از آنجا که نوع تازهای از شاعران پدید آمده است و شاعر فرموده است پنچاه میلیون پادشاه در ایرانی بگنجد و دو درویش بر گلیمی نخسبد چون جور است بر آن دو درویش و جور بد است. بندهای زیر گفته میشود:
1- هر درویش باید گلیم خود داشته باشد. این از درویشان. و اگر نمیخواهد شاه شود میتواند بر گلیم خود بخسبد.
2- و اما همه شهروندان ایران، که همان پادشاهان ایران هستند، در هر کجا که باشند، از جابلقا تا جابلسا، امور مهم زیر را به بحث گذاشته و به نتیجه برسانند. برای رسیدن به نتیجه هیچ محدودیت زمانی گذاشته نمیشود. اما بهتر است با خواندن این نوشته گفتگوها، دستکم با خود، آغاز شود.
3- ایران میراث مشترک همه ایرانیان است. ایرانیتباری محترم است و بر چشم من جای دارد. نازیدن بر تبار در میان ملت ایران و حق ویژه خواستن با تبار در نظام سیاسی دولت ایران دیگر در میان ایرانیان جایی ندارد.
4- حقوق بنیادی انسانها، چه شهروند ایران باشند و چه نباشند، مستقل از هر رنگ تعلقی، محترم است و هیچ شخص حقیقی یا حقوقی، ملتی یا دولتی، به هیچ بهانهای حق پایمال کردن آن را ندارد.
5- شهروندان ایران همه کسانی هستند که تابعیت دولت ایران را دارند. همه شهروندان ایران وظیفه دفاع از دولت ایران را دارند. آمدن یا رفتن این یا آن رییس حکومت یا کارمند دولت هیچ تغییری در آن نمیدهد.
6- تغییر حکومت در دولت ایران به خواست و اراده ملت ایران، که همان مجموعه شهروندان ایران است، انجام میگیرد و به هیچ دولت دیگر یا شهروندان آن مربوط نیست.
7- چون قانون اساسی دولت ایران از آسمانها نیافتاده و دستنوشته انسانهاست ممکن است خطاهایی داشته باشد و یا با روح زمانه سازگار نباشد. تغییر آن تنها و تنها در اختیار پادشاهان ایران است که همان شهروندان دولت ایران هستند.
8- در راستای قانون اساسی دیروز، امروز، فردا و همه فرداهای دیگر، نظر مبارک پادشاهی من بر آن است که، بیتوجه به سن و سال، دفاع از دولت ایران به 99 سال در باره مردان افزایش یابد. سد سالهها و بیشتر از سد سالهها از هفتاد و هفت دولت و ملت آزادند و چشم و چراغ همه دولتها و ملتها و از جمله دولت و ملت ایران هستند.
9- نظر به اینکه خانمها میفرمایند مردان به زنان ستم کردهاند، پس خانمها از آقایان سختجانترند، سن و سال دفاعی زنان در همه امور، از جمله دفاع در برابر جور مردان و ستم دولت ایران، به بیش از سد سال افزایش داده میشود. چقدر باید باشد خودشان تعیین کنند. تا بدانند من اگر در برابر چاچولبازان دسیسهگر و تبهکار و پستفطرت، از هر نوع آن، از هر لری لرترم، در میان انساندوستان دموکرات از دیگر دموکراتها دموکراتترم.
با توجه به همه آنچه که در بندهای نهگانه بالا آمده است. نوشته حسین درخشان، یا همان هودر سابق وبلاگستان فارسی، با عنوان «در ستایش روشنفکری بیباکانه» بررسی میگردد. سابق از آن رو که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته نشان داد که بازنده بدی است و هنوز نیاموخته است که پس از هر انتخاباتی پیش از یک انتخابات دیگر است. با توجه به چسبندگی ناشهروندانه حسین درخشان به یکی از بازندگان انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، و نادیده گرفتن حقوق انسانها و کم بها دادن به وظیفه شهروندان ایران، او دیگر نمیتواند هودر باشد. او حسین درخشان است و بایستی حقوق بنیادی انسانها را شناخته و در همه کردار اجتماعی و سیاسی خود به آن پایبند بماند.
من هودر تعیین میکنم. من پس از بازنشسته شدن حسین درخشان هودر تعیین میکنم.
اما پیش از 99 سالگی حسین درخشان، که زمان بازنشستگی اوست، اگر به خاطر آن چسبندگیهای حسین درخشان چشم دیدن او را ندارید، من خود شما را هودر تعیین میکنم. پیشنهاد میکنم به نوشته حسین درخشان بیاندیشید و پاسخ قانع کنندهای برای خود پیدا بکنید.