۲ شهریور ۱۳۸۴

شرق دو ساله شد

 دو سالگی شرق چه فاجعه‌ای! یک باره چشمم افتاد به نوشته سردبیر روزنامه شرق که در باره دو سالگی شرق نوشته است. نمی‌خواستم آن را ببینم. لابد از من هم که دو سال تمام و هر روزه آن را ورق زده‌ام انتظار دارند که یادم باشد شرق دو ساله شده‌است. لابد می‌خواهند که خواننده نیز تبریک بگوید. چرا! و به چه کسی! آن هم من که شرق را در دو سال گذشته همواره خوانده‌ام و در یک هفته‌ میان دو انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم شرق چیزی از من ربوده است. چرا باید پنهان کنم. اما در نوشته سردبیر بمناسبت دوسالگی شرق به آن یک هفته‌ هم اشاره شده است. پس سردبیر هم احتمالا در آن یک هفته روزنامه شرق را خوانده است. یک هفته‌ای که دیگر شرق آن شرقی که می‌شناختم نبود.

سردبیر هم روزنامه را خوانده است، و اکنون می‌توانم امیدوار باشم روزنامه هر روزه من آموخته باشد که چیزهایی در زندگی هست که فلسفه را توان پاسخگویی به آنها نیست، حتی اگر با سماجت به آن بپردازد، و آن چیزها پاسخ ساده و روشن خود را از مردمان ساده دریافت می‌دارند. وقتی خود مردمان ساده فرمان قطار تاریخ کشور را در دست می‌گیرند درنگ نکنید، سوار شوید و روزنامه خود را آنجا بفروشید. می‌دانم شرقی‌های فلسفه‌خوان و فلسفه‌دان خواهند پرسید از کجا بدانیم که این خود مردمان ساده‌اند که می‌رانند؟ تایید می‌کنم پرسش بجایی است و پاسخ آن ساده نیست و می‌توان در آن باره به گفتگو نشست. مهم دانستن و تایید آن ارزش است که همچون یک ارزش پایدار و همیشگی در گنجینه ارزش‌های ما گنجانده شود. گنجینه ارزش‌ها! آنهم در این روزگار! همه گردانندگان و نویسندگان و خبرنگاران شرق شاید حق داشته باشند که این جمله را با پوزخندی به کناری نهند و به کار شرق بپردازند ولی شرق گمان نمی‌کنم چنین حقی داشته باشد. چگونگی رفتار انسان‌ها با حکومتی که به آن رای نداده‌اند، چگونگی رفتار با کسانی که حقوق اجتماعی و سیاسی آنها تهدید می‌شود، یا آنچنان که در کشور ما هست، از حقوق اجتماعی و سیاسی محرومند و فریادرسی نمی‌یابند، و بسیاری چیزهای دیگر را هم گنجینه ارزش‌ها پاسخگوست. و شرق بایستی بداند این ارزش‌ها کدامند و چگونه تهدید می‌شوند. و من نیز می‌پذیرم که شرق حق داشته است همواره به فلسفه و بویژه فلسفه دولت بپردازد. پرداختن به سیاست بدون پشتوانه استوار فلسفه‌ دولت دشوار و شاید ناشدنی است. می‌توان در آن باره نوشت، می‌توان نوشته‌ها را نقد کرد، اما جمهوری حق تصمیمگیری را به مردم یا نمایندگان آنها واگذار کرده است و نه به نویسندگان. نوشته‌ها و نقدها برای آن است که مردم، یا نمایندگان آنها، بتوانند تصمیم بگیرند. در آن یک هفته اما. بگذریم.

شرق حق دارد بنویسد: ما می‌آموزیم، ما خطا می‌کنیم، ما تصمیم می‌گیریم چه بنویسیم و چه ننویسیم، ما پای مسوولیت نوشته خویش می‌ایستیم. ما هم انسان هستیم، مانند شما.

