پس از ماهها بازی با افکار عمومی، امروز، 20 اردیبهشت 84، آقای رفسنجانی نامزدی خود برای انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد. دیروز آقای خامنهای با رد دو جناح اصلاحطلب یا اصولگرا، و انگشت گذاشتن بر اصلاحطلبی اصولگرایانه، پیشاپیش از آمدن آقای رفسنجانی خبر داده بود، و اینک او آماده است صدراعظم نظام ولایی باشد. بایستی دید صفحه شطرنج را چگونه خواهند چید، با رفتار شاهانه آنها شاه و وزیر دلخواهش چیده شدهاند.
رفسنجانی را محافظهکار عملگرا گفتهاند که در سنجش با دیگر محافظهکاران ایران بازتر با دنیای غرب روبرو میشود و نیز مناسبات اقتصادی بازتر را برتر میداند. او که پیش از خاتمی نیز رییس جمهور بوده است، در واپسین روزهای دوره هشت ساله ریاست جمهوری پیشینش با پشتیبانی از خاتمی برای خود آبرو خرید و با جدا کردن مرکز مطالعات استراتژیک از ریاست جمهوری و همراه بردنش به شورای مصلحت نظام نقشه حفظ قدرت را آشکار ساخت و چندی هم در باره مقام دومی یا سومی نظام چانه زد. و امروزه با نامزد شدن دگرباره برای ریاست جمهوری یک بار دیگر نشان داد که او را با نهادینه شدن دموکراسی و جمهوری در ایران کار نیست. او نخستین فرد در جمهوری اسلامی بود که پس از دو دوره ریاست جمهوری میتوانست به قاعدههای نانوشته دموکراسی یاری رساند و دو دوره ریاست جمهوری را برای هر فرد کافی بداند و سرمشقی خوب برای آیندگان باشد، اما نتوانست. او را با چنین چیزهایی کار نیست و اگرچه از مردم شاه نیز لقب گرفته است اما صدراعظمی همه عمری که کارش بازیگری قدرت است با او و اندیشههایش سازگارتر است. و باز هم اما این رفسنجانی دیگر آن رفسنجانی 16 سال پیش نیست و بسیاری چیزهای ایران و جهان نیز دیگر شده است. رفسنجانی امروزه با لایههایی از جامعه پیوند منافع یافته است که با او پرورده شدهاند، و آنها شهروندان ایرانند و از منافع و خواست خود دفاع خواهند کرد. این نخستین حلقه در فهم چرایی آمدن رفسنجانی است و بزرگترین دشواری در رویارویی با او نیز هست. و باید دید آنها آیا توانایی نشاندن رفسنجانی بر کرسی صدراعظمی را هم دارند. مرعوب شدگان بازی مجلس هفتم امید خود را به دموکراسی بیشتر و جمهوری بیشتر از دست دادهاند و از هراس به داشتههایشان چسبیدهاند. هم آن ناامیدی و هم هراس آنها واقعی است. آیا رفسنجانی میتواند برای آنها نیز امیدی به بار آورد؟ او و یارانش به خوبی رصد کردهاند. در بیانیهاش نوشته است:
« نمیخواستم گمان شود كه نظام جمهوری اسلامی توان زايشنخبگان و مديران تازه را ندارد و يا شائبه اين تحليل ناصواب كه برخی تصور كنند اينجانب تنها شكل خدمت به انقلاب و ميهن عزيز را منحصر در مديريت اجرايی میدانم و يا اينكه مجال برای خدمتگزاری نيروهای تازه نفس و توانا محدود گردد.»
و همه آنچه او در سخن رد میکند، با عمل نامزدی او تایید میگردد. دو صد گفته چون نیمکردار نیست.
