۱۴ مرداد ۱۳۸۴

سیاست کشور از زبان رییس‌جمهور پیشین

به گزارش خبرگزاری ايسنا خاتمی رییس‌جمهور پیشین در گفتگویی با روزنامه الحیات گفته است که « هيچگونه مسووليت رسمي را نخواهم پذيرفت». گفتگو خواندنی‌های خوبی در باره سیاست کشور دارد. ایسنا می‌نویسد:

از خاتمي سوال شده است كه دليل شكست ميانجيگري‌ها ميان ايران و آمريكا چيست؟ كه پاسخ داده است: ميانجي‌گر‌ي‌ها در صورتي كه بر اساس بهبود روابط باشد موثر است، اما متاسفانه از آغاز چه از طرف ايران و چه آمريكا اين نگرش وجود داشته كه روابط بهبود نمي‌يابد. نگرش‌هايي در ايران و آمريكا وجود دارد كه سياست آن‌ها نوعي سياست تخريب است. در ايران هم برخي‌ها نسبت به آمريكا بسيار بدبين هستند و معتقدند كه هرگونه نزديكي در روابط با اين كشور به ضرر منافع ملي است و اين مساله به دليل پيامدهايي است كه از آمريكايي‌ها و سياست‌هاي اشتباه آن‌ها در قبال ايران ايجاد شده است. در آمريكا هم برخي‌ها معتقدند ايران كشوري انقلابي است كه خواهان ايجاد نوعي دموكراسي اسلامي است كه در صورتي كه ايران موفق به ايجاد چنين دموكراسي شود، پايگاه‌هاي كشورهاي خارجي در منطقه نابود مي‌شود. همين احساس در كشورهاي اسلامي نيز احساس مي‌شود، بنابراين اين سو‌ء‌ظن همچنان ادامه دارد و سياست اصلي طرفين بر اساس عدم نزديكي روابط است. تا زماني كه اين اصل استراتژيكي وجود دارد وساطت و ميانجي‌گري مفهومي ندارد. طبيعتا اقدامات خوبي در دوره رياست جمهوري من و بيل كلينتون انجام شده است.
وي ادامه داد: به نظر من سياست‌هاي كلينتون متفاوت از ديگران و به واقعيت نزديكتر بود. من هم تلاش كردم تماس‌هايي با آمريكايي‌ها داشته باشم و در سخناني وجهه‌اي از فرهنگ تاريخ و سياست‌هاي اوليه‌ي ايران را براي افكار عمومي آمريكا مطرح كنم. توانستيم تا حدي به يكديگر نزديك شويم تا آنجا كه خانم مادلين آلبرايت، وزير امور خارجه دولت كلينتون اعتراف كرد كه سياست آمريكا در قبال ايران اشتباه بوده است و نسبت به دخالت كشورش در امور داخلي ايران ابراز ناخرسندي كرد. مطمئنا اين مساله گامي به جلو بود اما متاسفانه اشتباهات خود آمريكايي‌ها برخي از سياستمداران و همچنين دشمني‌هاي آن‌ها در قبال ايران روحيه‌ي بدبيني را در داخل ايران ايجاد كرد؛ امري كه موجب عدم نزديكي در روابط دوطرف شد.
وي خاطرنشان كرد: بهتر است نوعي تغيير در ديدگاه‌هاي طرفين ايجاد شود و بايد اقدام در اين خصوص از سوي آمريكايي‌ها باشد؛ اما آنچه كه ما مي‌بينيم اينست كه متاسفانه نه تنها زمينه اين تحول در ديدگاه آمريكايي‌ها تقويت نشد، بلكه اين زمينه با روي كار آمدن نو محافظه‌كاران آمريكايي به قدرت از بين رفته است. ادعاهاي بيهوده دولت بوش در قبال ايران موجب شد از تلاش‌هايي كه طي چند سال در خصوص نزديكي در روابط طرفين برداشته شد فاصله بگيريم.
وي ابراز اميدواري كرد؛ عبرتي كه آمريكا از خاورميانه و عراق گرفته و تجربيات موفقي كه ما در طول هشت سال گذشته از سياست يكدلي كسب كرده‌ايم، عاملي باشند كه دو طرف به ديدگهاهاي يكديگر مثبت‌تر نگاه كنند و آمريكا اولين گام را با ايجاد تغييرات در سياست‌هايش بردارد. در اين صورت نيازي به ميانجي وجود ندارد، بلكه مي‌توانيم خودمان مستقيما پيشرفتهايي در اين زمينه داشته باشيم.
رييس‌جمهور هشت سال گذشته‌ي ايران در پاسخ به سوالي درباره‌ي تعيين سياست‌هاي نظام و نقش مقام معظم رهبري در اين زمينه گفت: طبيعتا انقلاب اسلامي خطوط عريض و اصول اصلي سياست‌هاي نظام را تعيين مي‌كند و در اين مساله طبيعي است كه هر دولتي براي پيشرفت خود با رهبرش هماهنگي كند. ما هنوز از نظر سياسي درباره‌ي ايجاد روابط با آمريكا به نتيجه نرسيديم. تا زمانيكه اين سياست را داشته باشيم هيچ حكومت محافظه‌كار و يا اصلاح طلبي نمي‌تواند بر خلاف آن حركت كند. به نظر من با تغيير دولت هيچ تغييري در روابط ايران و آمريكا ايجاد نمي‌شود، اگر آمريكايي‌ها تغييرات عملي را در سياست‌ها و شيوه‌هايشان به كار بستند سياست كلي ايران هم در راستاي تفكر در ايجاد تغييرات در خصوص ديدگاهاي فعلي‌اش حركت خواهد كرد.
وي در بيان اين كه آيا منافع مشتركي بين دو كشور وجود دارد؟ اظهار داشت: به نظر من با وجود اهداف درازمدت ما در بسياري از موارد منافع نزديك به هم با آمريكا داشتيم كه از جمله آن منافع در عراق و افغانستان بود همان طور كه مي‌دانيد ما و آمريكايي‌ها از مدافعان برگزاري انتخابات در اين كشورها بوديم در مساله سرنگوني نظام طالبان اگر نقش جمهوري اسلامي ايران و همكاري آن نبود آمريكا با مشكلات زيادي مواجه مي‌شد. اما اين همكاري مرحله‌اي و تاكتيكي به معناي يك همكاري اوليه نبود. آمريكايي‌ها قصد سيطره بر عراق و افغانستان را داشتند به همين دليل همواره به آن‌ها سفارش مي‌كرديم كه سياستشان موجب ضرر آن‌ها خواهد بود كه همين طور هم شد به گونه‌اي كه زمينه براي فعاليت گروه‌هاي تروريستي در عراق فراهم شد و مشكلاتي را براي خود آمريكايي‌ها ايجاد كرد، اما اين نزديكي تاكتيكي و مرحله‌اي هرگز به معناي نزديكي در اهداف استراتژيكي نيست و از نظر ما اين‌ها كاملا متضاد با هم هستند، من معتقدم كه ما مي‌توانيم از فرصت‌ها به صورت بهتري براي از بين بردن بحران و ايجاد ثبات بيشتر امنيتي استفاده كنيم.