۱۱ مرداد ۱۳۸۴

نوازندگان بنوازند

گویی همین دیروز بود که مردم ایران با شورشی متمدنانه، محمد خاتمی را از شکافی قانونی از قلعه بخوبی چیده شده ذوب‌شدگان در ولایت فقیه گذراندند و به کاخ ریاست جمهوری رساندند. هشت سال از آن روزها گذشته است و هنوز خوب به یاد دارم که بخشی از آشنایان دور و نزدیک، برای گفتگو در باره چه باید کرد با انتخابات ریاست جمهوری، از من هم دعوت کردند و من با سپاسگزاری پوزش خواستم، و در پاسخ نوشتم برای من انتخابات ریاست جمهوری پایان یافته است و خاتمی رییس جمهور برگزیده مردم ایران است.

خاتمی برای من تا همین امروز که این واژه‌ها را می‌نویسم رییس جمهور برگزیده مردم ایران بود، نه اصلاح‌طلب، نه مسلمان، نه شیعه، نه آخوند، نه یزدی و نه فیلسوف نخبه بلکه رییس جمهور برگزیده مردم ایران. گفتنش ساده است ولی در هر یک از آنها دهها چیز فریبنده هست که می‌تواند رییس جمهور بودن و مسوولیت و وظیفه برآمده از آن را به سایه براند. همین یزدی بودن را بگیریم که پیدا کردن رابطه روان یزدی با همچو منی که با روان مردمان شمال غرب ایران زاده و پرورده شده است، از پیدا کردن پرتقال‌فروش ریاضیات دبستانی سخت‌تر است. ترانه یزدی شنیده‌اید! رقص یزدی دیده‌اید! ساز یزدی شنیده‌اید! یک رفیق یزدی داشتم، وقتی به خانه‌اش می‌رفتیم نه تنها از خوراک و شبچره خبری نبود بلکه می‌گفت نفت مصرف شده باید پولش را تقسیم بکنیم. پول نفت را هم باباش می‌داد نه خودش که دانشجوی علم و صنعت بود و هنوز پول در نمی‌آورد. هر چه بود گذشت، چون آب به جویبار و چون جوی به دشت. گذشته جایی برای آرزو نمی‌گذارد، اما برای چند ماه آینده آرزو دارم خاتمی خویشتنداری پیشه کند، و همواره و هر لحظه در دسترس و آماده رایزنی با رییس جمهور تازه بماند و از هر گونه عتاب و خطاب علنی به او پرهیز نماید و دیگر خود داند. بدرود رییس جمهور دیروز.

رییس جمهور فردا اما تا آنجا که من دریافته‌ام «صاحاب ندارد». گفته می‌شود:
هیچ کس او را نمی‌خواسته است. معلوم نیست داماد کی هست اصلا این آقا! خودش هم از ته بته درآمده، نامش را گذاشته احمدی‌نژاد، نژادش کجا بود! دودمان مودمان یوخدور. ورقه دکترا هم به او داده‌اند، ولی خودشان می‌نویسند که در علم و صنعت درس خوانده است. نخبگان با او نشست و برخاست ندارند و خانه‌شان هم آنور رودخانه است، نه اینور که خود اعلیحضرت سنگ‌بنای دانشگاه را با دست مبارکش گذاشت و نخبگان پرورش داد. این همه نخبه گفتند به این آقا رای ندهید، آن هم چه نخبه‌هایی! همه دانشگاه دیده. شما نگاه کنید به تاریخ دیگر کشورها و ببینید که چگونه قدر نخبگان را می‌دانند. در همان انگلستان که مهد دموکراسی و قانونمداری است نخبگان آکسفورد و کمبریج تا سال 1948 حق رای دوگانه داشتند، دو برابر نانخبگان. تازه نانخبگان آنها باسواد، اهل صنعت و بازرگانی هم بوده‌اند نه مانند این آقا یا آن 16 میلیونی که به او رای دادند. معلوم نیست این همه نخبگان ما در انگلستان چه می‌کنند و چرا واقعیت دموکراسی را به مردم نمی‌گویند که با هشتصد سال تاریخ قانون و دموکراسی اصیل که خود اعلیحضرت هم رییس دین و هم رییس دولت است، نخبگان دانشگاه رای دوگانه داشتند و اگر هم برچیده شد برای آن بود که روس‌ها تا برلین آمده بودند و چپی‌ها پررو شده بودند و حق نخبگان را پامال کردند.

درست است، دانشگاهیان آکسفورد و کمبریج تا سال 1948 حق رای دوگانه داشته‌اند، اما نخبگان دانشگاهی ما دستکم در گفتار چنین خواستی نداشته‌اند. و ما را سری است با مردم و کشور که گر نخبگان روزگار به رفسنجانی رای بدهند، و احمدی‌نژاد علم و صنعتی به کاخ ریاست‌جمهوری برود، هم بر آن سریم. احمدی‌نژاد رییس‌جمهور برگزیده مردم ایران است. خاتمی رفته است و او به جایش آمده است. در نوشته‌های من رییس‌جمهور همان رییس‌جمهور می‌ماند، نام‌ها دیگر می‌شوند. یک چیز از همان آغاز بر روان من سنگینی می‌کند، و آن این است که چرا آقای خامنه‌ای به آن 16 میلیون هم‌میهن من که به احمدی‌نژاد رای داده بودند اجازه شادی کردن نداد. من از آن کار آقای خامنه‌ای ناخرسندم و آن را جفاکاری بر آن هم‌میهنان خود می‌دانم. همین کارها را می‌کنند و راه شادی را بر پیروانشان می‌بندند که امروزه مداحان باباکرم می‌خوانند. جز آن هیچ پیشداوری یا چشمداشتی فرای مسوولیت قانونی رییس‌جمهور ندارم. می‌دانم که احمدی‌نژاد و یارانش نیاز به زمان دارند تا با مسوولیت‌ها و تازگی‌های آن آشنا شوند. خیرخواه همه آن 16 میلیون نفر هم‌میهن و برگزیده آنها هستم.

رویدادهای انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن به گونه‌ای پیش رفت که ما ایرانیان در معرض آگاهی‌زدایی و نیز آگاهی نادرست و اطلاعات گمراه کننده هستیم. خبررسانان و آگاهی‌دهندگان خود به صفبندی‌های فراحرفه‌ای پرداختند و شکست خوردند. سراسیمگی شکست با مبارزه‌جویی طلبکارانه آمیخته شده است و این نیز باید بگذرد. پیشنهاد می‌کنم دستگاه ریاست جمهوری با سود بردن از فناوری نوین، بخش خبررسانی ویژه رییس جمهور راه بیاندازد، و مستقل از همه خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها، همه اطلاعات رسانه‌ای مربوط به رییس‌جمهور و خبرها و موضع‌گیری‌های روزانه او را مستقیم، رایگان و بیواسطه در اختیار همگان بگذارد. بسیاری از روسای دولت‌ها چنین چیزی دارند و همه سخنرانی‌ها و موضع‌گیری‌های روزانه را مستقیم و رایگان در اختیار همگان می‌گذارند.

احمدی‌نژاد رییس‌جمهور برگزیده مردم ایران است.
نوازندگان بنوازند، رییس‌جمهور تازه می‌آید.

11 مرداد 84