۳ تیر ۱۳۸۴

اهمیت و کارکرد اجتماعی انتخابات

در سپهر دولتمداری امروزی دنیای ما کمتر پدیده‌ای می‌توان یافت که به گستردگی انتخابات کاربرد داشته باشد، و باز کمتر پدیده‌ای یافته می‌شود که اهمیت واقعی و تاثیر آن در رفتار دولت‌ها اینچنین گوناگون باشد.

برداشت همگانی از معنای انتخابات این است که گفته می‌شود انتخابات شیوه دموکراتیک گزینش نهادهای نمایندگی مردم است. و نیز گفته‌ می‌شود که انتخابات بهترین راه ممکن برای کنترل همگانی حکومت از سوی مردم است که تا به امروز یاقته شده است. اما چگونه است که در همه دولت‌های امروزی به گونه‌ای انتخابات برگزار می‌شود، حتی آنجا که از دموکراسی خبری نیست و حتی بوسیله آنهایی که آشکارا با دموکراسی سر ناسازگاری دارند. پاسخ آن است که انتخابات تنها فن و روشی است برای ساختن یک نهاد اجتماعی، مضمون و محتوای آن را در چیزهای دیگر بایستی جستجو کرد . روش‌های دیگری هم برای ساختن نهاد اجتماعی وجود دارد که ارثی بودن و یا انتصاب با روش‌های گوناگون از آن جمله است. برای همین است که شیوه انتخابی و روش انتخابات می‌تواند جانشین روش‌های ارثی یا انتصابی شده باشد بدون اینکه از دموکراسی خبری باشد. و برای همین است که انتخابات محدود به دولت‌ها و نهادهای دموکراتیک نیست و امروزه همه دولت‌های جهان آن را به گونه‌ای به کار می‌برند. در کشورهایی که امروزه به شیوه دموکراتیک اداره می‌شوند نیز کاربرد فن انتخابات به پیش از پیدایش دموکراسی‌های امروزی برمی‌گردد. حتی پیش از پیدایش حق انتخاب همگانی انتخابات وجود داشته است.

در نظام‌های سیاسی امروزه انتخابات در جاهایی هم برگزار می‌شود که از ساختار سیاسی دموکراتیک برخوردار نیستند. در کشورهایی که حاکمیت یک حزب در قانون اساسی تضمین شده است نیز انتخابات برگزار می‌شود و نهاد‌های نمایندگی با فن انتخابات بازسازی می‌شود بدون اینکه از محتوای دموکراتیک برخوردار باشد، برای اینکه حاکمیت تضمین شده قانونی یک حزب با دموکراسی بیگانه است. در کشورهایی که به شیوه اقتدارگرایانه اداره می‌شوند نیز انتخابات برگزار می‌شود بدون اینکه اقتدار دسته و گروه حاکم به پرسش گرفته شود. و جایی که امکان جابه‌جایی قدرت سیاسی میان گروهبندی‌های سیاسی و اجتماعی گوناگون وجود نداشته باشد از دموکراسی نمی‌توان سخن گفت. از کاربرد فن و روش انتخابات در نظام‌های سیاسی دموکراتیک تا اقتدارگرا می‌توان نتیجه گرفت که اهمیت انتخابات در نظام‌های سیاسی گوناگون یکسان نیست و معنای آن در نظام‌های سیاسی گوناگون دگرگون می‌شود. کارکرد فن انتخابات در نظام‌های سیاسی گونه‌گون نیز یکسان نیست و دگرگون می‌شود.