برخاسته از ناامیدی و هراس پایه اجتماعی در پیوند با ایستایی اندیشههای آقای رفسنجانی، با ریاست جمهوری دگرباره رفسنجانی، جمهوری اسلامی دوران رکودش را آغاز خواهد کرد، رکودی که پایان ناگزیر همه نظامهای ایدیولوژیک بوده است. پایانی که با بازی قدرت او سرنوشت ناروشنی را برای میهن ما رقم میزند، و این برخاسته از رفسنجانی است تا پایگاهی که او برای خویش فراهم آورده است، و همین نیز کار ایران را دشوار میسازد. او مرد بازی قدرت در دایره دولتمداری سنتی ولی با تدبیر ایران است، سنتی که تدبیرش در واپسین پرتگاه گل میکند و از پیشگامی گریزان است. او سالهای نخست انقلاب را آن چنان به بازی قدرت گذراند که کشور به دام ترور و وحشت کشیده شد، جنگ را میدان بازی قدرت فرسایشی ساخت تا با جام زهر پایان یابد، دوره ریاست جمهوریش را با بازی قدرت به جایی رساند که بالاترین دولتمداران ایران در دادگاه کشوری بیگانه محاکمه و محکوم گردند. او با مفهوم و معنای کرامت و حقوق انسان الفتی نداشته است و چه بسیار که زیر فرمان او جان انسانها نیز به بازی گرفتهشده و آبروی کشور برباد میرفته است. اما او هرگز خود را فراموش نمیکرده است، حتی با به فراموشی سپردن یاران توانایش که در گوشههای زندان جای گرفتند. احترام به قانون در برابر احترام به خود او رنگ میبازد، همچنانکه در انتخابات مجلس ششم همه گونه قانونشکنی را تاب آورد و آنگاه که دید ناتوان از تاب آوردن دسیسههای بیشتر است باز هم به قانون پشت پا زد و بیرون از آنچه در قانون پیشبینی شده بود کنار کشید. روش و دریافت او از سیاست بازی قدرت است و با آمدن او آینده کشور ناروشن میشود، چرا که برای بازی قدرت او تنها بازی با تنها ابرقدرت جهان باز مانده است که از هر سو با کشور ما همسایه گشته است. در این کشاکش او با آمدنش از یک سو ناتوانیها را آشکار میسازد که بخشی را خود برشمرده است، و از سویی دیگر به پراکندگیها در میان مردم دامن میزند، او هرگز نتوانسته است یک چهره وحدتبخش برای ایرانیان باشد و با شعار ایران برای همه ایرانیان نیز همراهی نشان نداد. او با آمدنش شکاف میاندازد و بر شکافها میافزاید، زبان و فرهنگ سیاسی او شکافانداز است.
با آمدن رفسنجانی یک بار دیگر همه درد و رنجهای سالیان مردم به روی صحنه کشیده میشود، همه آنچه که او هرگز زبان دلجوییش را هم نیافته است تا برسد به مرحمی بر زخمها. اما او دشواریها را دریافت و آمد، و با آمدنش همه را به سوی مردم ایران پرتاپ کرد. او کسی نیست که شکست را بیانتقام گذارد، گواه این گفته همه هشت سال گذشته زندگانی اوست، و بایستی نگران شکست او از مردم بود و برای آن چارهای اندیشید، و اگر از صندوق رای بیرون آید بایستی او را به راهی کشاند که رکود و ایستایی به فروپاشی کشور کشیده نشود. و این زبان گفتگوی ناچار ما با اوست در 36 روز آینده، تا برای این هر دو چارهای اندیشیده شود. اما هر چه روی دهد او مانند خاتمی نیاز به گریستن نخواهد داشت، چرا که هیچکس به او امید نخواهد بست تا او شرمسار از پاسخ ندادن باشد و به گریه واداشته شود. او عملگراست و در سیاست عملی او بایستی شکست بخورد، یا از بخشی از مردم که در هشت ساله گذشته راه امیدواری را آموختهاند، یا با پیشگیری از رکود و ایستایی که میتواند بر کشور آوار سازد.
20 اردیبهشت 84
پ.ن: و این هم بیانیه تاریخی آقای رفسنجانی:
بسم الله الرحمن الرحيم
مردم شريف ايران
خواهران و برادران صبور و آينده نگر
جوانان و نوجوانان آينده ساز
هشت سال پيش كه مسئوليت اجرايی را با خاطری آسوده از قرار گرفتن كشور در مسير توسعه و اعتدال به منتخب شما میسپردم؛ هرگز گمان نميبردم شرايط چنان رقم خورد كه در معرض آزمونی دوباره قرار گيرم.
اما گذر زمان هم اكنون مرا در مسير تكرار تجربهای تازه قرار داده است. تصميم به حضور در انتخابات ٢٧ خرداد يكی از سختترين تصميماتم در سراسر سالهای فعاليت سياسی من بوده است، نه از آن جهت كه قبول مسئوليت خللی بر آرامش شخصيام وارد میكند، كه هرگز در خدمتگزاری عافيت طلب نبودهام، بلكه به سبب ترديدهايی بود كه تصميمگيری را برای من سخت میساخت.
نمیخواستم گمان شود كه نظام جمهوری اسلامی توان زايشنخبگان و مديران تازه را ندارد و يا شائبه اين تحليل ناصواب كه برخی تصور كنند اينجانب تنها شكل خدمت به انقلاب و ميهن عزيز را منحصر در مديريت اجرايی میدانم و يا اينكه مجال برای خدمتگزاری نيروهای تازه نفس و توانا محدود گردد.