من از جنس دیگری هستم! شاید. من همواره از هر روزنامه‌نگاری که نوشته‌اش را می‌خوانم، و از هر روزنامه‌ای که می‌خوانم، خواهم خواست در جستجوی حقیقت باشد، به واقعیت وفادار بماند و تا آنجا که می‌تواند آشکار و روشن با خوانندگانش سخن بگوید، بدون شرم یا پرده‌پوشی، خواه جدی و خواه نه. اما گذشته را نمی‌توان با گردش قلم از دفتر روزگار زدود. تا اکنونی هست گذشته‌ای دارد. ملت در یک آن پدید نمی‌آید. آن که ملتی دارد بی‌گذشته نمی‌تواند باشد. گذشته میراث اکنون ماست، چه خود نقش‌آفرین آن گذشته بوده باشیم و چه نه. گذشته ما سرشار از سختگیری‌های ایدیولوژیک و قربانی‌های فراوان است. همدردی با قربانیان آن سختگیری‌ها، همبستگی با بازماندگان آنها هم به تنهایی کافی نیست اگرچه ضروری است. رویارویی ما با آن گذشته بایستی با شرم انسانی همراه باشد، شرم از اینکه چنین گذشته‌ای داشته‌ایم و داریم. این شرم را نیز بایستی بیاموزیم و توشه راه آینده مردم و میهن خود سازیم.

شرق دو ساله شده است. شرق هنوز هم آن روزنامه‌ای نیست که مرا از روزنامه‌های دیگر بی‌نیاز بکند. من اما در این دو سال بسیار چیزها از شرق آموخته‌ام. سپاسگزارم شرق.

گذشته از آنچه در این دو سال نوشتند و من خواندم، گفتگوی نویسندگان شرق با مردم در میدان‌های شهر از جلوه‌های فراموش نشدنی کار و تلاش آنها بود. من از آن کارشان بسیار لذت بردم و آن کارشان برای من در مسوولیت شهروندی و مسوولیت‌پذیری دلپذیر شهروندانه معنی می‌یابد و فرحبخش است. در آن روزها من توانستم آنها را دوست داشته باشم. مهم نیست چیزی که می‌نویسند خوشایند من باشد یا نه. دوست دارم بچه‌های شرق را.

شرق هم، مانند نویسندگانش، یک مبارزه انتخاباتی به یاد ماندنی پیش برد. کاری ندارم که من آن را پسندیدم یا نه، زندگی باقی است و می‌توان در آن باره هم سخن‌ها گفت. من اما هرگز از خود نپرسیدم برای چه چنین می‌کنند، چه در خیابان و چه در شرق. شرق را می‌شناختم. می‌دانستم آنها برای چه مبارزه می‌کنند. برای ایران. صمیمانه تبریک می‌گویم شرق.

شرق، و همه آنهایی که در این دو سال بگونه‌ای در شرق زحمت کشیدید:

دوسالگی مبارک.

چهارشنبه ۲ شهريور ۱۳۸۴

از شما دعوت می‌کنم سخنان سردبیر شرق را هم بخوانید:

در آغاز سومين سال انتشار شرق
روزنامه حرفه اى
روزنامه انتقادى
محمد قوچانى
ما را به اين سخت جانى گمان نبود اما امروز شرق دو ساله شد. همراهى مخاطبان و نخبگان، تلاش صادقانه نويسندگان و همكاران و صبر و بردبارى دولتمردان در مجموع ما را بدين نقطه رسانده كه هم اكنون مى توانيم دو شمع به ياد دو سال انتشار روشن كنيم. شرق در شرايطى قدم به سومين سال حيات خويش مى گذارد كه صورت بندى حاكميت در كشور نسبت به زمان تاسيس اين روزنامه كاملاً دگرگون شده است. اكثريت خبرنگاران، نويسندگان و مديران شرق بهار كار خود را در عصر اصلاحات سپرى كرده اند. عصرى كه مطبوعات اصلاح طلب در زمره اصلى ترين مدافعان آن بوده اند و به شكل گيرى و تكامل آن يارى رسانده اند. كار بدانجا رسيد كه تركيب اصلاح طلب مجلس ششم در واقع همان نامزدهاى مطبوعات اصلاح طلب بود. چه روزنامه نگاران سياسى و چه روزنامه نگاران حرفه اى از آنجا كه عصر اصلاحات را بهار مطبوعات مى دانستند مشوق اين جناح از حاكميت و منتقد جناح مقابل بودند. حتى زمانى كه عملكرد اصلاح طلبان نقد روزنامه نگاران را برمى انگيخت لحن نقد بيشتر مشفقانه بود تا منتقدانه. اصلاح طلبان حاكم نيز كم و بيش رويه اى مناسب و متناسب در برابر مطبوعات در پيش گرفتند. اگرچه نمى توانستند از توقيف مطبوعات جلوگيرى كنند اما دولت و مجلس و ديگر نهادهاى اصلاح طلب هرگز شاكى مطبوعات نبودند و خواستار توقيف آنها نبودند و سخنى عليه مطبوعات بر زبان نمى آوردند و رابطه اى مستقيم با رسانه ها داشتند. رفتار سيد محمد خاتمى در اين ميان نمونه بود. رئيس جمهور، پاسخگويى در برابر مطبوعات را به سنتى ثابت و پسنديده بدل كرد. شخص رئيس جمهور دست كم ماهى يك بار رودرروى خبرنگاران قرار مى گرفت، سخنگوى دولت جلسات هفتگى برپا مى كرد، وزارتخانه هاى مختلف سخنگو تعيين كردند و حتى نهادهايى كه به ظاهر نسبتى ادارى يا فكرى با كابينه نداشتند (شوراى نگهبان و قوه قضائيه) سخنگويانى تعيين كردند. تاريخ شهادت خواهد داد كه سيد محمد خاتمى عالى ترين فرصت ها را براى عكاسان خبرى فراهم كرد تا رئيس دولت را در صورت هاى مختلف تصوير كنند. عكس هاى غيررسمى جايگزين عكس هاى آرشيوى شد كه در دولت ها و روزنامه هاى گذشته تنها تصويرهاى موجود از مديران كشور بود. اين به جز پاره اى حوزه هاى ممنوعه بود كه خاتمى تا حدودى توانست از آنها منع زدايى كند. در حالى كه هيچ عكاسى از روزنامه هاى مستقل راهى به جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام يا شوراى نگهبان ندارد عكس هايى منحصر به فرد از هيات دولت توسط نزديكان رئيس جمهور منتشر شد و در حالى كه در يك سنت عرفى به طرح و كارتون كشيدن مديران روحانى كشور وجود ندارد خاتمى كاريكاتور امضاشده اى را از صاحب اثر دريافت كرد كه در آن «سيدى خندان» ديده مى شد. شرق البته در اواخر اين عصر متولد شد وگرچه از آغاز رويكردى انتقادى نسبت به نابسامانى هاى اصلاحات داشت اما هرگز نتوانست علقه و علاقه خود را نسبت به اين جنبش اجتماعى پنهان كند و حتى برخلاف مشى حرفه اى خود در روزهايى معدود (تنها يك هفته فاصله ميان مرحله اول و دوم انتخابات رياست جمهورى) براى آنچه تداوم اصلاحات مى دانست به رسانه اى دراختيار كليت جبهه اصلاحات و نامزد آنان در انتخابات سوم تير تبديل شد. با وجود اين هم اكنون در شرايط متفاوتى به سر مى بريم. در دولت، مجلس و ديگر نهادهاى انتخابى تفكرى حاكم است كه با تفكر حاكم بر روزنامه شرق مرزبندى دارد. اين تفكر البته از نظر روش به صورت انتخابى به قدرت رسيده است و دموكراسى خواهى حكم مى كند حاكميت اكثريت را با وجود همه نقدها بپذيريم، در عين حال اين حق براى ما محفوظ است و براى