برای اینکه انتخاب کنندگان بتوانند آنچه را که می‌خواهند برگزینند بایستی امکان انتخاب از گزینه‌های گونه‌گون، دست‌کم دو گزینه، داشته باشند و در گزینش خود نیز آزاد باشند. وجود گزینه‌های گوناگون و آزادی گزینش اما نبایستی تنها در حرف باشد، بایستی بوسیله قانون تضمین شده باشد تا حق گزینش و آزادی گزینش خدشه‌دار و یا پایمال نشود. اگر آزادی گزینش از میان گزینه‌های گونه‌گون وجود داشته و آن هر دو بوسیله قانون تضمین شده باشد گفته می‌شود که انتخابات رقابتی است. انتخاباتی که در آن امکان و آزادی گزینش از میان چند گزینه و تضمین قانونی آن وجود نداشته باشد، انتخابات نارقابتی است. اما انتخاباتی نیز هست که در آن گونه‌‌هایی از محدودیت‌های آشکار و نهان در گزینه‌های ممکن و آزادی گزینش و نیز تضمین قانونی آنها دیده می‌شود که آن را شبه‌رقابتی می‌نامیم. ما در ایران با انتخابات شبه رقابتی سروکار داریم. کوشش من در این نوشته شناختن و شناساندن انتخابات شبه رقابتی است، اما برای بهتر شناختن آن به ناچار از انتخابات رقابتی و نارقابتی نیز سخن گفته می‌شود.

انتخابات رقابتی در دموکراسی‌های امروزی بر پایه اصولی استوار شده است که تضمین آن اصول پیش‌شرط شناسایی و پذیرش نتیجه انتخابات از سوی انتخاب کنندگان است. این شناسایی و پذیرش همان است که در زبان سیاسی ما با مشروعیت انتخابات بیان می‌شود. در میان آنچه که مشروعیت‌آور است و شناسایی و پذیرش انتخاب کنندگان را در پی دارد می‌توان قاعده‌های زیر را شمرد:

• وجود گزینه‌ها گونه‌گون و آزادی نامزد شدن در انتخابات و نیز آزادی گزینش انتخاب کنندگان از گزینه‌ها و نامزدهای گوناگون.
• رقابت میان نامزدها که با رقابت میان برنامه‌ها و خط‌مشی‌های سیاسی گونه‌گون همراه باشد.
• شانس برابر در نامزد شدن و رقابت در انتخابات.
• آزادی انتخاب که بوسیله انتخاب مخفی از میان نامزدها همراه باشد.
• نظام انتخاباتی چنان باشد که نتیجه ضداجتماعی و ضددموکراتیک به بار نیاورد. و از جمله نتیجه‌ای با اکثریت بسیار بزرگ به بار نیاورد که امکان رقابت و یا مخالفت با آن را دشوار سازد یا نابود کند.
• نتیجه انتخابات برای مدتی محدود و پیش‌بینی شده و دوره‌ای باشد، و با آن توان و آزادی انتخاب در دوره‌های آینده محدود نشود.

آنچه گفته شود معیارهای سنجش است و انتخابات با آن‌ها سنجیده می‌شود. واقعیت اما همواره و همیشه نمی‌تواند سازگاری یک به یک با آن داشته باشد. و نیز نباید چشم‌ها را بر محدودیت بسیار و از جمله محدودیت در چندگانگی سیاسی، گروهبندی‌های تشنه قدرت، سخنسرایی‌های بدون محتوای سیاسی و اجتماعی موثر و بسیاری چیزهای دیگر بست، و بویژه بر شیوه‌های مبارزه‌ای که در آن جابه‌جایی قدرت سیاسی در میان گروهبندی‌های سیاسی و اجتماعی گونه‌گون وجود نداشته باشد، و در کشور ما چنین است. با همه اینها می‌توان از چگونگی رقابت در انتخابات به چگونگی ساختار سیاسی راه برد و چنین نتیجه گرفت:

انتخابات رقابتی = ساختار سیاسی دموکراتیک
انتخابات شبه رقابتی = ساختار سیاسی آمرانه
انتخابات نارقابتی = ساختار سیاسی تمامیت‌گرا

در آنچه گفته شد نمی‌خواستم به همه چیز در ساختار‌های سیاسی آمرانه یا تمامیت‌گرا بپردازم و تفاوت‌های آنها را با ساختار سیاسی دموکراتیک آشکار سازم. اما بر یک دستاورد تاریخی می‌خواستم انگشت گذاشته باشم که برای ما نیز از اهمیت بسیار برخوردار است. و آن چنین است که همواره گذار بنیادی از مناسبات خودکامه با انتخابات رقابتی آغاز می‌شده است، و در آن همیشه و همواره آزادی انتخابات خواسته می‌شده است و نه انتخابات.

