي آن نيز تلاشهايي كردهايم، اما اكنون به توطئه محكوم شدهايم، كه بايد گفت اين كار هم خدمتي براي كشور نيست.
رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران تاكيد كرد: من به افرادي كه اين كارها را ميكنند ميگويم كه ميتوانيد سركوب كنيد، اما اگر افرادي كه در گذشته اين كار را كردهاند، موفق شدند، شما هم موفق ميشويد.
مزروعي تصريح كرد: ما به عنوان روزنامهنگار و اصلاح طلب نميخواهيم در كشور كينه و نفرت جمعيتها را جهت دهد، زيرا براي همه هزينههاي سنگيني خواهد داشت.
حجت الاسلام محسن كديور رييس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات نيز اظهار داشت: اين نشست نشان ميدهد كه اعتراض ما نسب به تجاوزهاي مكرر به حريم حقوق و آزاديهاي مردم ابراز ميشود و هر روز كه ميگذرد مشاهده ميكنيم كه از اين كارها نه تنها عبرت گرفته نشده، بلكه بيشتر هم ميشود.
كديور گفت: اگر حنيف فاميلياش مزروعي و مهدي، درايتي نبود هرگز دستگير نميشدند، زيرا آنها ديگر خجالت ميكشند كه رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران را دستگير كنند.
وي گذر از اوين در اين مقطع زماني را يك نوع بلوغ فكري دانست و اين سوال را مطرح كرد كه آيا با دستگيري روزنامهنگاران، ديگر روزنامهنگاران از كار دست كشيدهاند.
كديور ابراز داشت: خاتمي گفت كه پس از حادثهي پاكدشت تصميم به استعفا گرفتم. من از ايشان تشكر ميكنم كه بالاخره به فكر استعفا افتادند، اين بيانات به معني اين است كه ايشان خود را پاسخگو ميدانند.
كديور با اشاره به حادثهي پاكدشت گفت: در اين حادثه حداكثركاري كه انجام شد تنزل درجه فلان مسوول بود، اما زماني كه [برخي از] نيروي امنيتي و انتظامي ما به وظيفهي خود عمل نميكنند و همهي هم و غمشان به سمت مسايل سياسي است،اين گونه حوادث طبيعي است.
وي با طرح اين سوال كه آيا وقايع تاريكتر و بدتري نسبت به پاكدشت در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي روي نداده بود كه ايشان به استعفا فكر كنند از جمله توقيف ٣٠ روزنامه در يك شب، دستگيري و برخورد با روزنامه نگاران و فعالان سياسي مطبوعاتي گفت: امروز كه چند جوان سايت اينترنتي داشته دستگير شدهاند، آيا اين ارزش را ندارند كه ايشان حداقل تهديد به استعفا را به زبان بياورند.
پرويز ورجاوند در اعتراض نسبت به بازداشتهاي اخير روزنامهنگاران به ويژه روزنامهنگاران اينترنتي، از نبود فضاي گفتوشنود و دموكراتيكي كه در آن راي مردم به عنوان اصل و اساس تلقي شود ابراز تاسف كرد و گفت: بسياري خود را در مقابل مردم پاسخگو نميدانند.
ورجاوند با اشاره به آنچه فشارها و تنگناهاي موجود درعرصهي سياسي و مطبوعاتي كشور ميناميد، از اين مساله ابراز تاسف كرد.
وي با تاكيد براصلاح ساختار قانون ايران، اين كار را تنها راه حل تضييقات موجود دانست و گفت: رييسجمهور در ايران نميتواند از مسوولان انتظامي بازخواست كند و همچنان در رسانهي ملي در آخرين رتبه خبري قرار دارد، پس چگونه ميتواند از حقوق يك ملت در جهان دفاع كند؟
ورجاوند با اشاره به اين كه ملت ايران، ملتي آزاد و آزاده است، خاطرنشان كرد: اين ملت نميپذيرد كه به شهروند درجهي يك و دو طبقه بندي شود.
وي در پايان سخنانش پيشنهاد كرد كه جامعهي روزنامهنگاران ايران ظرف چند روز آينده صفحهي نخست خود را به چاپ عكس روزنامهنگاران زنداني و اينترنتي اختصاص دهند تا از اين طريق فشاري به گردانندگان بازداشتهاي اخير وارد آورند.
