تقدیم به همه انسان‌هایی که امید انسانی را شناختند و خود نیز دمی از امیدواری بر زندگانی انسان‌ها افزودند. ما ایرانی‌ها از آنها بسیار داشته‌ایم و هنوز هم داریم، بسیار. و از آن است که:

حک است بر جریده عالم دوام ما

«گفتن تمام آنچه بر من رفت و رفتاری که در زندان کردم، نه ممکن است و نه لازم. روحم از گفتن آن آزرده می شود و از سوی دیگر ممکن است گفتن تمام حقیقت (که شاید هرگز نگویم) بیشتر از اینکه مفید باشد، وقت گیر و بی نتیجه باشد، اگر از خواندن نامه های بچه هایی مثل امید معماریان و روزبه امیرابراهیمی احساس ناراحتی وحشتناکی نمی کردم و به یاد روزهایی شبیه به همین که به سر من آمد نمی افتادم، هرگز اینها را نمی گفتم.»

آنچه در بالا آورده‌ام از نوشته‌ای است که از آن نوشته‌های همیشگی نیست که می‌خوانیم و می‌گذریم. ابراهیم نبوی، با روحی آزرده، از انسانی که اوست سخن می‌گوید در «چراغ دروغ بی فروغ است». با احترام به کرامت انسان، و انزجار از آنچه که آن را نادیده می‌گیرد و یا پایمال می‌کند، نوشته را با هم بخوانیم، که گویی از زبان همه امیدداران سخن را اینگونه آغاز می‌کند:

«به امید معماریان می گوئیم که این روزها خواهند گذشت و امید ما دیگر زندانی نخواهد شد و باز هم زندگی ادامه دارد. بازهم امید معماریان است که سرش را بالا می گیرد و باز هم این بازجو است که باید خودش را از همگان پنهان کند و حتی مواظب باشد که فرزندانش هم نفهمند که پدرشان چه شغل کثیفی دارد»

× در «چراغ دروغ بی فروغ است» از کسی با نشانه‌‌های «دال سین» یاد شده است. توضیح زیر را از آقای ابراهیم نبوی در خبرنامه گویا خواندم:

«منظور من از دال سین یکی از نویسندگان یکی از روزنامه های صبح تهران به نام داوود سلیمانی بود که مدتی در همان سال مقاله سیاسی می نوشت و عنوان مقاله اش نیز چنین بود: توبه گرگ مرگ است.»

---

پ.ن:

ماشاءلله شمس الواعظين در مصاحبه با رادیو فردا:

من فکر مي کنم دادستاني تهران بهتر است که به اين روش ها پايان دهد و اين وضعيت را خاتمه دهد. از روش هاي کهنه اعتراف گيري که بازتاب هاي منفي داشته تاکنون استفاده نکند. براي اين که مطابق اطلاعات رسيده به انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران و انجمن دفاع از آزادي مطبوعات همه کساني که اقدام به نوشتن اين نامه ها کردند تحت فشار و حتي ضرب و شتم اين کارها را کردند و با آقاياني که آزاد شدند مصاحبه به عمل آمده و همه به اين نکته اشاره کردند که چنين نامه هايي تحت فشار نوشته شده و اساسا گزارش ها و مصاحبه هايي که از زندانيان تحت کنترل به دست مي آيد، قابل استناد قانوني نيست، به هيچ وجه. به ويژه اين که آقاياني که گفته مي شود در مورد آنها اقداماتي کردند عليه امنيت ملي و نظام، پس چرا آزاد شدند؟ و حالا که آزاد شدند اعلام مي کنند که اينها تحت فشار بوده، خيلي رسمي هم اعلام مي کنند. اعتراف آقاي تميمي مبني بر جاسوسي و قضايايي از اين قبيل به نفع يک کشور خارجي که امروز صبح از طريق تلويزيون جمهوري اسلامي ايران پخش شد و پس از آن اعلام شده که انجمن صنفي اطلاعيه حضور خودش را در کاخ دادگستري به حالت تعليق در آوره، به نظر من اين ماجرا يکي از ماجراهايي است که نتايج خيلي معکوسي خواهد داشت براي گردانندگان سناريوهايي از اين قبيل.

۱۵ آذر ۱۳۸۳