آقای سازگارا مصاحبهای داشته است با یک روزنامه آمریکایی و حسین درخشان یا همان هودر خودمان آن را خوانده و با صدور بیانیهای همه کاسه کوزهها را به هم زده است. پیشنهاد میکنم نوشته حسین را بخوانید. من هنوز مصاحبه سازگارا را نخواندهام، اما پس از خواندن نوشته حسین چیزی بر آن افزودم. با اندکی دستکاری نوشتاری آن را اینجا هم میگذارم:
این نوشته شما را من بخوبی درک میکنم چون بر پایه سنتهای سیاسی ماست. سنتی که یا باید با همین قاطعیت شما رد بکند و یا زبانبسته امضای تأیید بگذارد. من هم مانند شما به آقای سحابی احترام میگذارم. ناشفاف بودن حرکت سازگارا هم متاسفانه اعتمادزا نیست. اما سیاستمدار خود و به خواست خود تن به شفافیت نمیدهد. همراهی با روح انتقادی سیاستمداران را وادار به شفافیت میکند، و سیاستمداران ما به همراهی با روح انتقادی میانهای ندارند هنوز، و این ویژه سازگارا نیست.
از سوی دیگر درک ما مردم ایران و سیاستمدارانمان از آمریکا واقعبینانه نیست، و سیاستمداران ما نیز با حرکت سیاسی شفاف آشنا نیستند، و این نمیتواند تامین کننده منافع مردم و میهن ما باشد. ما به تعامل با جامعه آمریکا، در همه سطوح، نیاز داریم. اگر نظارت دموکراتیک و بویژه همراهی انتقادی روزنامهنگاران، و البته وبلاگنگاران علاقمند به اینگونه چیزها، وجود داشته باشد، اگر مردم ایران از آن خبر داشته باشند و پنهان از آنها نباشد، چرا بایستی از اینگونه تحرک سیاستمداران هراس داشت؟ و بویژه از کسانی که بگونهای نمایندگی گروههای مدنی و سازمانهای سیاسی ایران را دارند و میتوان آنها را پای مسوولیت و پاسخگویی گروه و سازمانشان هم نشاند، بایستی دعوت کرد که به این تعامل بپردازند و خود پیشگام و سرمشق در رابطه با دیگران باشند.
یک نکته را همه ما بایستی بدانیم و آن اینکه در موقعیت دشواری هستیم. جرج بوش با طرح آزادی به عنوان شعار راهبردی خویش پیشاپیش یک برگ برنده در رابطه با کشور ما در دست دارد. چون گردانندگان دولت و سیاست رسمی در کشور ما عالمان دینی هستند و عالمان دینی هرگز نمیتوانند واژه آزادی را بدون اما و اگر به کار ببرند، در خصلت آموزش و شأن اجتماعی آنها نیست. جامعه ما هم در رویارویی و هم در تعامل با جامعه آمریکا بایستی برای جبران این کمبود هم راهی پیدا کند. بیانیه 565 نفره سیاسیکاران ما در درون کشور که خوشبختانه با استقبال و پذیرش چشمگیر سیاسیکاران بیرون کشور هم روبهرو شد، با تعهد اجتماعی « ما را کیاست و عقل هست و تجربه اندوختهایم»، به من شجاعتی بیشتر از پیش از صدور آن بیانیه میدهد که این جملهها را بنویسم. بگذارید روی چگونگی رابطه با دیگران اندیشه و گفتگو بکنیم و برای جامعه سیاسی خود اعتماد به نفس در تعامل با دیگران و بویژه آمریکاییان پدید بیاوریم. من خیال میکنم از شرکت دولتیان در این تعامل هم بایستی استقبال کرد، یعنی یک ارکستر همه جانبه ملی از دولتی تا نمایندگیهای شهروندی در تعامل با آمریکاییان به سود کشور است، نه میدان رقابت برای گوی سبقت ربودن.
3 فروزدین 84