یک فصل از قانون اساسی کنونی کشور ما در باره شوراهاست. پیشبرد سریع برنامههای اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی و آموزشی شهر و روستا در قانون اساسی با شوراهاست و جز آن همه چیز شوراها حتی چگونگی انحلال آنها به قانون واگذار شده است. قانون یکسان کشوری که بایستی در مجلس نمایندگان مردم تهیه شود. این نکته مهم در نگاه به شوراها و گفتگوهای این روزها در باره انتخابات آینده شوراها و انتخابی شدن شهرداران است. مهم از آن رو که همه چیز شوراها به قانون واگذار شده است. نه قانونگذار، یعنی مجلس و نمایندگان آن، و نه حکومت از رییسجمهور گرفته تا وزیران او نمیتوانند و نباید به بهانه نبود یا کاستی در قانون از سپردن کار مردم به مردم یا برگزیدگان مردم جلوگیری نمایند، چون وظیفه آنها تهیه آن قانون است. اگر قانون نباشد یا کاستی در قانون باشد وظیفه آنها تهیه هر چه زودتر قانون یا زدودن کاستیهای آن است.
كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس پیشنهاد کرده است شهرداران نیز همچون شوراها با رای مردم انتخاب شوند. با پیشگفتار بالا میتوان به پيشنهاد كميسيون پرداخت، و پیشاپیش وسواسها و نگرانیهای در باره انتخابی شدن شهرداران را که بر پایه کاستیهای قانون بیان میشود بیپایه دانست. مجلس و نمایندگان آن قانونگذارند و وظیفه دارند قانون مناسب نیازهای جامعه را تهیه و تصویب نمایند و در گذار زمان و بر پایه آزمون مردم و نظر کارشناسان کاستیها را بزدایند. قانونگذار نماینده مردم نمیتواند با گریز از انجام وظیفه قانونگذاری از سپردن کار مردم به مردم سر باز زند.
و اما در گفتگوها بهتر است به یاد داشته باشیم که چرا شوراها، یکی از محبوبترین موضوعهای ماههای انقلاب و نیز یک فصل از قانون اساسی کشور، برای دو دهه نادیده ماند. و آنگاه که پس از دو دهه شجاعت اجرای آن در میان حکومتیان ما پدید آمد، براستی که با پیشواز شورانگیز مردم رویارو شد. یعنی نه تنها نسلهای مانده از انقلاب مردم به آن خواست ماههای انقلاب خود پایبند بودند بلکه پروردگان آنها نیز آن را در راستای خواستهای خود دانستند و انتخابات دور نخست شوراها با شور فراوان برگذار شد. و امسال دوره دوم خدمت شوراها نیز به پایان میرسد و کمیسیون امنیت ملی مجلس با گامی شجاعانه راه را برای گفتگو در باره انتخابی شدن شهرداران نیز باز کرده است. راهی که به سوی یگانگی هر چه بیشتر ایران ما با شهر ما گشوده شده است و زندگانی شهری ما را به زندگانی کشوری ما نزدیکتر میسازد.
بر ما حکومت میشود آنگونه که براستی شایسته آن هستیم.
من به این گفته باور دارم، بدون اینکه بخواهم در آن چونوچرا بکنم. اما بر آن هستم تا دریابم چگونه حکومتی شایسته ما ایرانیان است، و در گفتگوهای در باره انتخابات شوراها و نیز انتخابی شدن شهرداران نیز آن را به کار گیرم. من باور دارم شایسته است که حکومت محلی، شهری یا روستایی، ما در همان راستایی باشد که در کشور هست. من باور دارم مردم شایستگی شیوه حکومتی را در زندگی روزمره خویش بایستی بیازمایند تا بتوانند حکومتی شایسته خویش در کشور برپا دارند. من حکومتی را شایسته شهر و کشور خویش میدانم که بر پایهها و بنیادهای زیر استوار شده باشد و آن را در گفتگوها و نیز چگونگی تصمیمگیری در باره انتخابات شوراها و انتخابی شدن شهرداران به کار میگیرم.
