فارسی ندارد. و ترجمه هم نمیکنم. چون گاهی شعر یا ترانه از ژرفای تاریخ، فرهنگ و روان مردم برمیخیزد و برای کسی که با آن ژرفا آشنایی نداشته باشد فهم آن بسیار دشوار میگردد. آنچه نوشتهام درهم آمیزی از دو گونه ترانه است که یکی رزمی حماسی و دیگری عاشقانه است. در فرهنگ شمال و شمال غرب و غرب ایران چنین چیزی شدنی است و ریشههای تاریخی بسیار شورانگیزی دارد. بهتر است به جای ترجمه یک چیز فارسی بنویسم. شاعر فرموده بود:
نوشم به شادمانی آن دم شراب سرخ
کز شرق انقلاب دمد آفتاب سرخ
نازم بدان دمی که به نیروی پتک و داس
دهقان نهد به گردن مالک طناب سرخ
مالکزادگان و اشرافزادگان گرامی که هنوز هم در دوره پیش از نبرد استالینگراد سیر میکنند و با این شعر آشنا هستند بهتر است به خود نگیرند. ما که دیگر ارباب و رعیت نداریم و آن دهقان و مالک دیگر وجود ندارد، اگرچه آن شعر رزمی در گنجینه ادب و کتاب تاریخ ما جاودانه میماند. ما امروزه مناسبات اجتماعی دیگری در ایران داریم، اگرچه کسانی هنوز در اندیشه و کردار در هوای پیش از نبرد استالینگراد سیر میکنند و نتوانستهاند از فاشیسم نهفته در روان اجتماعی خویش بگسلند. من آن شعر را برای آنها ننوشتهام، بلکه آن شعر فارسی گویای همان بخش رزمی حماسی این لحظههای من است. اما دشواری در جای دیگری است. و آن این است که گذر از حماسه و رزم به عاشقانگی در زبان و فرهنگ مردمان مرکزی ایران بسیار دشوار است. بویژه اگر تکفرهنگی بار آمده باشند و ریشههای رزمی و حماسی روان آنها در شاهنامه فردوسی باشد، چنین گذری بسیار دشوارتر خواهد شد، و اگر نگوییم ناشدنی است میتوان گفت که تاکنون نشده است. فردوسی بزرگ و شاهنامه سترگ او بار تاریخی دیگری بر دوش کشیده است و میکشد هنوز نیز. اما دنباله عاشقانه آن در تکفرهنگی مرکز ایران دشوار نیست اگر بتوانیم روح زمانه را دریابیم. انقلاب را کردهایم و به گمان من در زمانه ما بایستی سرود:
نازم بدان دمی که به نیروی گفتگو
بقیهاش را هنوز نمیتوان سرود، چون هنوز بایستی گفتگو کردن را بیاموزیم، هم در میان خود و هم با دیگران. ملت هفتاد میلیونی به سازمانهای اجتماعی و سیاسی هفتادهزار نفری و هفتصدهزار نفری نیاز دارد و این بدون کشف راز و رمزهای گفتگوی اجتماعی در ستیز و برای سازش ناشدنی است. زبان تهدید و سازشناپذیری ایلیاتی بایستی کنار گذاشته شود. کار و مالکیت هر دو از ارزشهای جامعه ما هستند. ستیز و سازش میان آنها بایستی به رسمیت شناخته شود. و دولت باید هم با قانونهای مناسب سامان مناسبی به رابطه پاسداران اجتماعی این ارزشها، یعنی کارگران و کارفرمایان، بدهد و هم در سپردن کار آنها به خودشان کوشا باشد. هم ستیز اجتماعی و هم سازش، هر دو بایستی ارزش اجتماعی تضمین شده با قانون کشوری باشد.
این هم لینک سوگولوم، دردین آلیم، دردین آلیم.