با تأمل در رويدادهای داخلی و خارجی اخير و نيز ماهها ديدار و هم فكری و رايزنی با نخبگان، فرهيختگان، احزاب و گروههای مختلف سنی، صنفی، قومی و دينی و كارشناسان، و متخصصان و اصحاب فكر و قلم، تحليلها و نگرانیهای ديگری در فضای ذهنیام نسبت به آينده شكل گرفت كه با مبانی فلسفی ترديدهای اوليهام در تعارض بود و خطيرتر از ترديدهايم مینمود و سرانجام نگرانیها و اميدهايم به از آينده بر ترديدهايم غلبه كرد كه بخشی از آنها را در اين مجال با شما در ميان میگذارم:
١- گسترش تنشها و تنارعات زيانبار كه اكنون مانع جدی پيشرفت كشور است و میتواند به كينههای عميق و طرد و انزوای نيروهای گرانقدر انقلاب منجر شود.
٢- بروز گرايشهای افراطی كه زحمات مديران نظام را ناديده میگيرند و متأسفانه با بزرگنمايی نقصانهايی كه نوعاً جناحهای سياسی در آن بینقش نبودهاند، میكوشند دامان خود را پاك جلوه دهند و چهره نظام را بيالايند.
٣- شكلگيری فضای سردی كه مردم را در وضعيت نگران كننده از جهت تضعيف ارزشها، كاهش شأن و منزلت فردی، آسيبپذيری معيشت، امنيت ملی و حقوق و آزادیهای اساسی قرار میدهد. بخشی از اين فضا به فرسايش توان نخبگان در بسط حقوق و آزادیهای اجتماعی باز میگردد و بخش ديگر بازتاب برخوردهای نسنجيده و تنشهای سياسی است كه با دامن زدن به بیاعتمادی عمومی جامعه، ويژه جوانان را در معرض بحران اعتماد قرار میدهد.
٤- شرايط حساس منطقهای و جهانی به گونهای است كه غلبه بر آن ، نيازمند انسجام و عزم ملی برای تنشزدايی و جلب اعتماد بينالمللی است. صلح و توسعه در خاورميانه بدون حضور ايران مقتدر، مستقل، آزاد و پيشرفته ميسر نمیشود؛ ايران پهناور و مقتدر، دروازه صلح و ثبات خاورميانه و پل ارتباطی شرق، غرب، شمال و جنوب است و میتواند تهديدها را به فرصتها تبديل كند و در بين كشورهای جهان در جايگاه ممتاز و درخور ملت متمدن ايران قرار گيرد.
٥ - مهمتر از همه، شائبه زير سئوال رفتن كارآمدی نظام اسلامی ايران است كه تاكنون افتخارات عظيمی در همه عرصهها آفريده و نور اميدی در دلهای پاك يك و نيم ميليارد مسلمان جهان و صدها ميليون مستضعف چشم انتظار به وجود آورده است.
٦- جمهوری اسلامی پس از تثبيت و توسعه ارزشهای دينی و توسعه و استقرار امنيت همه جانبه در طول سالهای دفاع مقدس و نيز طی ١٦ سال بازسازی و توسعه اقتصادی و سياسی و نهادهای مدنی، به مرزهای قابل قبولی از رشد و توسعه رسيده است كه تداوم آن میتواند توان ملی كشور را در همه زمينهها افزون و معضل مهم بيكاری را حل نمايد. همچنين با تداوم طرح ناتمام نظام جامع تامين اجتماعی، فقر، فساد و تبعيض را به معنای واقعی كلمه ريشهكن كند. هم اكنون ادامه سياست سازندگی و تعميق و گسترش آن در حوزههای سياسی، اجتماعی و فرهنگی به «ضرورت نظام» تبديل شده است. با اين وجود هنوز توسعه از ناحيه برخی ديدگاهها در معرض تهديد جدی قرار دارد. دموكراسی اقتصادی و رشد صنعتی، زيربنای دموكراسی سياسی و رشد اجتماعی است. و اين ضرورتی است كه بيش و كم مجهول و مقفول مانده است.
٧- حركت همه جانبه برای تحقق سند چشم انداز ٢٠ ساله نظام برای رسيدن به ايرانی مقتدر، آزاد، آباد و دانايی محور.
٨- آرزو دارم كه با ايجاد بستری مناسب كه هر ايرانی بجای تلخیهای حذف و طرد، با شيرينی همدلی و وحدت ملی در آسايش و امنيت كامل با سربلندی و موفقيت زندگی نمايد.
هرچند حضور رهبر مدبر انقلاب، مايه اطمينان و آرامش جامعه اسلامی و انقلابی ماست، امّا آثاری كه از نتايج انتخاباتی پرشور و حداكثری به دست میآيد، برای ادامه گامهای مصمم نظام اسلامی، ضروری به نظر میرسد.
بر مبنای اين تحليلها و با وجود بر جای ماندن مبانی ترديدهای نخست، امروز بنا به ضرورت بار ديگر آمادگی خود را برای ورود به عرصه اجرايی اعلام میكنم و خويش را در معرض انتخاب فرد فرد شما قرار میدهم.
