۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۴

انتخابات ریاست جمهوری و شهروند بی‌حقوق

از «انتخابات آزاد» تا «تحريم انتخابات» را علی مزروعی نوشته است و من هم روز 13 اردیبهشت نوشته زیر را به آن افزودم:

میان جنبش شهروندی رفراندوم‌خواهی برای تغییر قانون اساسی و انتخابات ریاست جمهوری هیچ رابطه یک به یک وجود ندارد و به بهانه خواست یکی نمی‌توان آن دیگری را نفی کرد. حتی با آزادترین انتخابات ریاست‌جمهوری هم کمبودهای قانون اساسی ما از میان نمی‌رود. اما در میان رفراندوم‌خواهان، تا آنجا که به دموکرات‌ها و هواداران جمهوری برمی‌گردد، هنوز گفتگوی اجتماعی گسترده‌ای در باره چند و چون قانون اساسی نیاز است تا روشن گردد که کرامت انسان بایستی در قانون اساسی ما تضمین شود تا جان او بازیچه بازی‌های سیاسی نگردد. بایستی روشن شود که حقوق بنیادی انسان‌ها پایه و پیوند‌دهنده محتوایی همه قوای دولت و از جمله قوه چهارم آن یعنی مطبوعات است و هیچ‌یک از آنها حق ندارند حقوق بنیادی شهروندان را نادیده بگذارند و یا پایمال کنند و این حقوق بایستی شناخته شده و در قانون اساسی ما تضمین گردد تا نه آنها و نه نهادهای اجتماعی دموکراسی یعنی حزب‌ها، نهادهای مذهبی، اتحادیه‌ها و سندیکاها و انجمن‌ها و گروههای گوناگون شهروندی حق نادیده گرفتن آن را نداشته باشند و پایمال کنندگان آن هر جایی که باشند در برابر قانون مسوول گردند.

و نیز کاستی‌های سازمانی و کارکردی دولت بایستی به گفتگو گذاشته و کمبودهای قانون اساسی جبران گردد. بهتر است توجه رفراندوم‌خواهان دلسوزانه به نیاز ما به گفتگوی گسترده در این باره جلب شود و بهتر است دیده شود که یکی از بهترین راه‌های فعال کردن مسوولانه شهروندان همین گفتگوهاست.

آنهایی که با تایید زبانی جمهوری زیر تمثال پهلوی می‌روند بایستی دریابند که آن عکس هم شکل و هم سازمان حکومت مورد نظرشان را آشکار می‌کند حتی اگر در محتوا هنوز جایی برای گفتگو باقی گذاشته باشد، آنها بایستی دریابند که آن کارشان بازی با آتش است چرا که آنچه می‌خواهند زیر باران آتش و گلوله از دست داده‌اند و سیاستمدارانی که مردم را به بازی با آتش فرامی‌خوانند صلاحیت ندارند حماقت رفتار نامسوولانه خود را پای شهروندان ایران بگذارند. و بهتر است دلسوزانه همه این‌ها با هر شهروند علاقمند به گفتگو گذاشته شود.

دموکرات‌های ایرانی که از حق مشارکت در زندگانی سیاسی محرومند حق دارند و بهتر است از دنباله‌روی بی‌دستاورد از آنهایی که محروم نبوده و نیستند دوری جویند تا هم خود و هم دولت را به فساد نکشانند. رفتار نامزدها و نمایندگان حذف شده در انتخابات مجلس هفتم یک پیروزی اخلاقی برای همه آنهایی بود که پیش از آنها با حذف شدگی مسخ نشده و به دنباله‌روی بی‌حقوق از حکومتیان نپرداختند.

این زبان تفاهم و همبستگی شهروندان ایران است و نه زبان حذف و یا تهدید و یا فرار از گفتگوی برابر حقوق و دعوت به دنباله‌روی که جز فساد سیاسی دستاوردی نداشته است، نه برای دولت و نه برای شهروندان.