هماکنون نوشتهای خواندم که بسیار برایم تکان دهنده بود و سخت تحت تاثیر قرار گرفتم. به عنوان يک پناهنده سياسی با امضای عضو ديرينه نهضت ملی ايران «درحمايت از بيانيه ۵۶۵ تن آزاديخواه داخل ايران» نوشته شده است.
میدانم که تکان دهنده و تاثیرگذار در این نوشته پشتیبانی از بیانیه 565 بزرگوار نبوده است که بزرگواران بسیاری هم از آن پشتیبانی کردند و باز هم بزرگواران بسیاری میتوانستهاند از آن پشتیبانی نکنند بدون اینکه از بزرگواریشان کاسته شود و یا احترامشان پیش من خدشهدار گردد. سیاست چیز دیگری است، و پیش من همواره تدبیر شهر و کشور و جستجوی راهحل برای دشواریهای زندگانی مردم بوده است، برای کاستن از رنجهای انسانها و برای افزودن امید در جستجوی زندگانی بهتر.
نوشتهاند که ناصرالدین شاه پس از کشتن امیر بسیار کوشش کرد که کسی مانند او بیابد و یا پرورش بدهد، نشد. و از زبان ناصرالدین شاه نوشتهاند که گفته است پس از امیر خواسته که از چوب آدم بتراشد و نشده است. هنوز هم بسیار میکوشند که از چوب آدم بتراشند و نخواهد شد. دردمندان خود بایستی درد خود را نمایندگی بکنند و خود نیز زبان خود باشند و خود واقعیت خود را آنگونه که هست بازتاب بدهند. پناهندگی سیاسی هم زخمی است بسیار پر درد بر پیکر سیاست کشور. از پناهندگی سیاسی در شرایط اختناق و سرکوب برای نجات جان انسانها، نگهداری رازهای مبارزه، پیگیری مبارزه از جایی امن، انتقال تجربه و پیوند نسلها سود برده میشود. پناهندگی سیاسی بخشی جداییناپذیر از زندگانی سیاسی در یک سده گذشته میهن ما نیز بوده است. زخمی که هنوز خونچکان است.
هنگام که گریه میدهد ساز
این دود سرشت ابر بر پشت
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به روی میزند مشت
و زبان هم گفتهاند که ترجمان دل است. نامه هوشنگ کشاورز صدر پناهنده سياسی ايراني را با هم بخوانیم:
همراهان، دوستان و دانشجويان عزيز و گرامي
با سلام و عز و احترام بسيار بيانيه تحليلي مورخ اسفند 1383 خورشيدي روشني بخش ديده اميد گشت.
قبل از طرح هر مطلب، اجازه بفرماييد تا مراتب تبريک و تهنيت خود را به عنوان يک پناهنده سياسي به جمع شريف امضا کنندگان «بيانيه تحليلي جمعي از انديشمندان، فعالان سياسي و دانشجويان ايران»، عرض کرده باشم .
اقدام شما در تفاهم بر مشترکاتي که انگيزه آن برخاسته از نيت پاک پاسداري از مصالح عالي کشور است، در فضاي هولناک استبداد حاکم فضيلتي غيرقابل انکار است.
ترکيب جمع امضا کنندگان «بيانيه» مبين و نويد بخش پايگيري مجموعه متجانسي است که ميراث دار دستاوردهاي نهضت ملي ايران است.
نام هاي شما در ذيل يک سند صرفنظر از اينکه يادآور تلاش و کوشش نسلي است که همواره بار مبارزه براي احياي حقوق از دست شده مردم، بويژه جنبش ملي شدن نفت را بردوش داشته، نماد تجربه اندوزي هوشيارانه از سال هاي دردناک بعد از انقلاب ايران است. از اين امتياز که بگذرم صداي جمعي و آشناي شما، ترانه اميدبخشي است در نزديکي جامعه بزرگ ايرانيان دور از زادبوم خود، با شما خويشاوندان سياسي در ميهن .
