۲۵ آبان ۱۳۸۴

شعر، آتش است

منوچهر آتشیتو مثل لاله‌ی پیش از طلوع دامنه‌ها
- که سر به صخره گذارد،
غریبی و پاکی
ترا، ز وحشت توفان، به سینه می‌فشرم
عجب سعادت غمناکی!

«شعر، آتش است» از سخنان منوچهر آتشی است. اما عنوانی برای این شعر او نیست. آن را من برای به سینه فشردن شاعر بر آن بالا گذاشته‌ام. او خود نوشته است:
«شعر واقعی از رنج روح مایه می‌گیرد نه از تفنن. و روح رنجیده هم نعره می‌زند و هم می‌نالد و هم سکوت می‌کند و ...هم همه را با هم.»

و من نعره و ناله و سکوت را، همه را با هم، در شعر شاعر گذاشته و او را به آغوش می‌کشم. عجب سعادت غمناکی!

و این هم چرایی رنجش روح من: شكرالله عطارزاده، نماینده بوشهر در مجلس، منوچهر آتشی را به ضديت با دين و انقلاب متهم كرده و او را عامل ساواك خواند.