چون هنوز جای این نوشته در بایگانی موضوعی روشن نیست آن را در «از تو و میهنم» میگذارم. و این هم برای خودم:
در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی با كارگران
بیانیه ۳۳۳ نفر از فعالان سیاسی، فرهنگی و دانشجویی
طی ماه های اخیر با تلاش گسترده کارکنان و رانندگان سخت کوش شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، سندیکای این صنف پس از سال ها رکود، با حمایت گسترده اعضا در جهت دستیابی به حقوق حقه کارگران رخصت حضور یافت و به طرح شفاف و قانونمند مطالبات و حوائج یکی از آسیب پذیرترین اقشار جامعه ایران پرداخت. اما متاسفانه دادخواهی و مطالبه حقوق و نیازهای بنیانی رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران با ارعاب و تهدید و دستگیری اعضاء و بستن دفتر آنان پاسخ داده شد و اعتصاب به عنوان یک حق پذیرفته شده قانونی درجهان، با فشار و دستگیری برخی از رهبران و اعضای سندیکا همراه شد. به گونه ای که متولیان امر به جای حل مشکلات و معضلات و التیام بخشی درخواست های بر حق کارگران، درجهت انحراف اذهان عمومی و فرار از بار مسئولیت و شانه خالی نمودن از پاسخگویی، به فرافکنی و زدن برچسب و اتهام های واهی و تکراری پرداختند. آنها از این نکته بدیهی غافل هستند که ارعاب، تهدید و دستگیری ،نه تنها انصراف از مطالبه حقوق قانونی اصناف را در پی نخواهد داشت بلکه به یاس و نامیدی و رکود در تولید و بحران در اقتصاد ایران دامن خواهد زد و به انباشت مطالبات برآورده نشده بدل می گردد که غایتی بس خطرناک و غیرقابل پیش بینی دارد.
ما، فعالان سیاسی،فرهنگی،دانشجویی وحامیان ومدافعان حقوق صنفی و شهروندی تاکید می کنیم که ایران تعهدهای حقوقی وپیمان ها و مقاوله نامه های جهانی از جمله سازمان بین المللی کار را پذیرفته است که اصناف و کارگران حق تشکل یابی وفعالیت های سندیکایی داشته و براین پایه بایستی قوانین موجود داخلی بر اساس اصل 26 قانون اساسی كه تشكیل و فعالیت انجمن های صنفی را آزاد دانسته ، قانون کار در جهت دفاع از تشکیلات صنفی( سندیکایی ) و فعالیت های آزاد کارگری اصلاح شود.
ما امضاء کنندگان این بیانیه ضمن محکوم کردن برخورد ها و بی توجهی های اخیر و نقض بارز حقوق مدنی ایرانیان و به طور خاص اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط نمایندگان و برآوردن مطالبات مشروع و به حق آنان بر اساس ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر که ایران متعهد به اجرای آن است بوده و از تاسیس و تقویت نهادهای مدنی به ویژه اتحادیه های صنفی و کارگری دفاع می نماییم
ما در پایان خواستار ادای به تکلیف و عمل به شعارهای دولتی هستیم که مدعی رفع محرومیت و تبعیض و اجرای عدالت و ستیز با ظلم است و توجه و برآوردن خواسته ها و مطالبات رانندگان اتوبوسرانی تهران را محک مناسبی برای صدق و کذب این ادعاها می دانیم.