در ساختارهای دموکراتیک امروزی انتخابات پایه دموکراسی است، چرا که رهبری سیاسی محلی و کشوری از انتخابات برون می‌آید. و آن برخاسته از یک آزمون تاریخی است که بدون انتخابات، بدون رقابت آزاد نیروهای اجتماعی و گروهبندی‌های گونه‌گون سیاسی برای کسب قدرت سیاسی از دموکراسی نمی‌توان سخن گفت. انتخابات پایه پذیرش و شناسایی رهبری سیاسی از سوی مردم است. حکومتی که از انتخاباتی آزاد و همگانی برآمده باشد حکومتی قانونی و دموکراتیک است. مشروعیت نظام سیاسی برآمده از انتخابات رقابتی است. انتخابات از اهمیتی زندگی‌ساز برای ساختار سیاسی دموکراتیک برخوردار است. با چنین مفهومی از انتخابات سلطه سیاسی در دموکراسی برچیده نمی‌شود، بلکه با تقسیم قوا، رعایت حقوق بشر، حق مخالفت با قدرت سیاسی موجود و امکان به قدرت رسیدن مخالفان پیشین، و نیز کنترل قدرت سیاسی بوسیله مخالفان سیاسی تضمین می‌شود. در چنین ساختاری هنوز سلطه انسان‌ها بر انسان‌ها برچیده نمی‌شود، بلکه بوسیله آنچه گفته شد تنظیم می‌گردد. و بشریت هنوز راهی نیافته است که بتواند آرزوی برچیده شدن سلطه انسان بر انسان را برآورده سازد. دموکراسی‌های امروزی و تا به امروزی نیز توان آن را نداشته‌اند. در دموکراسی‌های امروزی انتخابات و گزینش نهادهای نمایندگی مردم از جمله عنصرهای بنیادی مشارکت دموکراتیک در زندگانی اجتماعی است. اگرچه تنها یکی از عنصرهاست از میان عنصرهای دیگر مشارکت اجتماعی مانند عضویت در حزب سیاسی و سندیکاها و اتحادیه‌های صنفی و انجمن‌های شهروندی و نیز گردهم‌آیی‌های آزادنه. انتخابات اما از آنجا از اهمیتی بسیار برخوردار شده است که تنها شکل مشارکت همگانی مردمان در روندهای سیاسی است. اگرچه یافته‌های تجربی نشان می‌دهد که همواره و همه جا همگان از حق برابر همگانی برای مشارکت سود نمی‌برند، و اگر استثناها را نادیده بگیریم، همواره بخشی از مردمان از مشارکت دوری می‌جویند، اما این حق آنهاست و از اهمیت حق مشارکت برابرحقوق همگان نمی‌کاهد. دموکراسی حق مشارکت نکردن آگاهانه و فعال و یا کناره‌جویانه را نیز تضمین می‌کند.

در جستجوی تاریخی بشر برای یافتن شیوه‌های حکومتی بهتر نبایستی به آزمون شکست‌خورده حزب‌های کمونیست چشم بست. فهم آنها از دموکراسی پایه‌های دیگری داشته است. سلطه سیاسی حزب کمونیست و ادعای رهبری آن بر همه نیروهای اجتماعی و مشروعیت آن از انتخابات برون نمی‌آمده است، بلکه آن را بر ماموریت تاریخی طبقه کارگر، و حزب پیشتاز آن که همان حزب کمونیست باشد، استوار می‌ساخته‌اند که از نیازهای قانون‌های عینی تکامل اجتماعی برمی‌آمده است. انتخابات در چنان نظامی ابزار اعمال سلطه است و نه معیار سنجش آن، و زیر کنترل مطلق حزب و نهادهای دولتی انجام می‌گیرد، تا قدرت سیاسی موجود ماندگار باشد. امروزه دیگر کمتر حزب سیاسی چنین ادعاهایی دارد، اما شناخت آن هنوز برای ما مهم است. ماموریت الهی در بسیاری آموزه‌های سیاسی اسلامی شده در تاریخ ما برگردان و یا بومی شده همان ادعاها بوده است، که در پیوند با برخی آموزه‌های بنیادگرایانه شیعی ساختار سیاسی امروزی جمهوری اسلامی را پدید آورده است. ساختاری که از هر سو بنگری آمرانه است و در انتخاباتش نیز.