میآيم تا ايران با اتكاء و اميد به امدادهای الهی و به مدد قدرت بيكران هوش، عقلانيت، پشتكار و دوربينی همه ايرانيان داخل و خارج و به پشتوانه خلل ناپذير مشاركت و همبستگی ملی و دينی، البته به دور از تقابلهای فرسايشی، شاهراه همكاری و همگرايی را با هدف توسعه همه جانبه و پايدار، با عشق و نشاط و اعتدال طی كند: تهديدها به فرصتها تبديل شود و فرصتها دو چندان گردد تا عرصه تلاش، كار و توسعه در ايرانی كه سرزمين بهار بركتهای الهی است، گسترده و متنوع تر شود و راه برای پويايی نسل جوان و خلاق و نيز همه انديشههای سازنده و همتهای بلند هموار گردد تا با شعار «همه با هم؛ كار» مسير آبادی، آزادی، آسايش و همزيستی مسالمتآميز با جهانيان را طی كنيم و ايرانی بسازيم شايسته نام ايرانی و تاريخ و تمدن ايران.
با شما ملت ايران بار ديگر، آرزوی آن عارف الهی، پيرجماران را به ياد میآوريم كه همواره میفرمود: اگر استقلال و آزادی وطن را خواهان هستيد، «همه با هم» باشيد.
از اين روی به جای هرگونه تنش، كدورت، افراط و تفريط و يا شعارهای بیعمل، میتوانيم ظرفيتهای طبيعی و ميراث معنوی و سرمايههای انسانی و ثروتهای خدادادی ايران را با كمك يكديگر منسجم كنيم، ارزش كار را ملاك و معيار قرار دهيم و پيام قرآنی «اعدلوا هواقرب للتقوي...» را ميزان گفتار و رفتار خود بدانيم.
امروز، با جامعه جوانی روبرو هستيم كه باورها و الگوهای جديدی را نسبت به نسل گذشته ارائه میدهد. زنان و دختران ما بدليل تحصيلات عاليه، انگيزه بيشتری برای توسعه وآبادانی كشور و حضور در عرصههای مختلف دارند. تحولات عميق اجتماعی و فرهنگی جامعه ايرانی در كنار شرايط جديد بينالمللی، كارآمدی مديريت كشور را منوط به هماهنگی هرچه مناسبتر با اين تحولات ساخته است.
موفقيت دولت آينده، در گروی تقويت وحدت اسلامی و ملی و بهرهمندی از مشاركت همه اقشار جامعه است تا مشكلات و رنجهای معيشتی مردم با اتكاء به برنامههای متقن، مديريتی ملی و مشاركت همگانی ترميم و التيام يابد.
اينك، به آمدن در صحنه انتخابات برای انتخاب نهمين «رئيس جمهور» و پاسخ متواضعانه به همه دعوت كنندگان در گستره اين سرزمين ثروتمند و تمدن ساز افتخار میكنم.
ربع قرن تجربه مديريت در جمهوری اسلامی ، يك سرمايه ملی است و اين سرمايه را میتوان در راه توسعه و ترقی كشور صرف كرد. حضور من، نفی تلاش هيچ دولتمرد يا رد توان هيچ نيروی تازهنفسی نيست.
اميدوارم با الطاف خدا و امامان معصوم عليهم السلام بتوانيم تلخی اختلافات و مشكلات معيشتی را به شيرينی خدمت به مردم و تعميم آسايش و ديدن شادابی و لبخند رضايت در چهره همه ايرانيان تبديل كنيم.
در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی معمولاًً هر مقام و مسئوليتی را با رای مستقيم مردم بدست آوردهام. اكنون نيز خويش را درمعرض انتخاب شما قرار میدهم. افزون بر حمايت نخبگان و احزاب ، آنچه در نهايت سرنوشت سياسی مرا در اين انتخابات رقم میزند، رای فرد، فرد هر ايرانی است. فردی كه حق دارد در امنيت، رفاه و آزادی زندگی كند و دولتی را برگزيند كه خويش را وكيل و مجری همه ملت و همه افراد بداند. كارنامه من در پيشگاه ملت روشن است. در اين ميان از نقد برخی اشكالات گذشته و اهتمام به اصلاح آن و در نظر گرفتن واقعيتهای امروز گريزی نيست. آينده را بدون نگاه به گذشته نميتوان ساخت، اما نبايد در گذشته ماند.
اين اعلام حضور، تلاش مضاعف برای پيوند تجارب موفق گذشته و تحولات اقتصادی، سياسی، فرهنگی و اجتماعی آينده است و بزودی برنامههای جديدم را با شما ايرانيان در ميان می گذارم و با شما میگويم : «عليه توكلت و عليه فليتوكل المتوكلون.»
اكبر هاشمی رفسنجانی
٢٠/٢/٨٤