همراهان، دوستان و دانشجويان
ما به تفاوت ميان شرايط حاکم بر شما و شرايطي که ما پناهندگان سياسي در آن زيست مي کنيم آگاهيم، همگي ما چه در داخل و چه در خارج کشورمان، تجربه سختي را از سرگذرانده ايم. به يمن اين تجربه يقين داريم که شما کم و کيف جلاي وطن را مي شناسيد و مي دانيد زيستن در سرزمين هاي نا آشنا درد است و ما نيز مي دانيم دردناک تر از آن شرايط شماست، زيستن در سرزميني که « مزد گورکن از جان آدمي افزون است » . بنابراين ما را صاحب آن اندازه تجربه و تامل مي شناسيد که وظيفه خود را که بايد زبان بارز مکنونات شما باشيم، از شما که در تيررس استبداد خشن حکومت ديني هستيد توقع نکنيم. ما بار مثله کردن فروهرها و کشتن نويسندگان شريف مان را همواره با خود داريم، پس گمان نرود که قصد سردادن شعار، آنهم از راه دور و ساحل امن! است که مي دانيد در اين ساحل امن هم صدها پناهنده سياسي وسيله جمهوري اسلامي سربه نيست شده اند. قصد و هدف آنست تا با استقبال از بيانيه شما که بگمان صاحب اين نامه، صرفنظر از نقاط قوت و پاره اي ابهامات و تناقضات آن از نظر گردهمايي مجموعه خويشاوندان سياسي که داراي قدمت تاريخي است، بدعتي است که نظير آن در دوران استبداد حکومت مذهبي سابقه نداشته است، اين دستاورد را بايد قدر داشت.
بهتر ازمن مي دانيد که امروز «آزادي» و در پناه آن «استقلال» کشور از گره خوردن مشترکات همين مجموعه ها سربرمي کشد. از اين رهگذر است که آزادي و دمکراسي از آفت و شته فرصت طلبي هاي فردي و خطاهاي جبران ناپذير اجتماعي مصون مي ماند. تجربه نشان داد که موريانه خطرناک «همه با هم» از فقدان گروه ها و مجامع متجانس و همگون که حضور آنها همچون صافي اجتماعي عمل مي کند سربر کشيد، اين کمبود اجتماعي در تاريخ معاصر و متحول ما موجب چه خطاي بزرگ و چه شبيخون هولناکي بر دستاوردهاي صد سال مبارزه مردم در راه آزادي و حقوق انساني جامعه ما گرديد.
اکنون همه قرائن شاهد آنست که چشم اسفنديار نظام آزادي کش حاکم، گردآمدن مردم درمجموعه هاي متجانس و همگون و پيوند زدن مشترکات اين مجموعه ها با هم است، از ياد نمي بريم که اين مهم را چهل سال پيش دمکرات برجسته کشور ما محمد مصدق به نخستين کنگره جبهه ملي ايران توصيه و گوشزد کرد. پس برماست تا صدور بيانيه 565 تن از آزاديخواهان داخل کشور را به فال نيک بگيريم و آنرا طلايه تشکل نيروهاي متجانس نهضت ملي ايران بدانيم.
صاحب اين نامه يقين دارد که امضا کنندگان «بيانيه» که بسياري از آنها عمري در راه استقرار آزادي سپري کرده اند به گره ها و معضلات اساسي کشور اشراف دارند. ما يقين داريم که شما نيز براين باوريد که با آميختگي دين و حکومت که خميرمايه قانون اساسي نظام حاکم مذهبي است کشور ما سامان نخواهد يافت.
ما يقين داريم که شما نيز بر اين باوريد که ادامه وضع موجود جز شکستگي در ديوار اعتماد مردم و جز گسستگي در همبستگي ملي و جز زيان هاي جبران ناپذير مادي و جز حراج سرمايه هاي ملي، ثمري براي مردم نخواهد داشت.
مايقين داريم که شما نيز باور داريد که «آزادي» کالاي صادراتي نيست که وسيله اين يا آن کشور به ضرب زور به خورد مردم دهند. ما با هر تجاوز خارجي به حريم کشورمان مخالفيم.
ما يقين داريم که شما نيز به دليل تجربه بزرگي که در کولبار تاريخ داريد با اعمال قهر و خشونت مخالفيد، اجازه بدهيد همگي بانگ برداريم که قهر و خشونت، کشتن و شکنجه مبارک حاکمان حق شکن باد. ما باور داريم که تنها و تنها پادزهر اعمال قهر و خشونت، يکپارچگي آگاهانه مردم است.
بر اساس آزمون و تجربه مردم از 8 سال بازي «سازندگي»، به سرکردگي آقاي رفسنجاني و 8 سال فريب «اصلاحات» به زعامت ! آقاي خاتمي، يقين است که نخستين گام مردم در پايان بخشيدن به خيمه شب بازي مضحک اين نظام مردود دانستن بازي هاي انتخاباتي است که براساس قانون اساسي موجود صورت مي گيرد.
باور بر اين است که نتيجه امتناع مردم از شرکت در راي و راي بازي حکومتي سرآغاز طرح فعال مطالباتي است که مي تواند زمينه ساز جنبشي گردد که امروز شرايط عيني داخلي و جهاني آن بيش از پيش مهيا است.
فروردين 1384
با احترام، عضو ديرينه نهضت ملي ايران
هوشنگ کشاورز صدر