حاكميت مفيد است و در دموكراسى ضرورى است كه جناح اقليت رسانه اى داشته باشد كه در آن به نقد رفتار اكثريت بپردازد. شرق طى يك هفته ميان ۲۷ خرداد تا ۳ تير ۱۳۸۴ به ارگان همان ۱۰ ميليون نفرى تبديل شد كه از ميان ۲۷ ميليون راى دهنده به هر دليلى به رئيس جمهور كنونى راى ندادند. در ميان آنان افراد متفاوتى از اصلاح طلب سنتى تا اصلاح طلب مدرن و حتى پاره اى محافظه كاران، ميانه روها، روشنفكران مستقل و نيز خيل عظيم عامه مردم به چشم مى خوردند كه بدون شك در آينده سياسى ايران نقش مهمى خواهند داشت. در كنار اين تركيب، پتانسيل ارزنده اى از نخبگان نيز به وجود آمدند كه در آن روزهاى انتخاب تريبونى جز شرق براى انعكاس ديدگاه هاى خود نيافتند. اكنون اين حلقه نخبگان، شرق را يكى از نخستين انتخاب هاى سخنورى خود مى دانند و شرق در موقعيت جديد افزون بر موقعيت حرفه اى خود به مثابه رسانه اى انتقادى نيازمند تعريفى جديد است:
شرق به عنوان يك روزنامه حرفه اى در حوزه سياست هاى ملى همان روشى را در پيش خواهد گرفت كه در انتخابات رياست جمهورى (قبل از مرحله اول) در پيش گرفت. در اين دوره شرق خود را روزنامه اى ملى مى دانست كه بايد بازتابى از همه صدا ها باشد. شرق قصد داشته و دارد كه به جاى سردادن شعار «نه چپ، نه راست» مدافع شعار «هم چپ، هم راست» باشد. مصداق عينى اين شعار صفحه انتخابات شرق و ويژه نامه انتخابات رياست جمهورى بود كه در آن همه نامزد ها حضور داشتند. اين رويكرد كه ما از آن به عنوان «سياست موازنه مثبت» ياد مى كنيم بدين معنا است كه همه سياستمداران، احزاب، اصناف، نهادهاى مدنى در شرق جايگاهى تعريف شده بلكه سهمى مشخص دارند و شرق به عنوان يك روزنامه ملى در حكم شركت سهامى ملت ايران است. اين نگاه را پس از انتخابات با راه اندازى صفحه احزاب و اصناف پيگيرى كرده ايم و در آينده صفحات ويژه نهاد هاى مدنى را نيز راه اندازى خواهيم كرد.
شرق در عين حال روزنامه اى انتقادى نيز خواهد بود. نگاه سياسى شرق در مجموع اصلاح طلبانه، نو گرايانه و آزاديخواهانه است. طبيعى است كه اين زاويه نگاه هرچه قدر هم حداقلى و اعتدالى باشد با نگاه محافظه كارانه، بنياد گرايانه و تمايل به انسداد سياسى مرز بندى دارد و اگرچه اصلاح طلبان در انتخابات اخير نتوانستند راى مردم را به دست آورند اما راه دموكراسى بسته نيست. شكست اصلاح طلبان شكست اصلاح طلبى نيست و اصلاح طلبى هنوز چنان قابل دفاع است كه نيازى به استغفار از آن وجود نداشته باشد حتى اگر ۱۷ ميليون نفر به اصولگرايى راى داده باشند. مى توان با آسيب شناسى اصلاحات بار ديگر از حوزه جامعه مدنى به حاكميت بازگشت و از نگاه اصلاح طلبانه دفاع كرد ما اين نگاه را نه در حزب خاصى كه در مجموع جامعه مدنى و سياسى ايران مى جوئيم و هر عاملى كه موجوديت اين جامعه مدنى را تهديد كند مورد نقد شرق قرار مى گيرد. شرق به دلايل ساختارى از جمله فقدان ايدئولوژى رسمى در درون تحريريه خود مدافع دموكراسى است و اين دموكراسى را در تكثر سياسى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى پيش بينى شده در قانون و حقوق اساسى موجود مى جويد. شرق سعى مى كند به همه احزاب، اصناف، انجمن ها و نهاد هاى اقتصادى مستقل و قانونى كشور بخصوص نهاد هاى متعلق به بخش خصوصى توجه كند و در حد ممكن بخشى از صفحات خود را در اختيار آنان قرار دهد. بديهى است قانون هاى نوشته و نانوشته مطبوعات ما را در وضعيتى قرار مى دهد كه نتوانيم منعكس كننده همه پيام هاى اين نهاد ها باشيم اما حداقل آن كه مى توان تصويرى از ديدگاه هاى آنها را به افكار عمومى ارائه كرد. از سوى ديگر نسبت شرق و دولت در اين شرايط نيز نياز به باز تعريف دارد.