در نظام‌های سیاسی آمرانه نیز برای به تایید رساندن مناسبات سیاسی انتخابات برگزار می‌شود. در اینجا مانند نظام‌های سیاسی دموکراتیک جابه‌جایی قدرت سیاسی موضوع انتخابات نیست، اما برخلاف نظام‌های اقتدارگرا مخالفان سیاسی نظم موجود می‌توانند به بازیگری سیاسی و اجتماعی بپردازند و احساسات، رویاها، اندیشه‌ها و خواست‌های خود را بر زبان آورند و در برخی کوشش‌های سیاسی و اجتماعی نیز شرکت جویند. و شاید از میان آنها گروهبندی‌های سیاسی و اجتماعی برآید که بتوانند اجازه فعالیت نیز بگیرند. کنترل در روندهای انتخابات مانند نظام‌های تمامیت‌گرا آنچنان کامل نیست. نتیجه انتخابات اگرچه سلطه گروهبندی‌های وفادار به حاکمیت را به پرسش نمی‌گیرد و تهدید نمی‌کند، اما می‌تواند بر رهبری سیاسی و چگونگی هدایت سیاسی جامعه تاثیر گذارد. رهبران سیاسی در چنین نظام‌هایی نشان داده‌اند که به درصد تاییدشدگی خود بسیار حساسند و در برابر دگرگونی آن به واکنش‌ می‌پردازند. نکته اینجاست، و در چنین نظامی اندیشه‌های دموکراتیک نیز توانایی طرح و رقابت پیدا می‌کند و رهبران سیاسی به ناچار در برابر آن نیز به واکنش می‌پردازند و می‌خواهند چنان وانمود کنند که خود نیز دموکرات هستند، و گاه به اصلاحاتی نیز تن می‌دهند تا مشروعیت خود را بازسازی نمایند. حکومت نیز می‌کوشد از آن برای بازسازی و سازماندهی دگرباره خود و نیز ایجاد ثبات بیشتر سود برد. کوشش برای دموکراتیک وانمود کردن چشم به مناسبات بین‌المللی حکومت دارد و به سود تنش‌زدایی در آن است، و از آن برای تنش‌زدایی در مناسبات درونی نیروهای اجتماعی و سیاسی نیز سود برده می‌شود، اما مناسبات درونی چیز دیگری است و برآمده از خودآگاهی نیروهای مخالف است که در چنین انتخاباتی خود را بهتر به چشم می‌کشد و از شکاف‌ها سر برمی‌آورد. به چشم کشیده شدن مخالفان، که حکومت‌ها همواره وجود آنها را نادیده گرفته یا به سرکوب خشن تا سرحد نابودی جسمانی آنها می‌پردازند، از ویژگی‌های برجسته انتخابات شبه‌رقابتی است که از خودداری فعال از شرکت در انتخابات تا پشتیبانی از برخی نامزدهایی که بر شکاف‌های اجتماعی انگشت می‌گذارند، خود را نشان می‌دهد.

آنچه را که گفته شد می‌توان در جدول زیر نشان داد:

 

انتخابات رقابتی

انتخابات شبه‌رقابتی

انتخابات نارقابتی

اهمیت انتخابات در روندهای سیاسی

بسیار

کم

ناچیز

امکان گزینش

بسیار

محدود

هیچ

آزادی انتخابات

تضمین شده

مشروط و محدود

نیست

جابه‌جایی قدرت سیاسی

آری

نه

نه

مشروعیت نظام سیاسی

آری

کوشش می‌شود و کمتر به دست می‌آید

طرح نیست

نوع نظام سیاسی

دموکراتیک

آمرانه

تمامیت‌گرا