نرگس محمدي همسر تقي رحماني نيز به عنوان نمايندهي خانواده زندانيان ملي مذهبي در اين نشست گفت: به نظر ميرسد برخورد با عرصهي اطلاعات تا بستن آخرين روزنهي اطلاع رساني ادامه يابد. روزگاري گنجي، محاكمه و سپس زندان ميشد، ولي امروز بي هيچ محاكمه و توجيه قانونياي، اقدام به بازداشت روزنامه نگاران ميكنند.
وي با اظهار تاسف از اين كه روند برخورد به روزنامهنگاران جوان رسيده است، گفت: به نظر ميرسد قصد از ميان بردن حوزهي عمومي وجود دارد، و طي ٨ سال دوران اصلاحات حوزهي عمومي قدرتمند و نهادهاي مدني قدرتمند شكل نگرفتهاند.
وي تاكيد كرد: دموكراسي را تنها نخبگان به وجود نميآورند و اين در گرو تقويت حوزهي عمومي و نهادهاي مدني و دفاع از حقوق شهروندان و اصناف است. مادامي كه اين اتفاق نيفتد هيچ تضميني براي حقوق زندانيان و شهروندان وجود ندارد.
همسر تقي رحماني با بيان اين كه حتي حكم بازداشت موقت همسر و ديگر همفكران زندانياش تمديد هم نشده است، پرسيد: بنابر كدام اصل قانونياي چنين ميكنند؟
وي با اشاره به اين كه عدم توجه مسوولان به وضعيت زندانيان سبب رجوع خانوادههاي آنان از نهادهاي ملي و داخلي به نهادهاي بين المللي و سازمان حقوق بشر ميشود، پرسيد؛ ما خانوادههاي ملي مذهبي براي طرح شكايات خود به كدام نهاد بايد مراجعه كنيم، آيا وقتي كميسيون اصل ٩٠ مجلس هفتم ميگويد كه پروندههاي همسران ما سياسي بوده و جريان ملي مذهبي، يك جريان مرده است، راههايي از اين دست سبب قطع اميد مردم از راهكارهاي درون نظام و نگاه آنان به نهادهاي بيگانه نميشود؟
حسين انصاري راد برندهي اولين جايزهي قلم طلايي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، رباعياي را كه از زبان زندانيان مطبوعاتي، روزنامه نگاران، منتقدان و معترضان به برخورد با حقوق شهروندان سروده بود، قرائت كرد:
من زاهد خشك و عابد سرد نيام
جز مرد سماء و باده و درد نيام
من تا بزيم، نرد غمش خواهم باخت
زين شيوه اگر توبه كنم، هيچ نيام
وي سپس مهمترين حق ملت را حق حاكميت بر سرنوشت خود دانست و خاطرنشان كرد: آزاديهاي ديگر از اين اصل سرچشمه ميگيرد. اين حق در قانون اساسي حق الهي و شرعي خوانده شده است. براين اساس تجاوز به حاكميت ملي، تجاوز به حق ملت و ناديده انگاشتن يك حق الهي است و تجاوز به مرز خدا، شريعت و ديانت است.
انصاري راد، با تاكيد بر اينكه جامعهي اسلامي ضرورتا مكلف به امر معروف و نهي از منكر است، حق نقد، اعتراض، تحليل قدرت و سوال از مديريت و قدرت حاكم را حق و تكليف تك تك افراد جامعه دانست. همچنانكه همگي مكلف به راست گويي و پاكي هستند.
وي با اشاره به اصل ٨ قانون اساسي، امر به معروف و نهي از منكر از سوي مردم نسبت به قدرت و حاكميت را واجب دانست و ادامه داد: اگر به حيثيت جامعه و حقوق نخستين جامعه، تجاوز شود، فرد فرد جامعه موظف به امر به معروف و نهي از منكر هستند.
به اعتقاد رييس كميسيون اصل ٩٠ مجلس ششم، مصداق واقعي امر به معروف و نهي از منكر در جوامع، روزنامهنگاران و اصحاب مطبوعات هستند.
انصاري راد با نام بردن از اكبر گنجي، نمايندگان آزاد منش مجلس ششم و نويسندگان و اهل قلم را از ديگر مصاديق آمران به معروف و ناهي از منكر دانست و از توقيف سرچشمههاي امر به معروف و نهي از منكر اظهار تاسف كرد.