زهره آغاجری – هاشم آغاجری –فاطمه آرام نژاد _محمد آزادی – حمید آصفی – مسعود آقایی – سامر آقایی _فرزانه آقایی پور – ناصر آملی– رضا آل محمد – محسن ابراهیمی – سحر ابونصر-هادی احتظاظی _ حمید احراری _رضا احمدی – نعمت احمدی– بختیار احمدی– امین احمدیان – قاسم اخلاقی– مصطفی اخلاقی – احمد آدینه وند– بهروز اسد نژاد – مهدی اسماعیلی– ناصر اشجاری –مرتضی اصلاحچی _ امیرهوشنگ افتخاری راد– حسن افتخار اردبیلی –علی افشاری_ حسین اكبری – علی اكرمی– احمد الهی نیا – عبدالمجید الهامی – حبیب الله امیری _مهدی امینی زاده –حسین انصاری راد – مصطفی ایزدی –حامد ایران شاهی– كیوان انصاری – الناز انصاری – سیف الله اكبری – ستار امینی – شهلا انتصاری_ احمد بابایی – محمد نوید بازرگان – ابوالفضل بازرگان – مختار باطوطی – ایرج باقر زاده – روح الله باقر آبادی – صفر علی باقری _ مهدی باقری _ پروین بختیار نژاد – سید محمدرضا برقعی – رحمت الله برهانی – محمد بسته نگار _ علی بنی رضی _منوچهر بصیر _مجید بك نظری _محمد حسین بنی اسدی _محمد بهفروزی_ عماد بهاور – فرهاد بهبهانی– سیمین بهبهانی– محمد بهزادی – مجتبی بیات – حمید بی آزار– علی بیكس _ صدیقه بیگلری – زهرا بیگلری– صفا بیطرف –مسعود پدرام – هژیر پلاس چی – سلمان پناهی _مجید پورقاسمی – محمود پیش بین _ حبیب الله پیمان _ مجید پیمان _ عباس پوراظهری –عباس تاج الدینی – علی تاجرنیا -سید مصطفی تاج زاده – رضا تهرانی – غلامعباس توسلی- محمد توسلی – مصطفی تنها – مجید تولایی _جلال توكلیان – علیرضا ثقفی– مجید جابری –حمیدرضا جلائی پور – جلال جلالی زاده – اسماعیل جعفرزاده - رضا جعفری– علیرضا جباری –رضا جعفرزاده – فریده جمشیدی – علی جمالی– مجتبی جهانی – مجید حاجی بابایی – پروانه حاجیلو – سعید حبیبی_ مهدی حبیبی– طه حجازی – حمید حدیثی – علی حدیثی – بهزاد حق پناه – فاطمه حقیقت جو – علی حكمت – ابوالفضل حكیمی – حمید حسامی – محمد حیدری– پروین جلائی – ابراهیم خوش سیرت – اعظم خاتم – رضا خجسته رحیمی _بهناز خسروی– خلیل خلیلی پور– امیر خرم – محسن چنانی– پژمان خرسند– سید محمد علی دادخواه – محمد دادفر – رسول دادمهر – محمود دردكشان – سعید درودی – فریبا داودی مهاجر – پروین دخت دفتری – محمود دل آسایی – حسن دهنوی – بنام دارائی زاده– مصیب دوانی – ابراهیم دینوی – مزدك دانشور– رضا دهقان– علی دینی– علی اشرف درویشیان– فتح الله ربانی – رضا رئیس طوسی _محمد رضوانیان – فریبرز رئیس دانا– محمد جواد رجائیان – علیرضا رجایی – مهدی رجائی– تقی رحمانی – ابوالفضل رحیمی محلاتی – نجف رحیمی– حیدرعلی رستمی – محمدصادق رسولی – عبدالعلی رضائی _ احد رضائی – بهمن رضا خانی – حسین رفیعی – محمد رضایی – جواد رحیم پور_ روزبه ریاضی– جعفر رسولی– نفیسه زارع كهن – پرویز زندی نیا – ناصر زرافشان – هما زرافشان – بهرام بهرامیان– محمدرضا زهدی – احمد زید آبادی – محمد ابراهیم زمانی– احمد ساعی – عزت الله سحابی – فریدون