۱۴ مرداد ۱۳۸۵

هزار شکر

هزار شکر و هزار هزار شکر که از مرز صد سالگی مشروطه گذشتیم و از امروز روزگار دیگری را آغاز می‌کنیم چون از قدیم هم گفته‌اند صد سال اول سخت است.

من از همان روز نخست فروردین امسال تصمیم گرفتم پا را از سال هزار و سیصد و سیزده خورشیدی بیرون نگذارم و از سکوی آن سال به مشروطه بنگرم. چون بیست و هشت سال از انقلاب بهمن گذشته است و اگر بیست و هشت سال پس از انقلاب را به سال صدور فرمان مشروطه که همان هزار و دویست و هشتاد و پنج است بیافزاییم می‌شود هزار و سیصد و سیزده. در سال هزار و سیصد و سیزده ایرانیان به مشروطه چگونه می‌نگریستند؟ راست این است که کنجکاوانه به کار بزرگان ملت و دولت هم چشم دوخته بودم تا ببینم در باره مشروطه چه می‌گویند چون هیچ‌کس نداند ما می‌دانیم که ایرانیان، بویژه بزرگان آن‌ها، دمدمی هستند و آنچه امروز در باره مشروطه می‌گویند همانی نخواهد بود که در سال هزار و سیصد و سیزده می‌گفته‌اند:

هزار پرده ز ایران درید استبداد
هزار شکر که مشروطه پرده‌پوش آمد.

و چون پرده‌ها برافتاد کار از مشروطه هم گذشت و به جمهوری رسید. اما

صد بار نگفتم که خیال تو محال است
تا نیمی از این طایفه محبوس جوال است
ظاهر شود اسلام در این قوم خیال است
هی باز بزن حرف پراکنده آ کبلای
هستی تو چه یک پهلو و یک دنده آ کبلای!

تو منتظری رشوه در ایران رود از یاد
آخوند ز قانون و ز عدلیه شود شاد
اسلام ز رمال و ز مرشد شود آزاد
یک دفعه بگو مرده شود زنده آ کبلای
هستی تو چه یک پهلو و یک دنده آ کبلای!

اینها حرف من نیست بلکه یک دمدمی زیر زبان کبلایی گذاشته بوده است در همان صد سال پیش.

از گرسنگی مرد رعیت، به جهنم!
ور نیست در این قوم معیت، به جهنم!
تریاک برید عرق حمیت، به جهنم!
خوش باش تو با مطرب و سازنده آ کبلای
هستی تو چه یک پهلو و یک دنده آ کبلای!

و اما آنهایی که به نام مشروطه حکومت می‌کردند به گفته‌های کبلایی توجه نکردند و به جای اصلاح جامعه بر پایه عدل و قانون، آن را به حال خود گذاشتند و کار خود کردند یعنی دو جامعه موازی درست کردند و نمونه آن هم دانشگاه و حوزه علمیه جدا از هم و به موازات هم بود. و دو خط موازی به هم نمی‌رسند مگر آن که سر آنها به سوی هم خم شود و چون به هم رسیدند باز بر پایه عدل و قانون با هم بسازند و هر دو بر یک بستر بیافتند.

هم از این روست که ما سر خود گذاشتن حکومتیان را به صلاح ملک و ملت نمی‌دانیم و اصرار داریم که حکومتیان با مسند و بی‌مسند سرها را به احترام به سوی ملت خم کنند و از امروز که خجسته روز نخست از سده دوم مشروطه است با بزرگداشت جمهوری به پیشواز سی سالگی انقلاب بهمن بروند که به خواست و اراده و عمل مردم جمهوری را آورد.

آنهایی که دل در گرو آرمان‌های مشروطه داشته‌اند خوب به یاد دارند که تا همان سپیده‌دمان انقلاب بهمن هم استبداد پرده‌در مشروطه ایران را متاعی انگلیسی می‌نامید که در بازار ایران رواج یافته بود، و کار مردم را در مشروطه ناچیز دانسته و سران مشروطه را آلت بی‌اراده‌ای در دست سیاستمداران انگلیسی جلوه می‌داد. آرمانداران مشروطه هم همواره با دفاع از کار سترگ مردم ایران در مشروطه آغاز می‌کردند و با نمونه آوردن از فداکاری‌های مردم، بویژه در دوره مشروطیت دوم پس از بمباران مجلس نمایندگان مردم و تصویب متمم قانون اساسی، در برابر استبدادیان می‌ایستادند. امروزه اما کمتر کسی است که از مشروطه سخن بگوید و آن را متاعی بیگانه در بازار ایران بداند و این یعنی بلوغ برآمده از مشروطه در اندیشه ایرانی. اندیشه‌ای که در آن همه قوای دولت برآمده از ملت است.

جست ارچه در وصال تو خسرو حیات خویش
مرد ارچه از فراق تو فرهاد، زنده باد!
هرگز نمیرد آن پدری کو تو پرورید
و آن مادری که چون تو پسر زاد زنده باد!

انقلاب مشروطیت ایران

ایران، یکصد سال پس از مشروطه

همایش بزرگداشت یکصدمین سالگرد نهضت مشروطیت

سده مشروطیت

یکصدمين سالگرد انقلاب مشروطه ايران

مشروطه صدساله شد

رویای مشروطه

بهارستان، سربلند از يكصدسال مشروطه خواهي