ما به صفت حرفه اى خود موظفيم ديدگاه هاى دولت را منعكس كنيم. طبيعى است كه اگر رئيس جمهور جديد به سنت حسنه پاسخگويى مرسوم به خبرنگاران ادامه دهند و نخواهند مانند دو ماه گذشته تنها از طريق صداوسيما با مردم سخن بگويند شرق آينه دولت خواهد بود. همچنين مناسبات ما با نهاد هايى مانند سخنگوى دولت، سخنگوى وزارت خارجه، شوراى عالى امنيت ملى و وزيران تابعى از ميزان علاقه آنان به نظام اطلاع رسانى خواهد بود. شرق به دليل حجم و اهميت نهاد دولت نمى تواند و نمى خواهد اين بدنه قدرتمند حاكميت را ناديده گيرد اما اين امر نيازمند اطلاع رسانى عادلانه و مناسب از سوى دولتمردان است نه آن كه عكس ها و خبر ها و مصاحبه هاى رئيس جمهور تنها محدود به چند خبرگزارى رسمى و نيمه رسمى شود يا مواضع دولت محدود به سخنگوى دولت شود.
در كنار اين وضعيت حرفه اى و در فقدان رسانه هاى منتقد دولت (به خصوص رسانه هاى حزبى اصلاح طلب) شرق موظف است براساس سياست اتحاد و انتقاد نگاه منتقدان را نيز منعكس كند، بلكه به آن در برابر ديدگاه هاى رسمى و دولتى توجهى بيشتر نشان دهد. نقد مشفقانه دولت سبب خواهد شد، آموزه هاى مخالفان مورد توجه حاكمان قرار گيرد و مخالفان با بيان ديدگاه هاى خود احساس كنند كه گرچه در حاكميت حضور ندارند اما از جامعه مدنى حذف نشده اند. نقد ما بر دولت از اين زاويه نقدى كارشناسى و با ذكر ماخذ است. ماخذ نقد ما البته همان چهره ها و گروه هاى اصلاح طلب هستند. بديهى است در صورت سكوت آنان روزنامه نمى تواند مانند يك بنگاه سياسى به نقد مستقل دست زند. از اين رو در آغاز سومين سالگرد انتشار از همه منتقدان دعوت مى كنيم، شرق را آينه نقد خود بدانند. همچنين شرق لازم مى بيند، در اين مقطع به نقد عصر اصلاحات بپردازد، نقد مكتومى كه به نظر مى رسد يكى از علل شكست اصلاح طلبان در ۲۷ خرداد ۱۳۸۴ بود. بنابراين از اين منظر نيز ما رسانه اى انتقادى خواهيم ماند.
شرق در عصر جديد سهمى از صفحات ممتاز خود را به فعالان نهادهاى مدنى اختصاص خواهد داد. به نظر مى رسد فعالان بخش هاى غيردولتى چه در حوزه فرهنگ و جامعه و چه در حوزه سياست و اقتصاد به همان ميزان حق طرح دارند كه مديران امور دولتى. حتى اگر ناشناخته تر باشند، بنابراين از اين پس چهره هاى ناآشناى بسيارى را در صفحات روزنامه خواهيد ديد.
تلاش دولت جديد براى ورود بخشى از چهره هاى ناشناخته در عرصه مديريت كلان كشور بايد با تلاش جامعه مدنى براى طرح گروهى از چهره هاى كمتر پرداخته شده تكميل شود از اين رو وجه اثباتى شرق در آينده طرح افراد و ديدگاه هايى خواهد بود كه سهمى از فضاى رسانه اى ندارند.
***
وضعيت جديد شرق محصول موقعيتى منحصر به فرد است كه براى ما به وجود آمده است. ما احتمالاً از معدود روزنامه نگاران اصلاح طلبى هستيم كه از عصر اصلاح طلبى عبور مى كنيم و به دوره اصولگرايى قدم مى گذاريم. تمرين روزنامه نگارى اصلاح طلبانه در عصر حاكميت اصولگرايان تجربه سختى است كه پيش از اين تنها يك بار روزنامه سلام از سر گذراند و تحمل روزنامه نگارى اصلاح طلبانه براى حاكميت اصولگرايان نيز تجربه گرانسنگى است كه دولت جديد بايد مهارت خود را در پذيرش آن نشان دهد. ايجاد تعادل ميان فعاليت حرفه اى و نقد منصفانه كارى است كه از تحريريه شرق برمى آيد. اطلاع رسانى مناسب دولت و نقد كارشناسى دولت از سوى اصلاح طلبان دو عامل خارج از اراده ما است كه اميدواريم بتوانيم با خلق اعتمادى دوجانبه هر دو عنصر را در شرق انعكاس دهيم، اما دولت جديد با شرق چه خواهد كرد؟
اين پرسشى است كه پاسخ به آن فعلاً از عهده شرق خارج است. اميدواريم كه سال آينده در آغاز چهارمين سال انتشار شرق بتوانيم به اين پرسش پاسخ گوييم.