سحابی – هاله سحابی- عیسی سحرخیز – سیدرضا سیدزاده – عبدالفتاح سلطانی –محمد سیف زاده– هاله سینكی– علی سیاسی راد– محمد علی سید نژاد - محمود شاددل بصیر – ابراهیم شاكری – علی شاملو – محمد شانه چی – حسین شاه حسینی – علی شاه زیدی – محمد شریف – مریم شبانی – محمد شانه چی – مقداد شریعتی – بهرنگ شهوق – شایا شهوق – ماشاء الله شمس الواعظین – صابر شیخ لو– حجت الله شریفی– گوهر شمیرانی– هدی صابر – فیروزه صابر – محمد صاحب محمدی – محمود صارمی – ابوالقاسم صالحی – مصطفی صالحی – هاشم صباغیان- احمد صدر حاج سید جوادی – مهدی صراف – حمیدرضا صمدی _كیوان صمیمی– سمیرا صدری – جلیل ضرابی – اعظم طالقانی – حسام طالقانی – طاهره طالقانی – محمد طاهری–– سجاد طبسی- رئوف طاهری _ بهزاد طاهری– سیامك طاهری – رضا ظفری – كیان ظهرابی – هما عابدی – آرزو عابدینی – جواد علایی – باقر علایی – رضا علیجانی – حسن عرب زاده – روئین عطوفت _اكبر عطری– علی علوی – علیرضا علوی تبار – محمد جعفر عمادی – محمود عمرانی– محمد علی عمویی–– محمدرضا عسگری نژاد – علی اصغر غروی – مسعود غفاری – مهدی غنی – موسی غنی نژاد– عباسعلی فاتح – ناصر فخر سلطانی – غفار فرزدی – مرتضی فلاح – مجتبی فتحی– حسام فیروزی–– مهدی فخرزاده– علی فائض پور– عباس قائم الصباحی – ماهرو قشقایی – رحمانقلی قلی زاده – نظام الدین قهاری – غلامحسین قیصری_ روشنك قیاسیان– اسدالله كارشناس – رحمان كارگشا- بهزاد كاظمی – مرتضی كاظمیان – محسن كدیور – هادی كحال زاده – محمدرضا كریاسی– علیرضا كرمانی _حسین كمالی – پروین كهزادی – یعقوب كوثری – بهناز كیانی– علی كیوانلو – محترم گل بابایی – بیژن گل افزا – فاطمه گوارایی – مسعود لدنی – حسین لقمانیان –– مجید لگزپان– معصومه لقمانی– فاطمه وكیلیان– محمد تقی متقی- محمود مومن – سید احمد مجیدی – محمد محرابی – محسن محققی – نرگس محمدی – نوشین محمدی – محمد محمدی اردهالی _ حسین مدنی –سعید مدنی –فرید مدرسی _ ماشاء الله مدیحی– مرضیه مرتاضی لنگرودی – رجبعلی مزروعی – مصطفی مسكین – رضا مسموعی – احمد معصومی – محمد جواد مظفر – بدرالسادات مفیدی – مرتضی مقدم – خسرو منصوریان – حسین مهدوی – یوسف مولایی – علی مومنی_ عبدالله مومنی – وحید میرزاده – الله كرم میرزایی_ حسین مجاهد – رضا مظهری – علی مكارمی – مهدی مكارمی – اصغر ممبینی –یوسف مولایی – حافظ موسوی – علی مهری – طاهره میثمی _مجید ملكی– محمد ملكی – عمار ملكی – ابوذر ملكی – سعید منتظری– علی مقیمی– سید علی اكبر موسوی خوئینی– پروانه میلانی– داود محمدی – مسعود متولی– آكام مینائی- علی اكبر نجفی – حسن نصراللهی – محمود نكوروح – سید حمید نوحی–– مریم نوربخش ماسوله–– علی نیكونسبتی– نوشین نوع پرست – ارشیا نوری – محمد هاشمی – حمید هداوند– احسان هوشمند – ناصر هوشمند– بهاره هدایت – علی رضا هندی _فردین یزدانی بروجنی– ابراهیم یزدی –حنیف یزدانی پور – حبیب یكتا– محمود یگانلی – هایده یوسفی – حسن یوسفی اشكوری.