احترام به کرامت انسان
یعنی انسانیت رقیب دریافته شده، و رقیب فردی ماندنی دیده شود و نه دشمنی که باید نابود گردد.
احترام به حقوق انسانها
بویژه آزادی بیان و حق شکوفایی آزادانه شخصیت انسانها.
رعایت قاعدهها و هنجارها به هنگام جستجوی راه حلها و تصمیمگیریها
یعنی رعایت اصل اکثریت در انتخابات و رایگیریها.
یعنی جستجوی سازش به هنگام اختلاف، و پذیرش میانجی از پیش پیشبینی شده به هنگام بنبست در اختلاف.
پرهیز از خشونت فردی یا گروهی
یعنی قویترها حق ویژه یا امتیاز ندارند.
یعنی پرهیز از تهدید.
یعنی پرهیز از زیانهای اقتصادی و معیشتی برای پیشبرد خواست خود.
شناسایی و پذیرش حق اقلیت
یعنی نیاز به اکثریت گستردهتر برای تصمیمهای مهمتر.
یعنی پرسش و وارسی و نظارت بر حکومت کنندگان بوسیله مخالفان آنها.
یعنی حق انتقاد آشکار.
وارسی و بررسی تصمیمی که اکثریت میگیرد
یعنی باز ماندن راه شکایت برای پیشگیری از قانونشکنی یا قانونگریزی.
یعنی نقد و بررسی بوسیله رسانههای همگانی.
قانونی که در باره شوراها نوشته شده است هر کاستی داشته باشد نبایستی کاستی آن چنان باشد که پایههای یاد شده را سست کرده یا نابود سازد. و اما برگزیده مردم نیز، چه در شورا یا مجلس باشد و چه در حکومت، نباید پایههای یاد شده را نادیده بگیرد، بلکه تصمیمهای خود را تنها و تنها بر پایه قانون و آیینهای برآمده از قانون استوار سازد. و اما شایسته آن است قانونی که بر پایه قانون اساسی نگاشته میشود در همان راستای قانون اساسی باشد و از چندگانگی در شیوه حکومتی در کشور پرهیز کند.
بر این پایهها و با این نگاه شکوفایی شوراهای شهر و روستا در کشور ما در راستای پارلمان یا مجلس محلی خواهد بود و شهرداران به سوی حکومت کردن در شهر خواهند رفت، و آن هم با شیوه حکومتی برآمده از انقلاب مردم ایران در سال 57. در شیوه حکومتی کشور ما با انقلاب سال 57 دگرگونیهایی پدید آمده است. رییسجمهور برگزیده مردم جانشین نخستوزیر برآمده از خواست مجلس نمایندگان مردم شده است و مناسبات آنها را قانون تعیین کرده است و میتوان گفت حکومتهای برآمده از آن باثباتتر از حکومتهای پیش از انفلاب بوده است. شایسته آن است که شهر و کشور در یک راستا گذاشته شود، یعنی شهر و روستای ما از یک سو ایرانی کوچک باشد که با همان شیوه ایران بزرگ به سامان دادن زندگانی خویش بپردازد، و از سوی دیگر میدان آموزش و تجربهاندوزی نمایندگی مردم و چگونگی حکومت کردن به نمایندگی از مردم باشد تا انسان ایرانی دوستدار خدمت در گستره کشوری در میدان کار و تلاش در راستای آن پرورش یافته باشد.
اینگونه است که ما میتوانیم با شورا و شهردار برگزیده مردم از هر شهر خود ایرانی کوچکتر بسازیم و عشق به زادگاه را به خدمت شکوفایی کشور درآوریم و بسازیم ایران ما را چون شهر ما:
شهر ما ایران ما، ایران ما هم شهر ما