شاید تاکنون دیده باشید، روز دوشنبه همین هفته ندا خانم نوشتهای را با «ببخشید که اینجا پاسخ شما را می نویسم که اصلا به بحث بالا مربوط نیست» آغاز کرده بود و من هم با دیدن آن پس از سپاسگزاری نوشته بودم «هماکنون پشت کامپیوتر نشسته و نوشته شما را دیدم. بگذار ببینم آقای پاپ چه کرده است پس از آن در یک نوشته جداگانه به این نوشته شما میپردازم. خواهش میکنم دلگیر نشو اگر اندکی دیر شد. تا آن موقع نوشته شما همینجا میماند. سرفراز و کامیاب باشی.»
هیاهوی پس از سخنرانی پاپ در رگنسبورگ اندکی فروکش کرده است. آن هیاهو هم یک بار دیگر نیاز جامعه یکپارچه جهانی برای گفتگو میان دینها و فرهنگهای گوناگون و پالایش آنها از خشونت و خشونتگران حرفهای را بخوبی نشان داد. باید آرزو و نیز کمک کرد عالمان و دانشمندان ایرانی هم، با هر دین و آیین و فرهنگی که دارند، این نیاز را دریافته و آمادگی گفتگو را داشته باشند.
و اما خبر خوشی بود و ندا خانم نوشته بود در باره «دوره فراگير آموزش روزنامهنگاري در همشهري» و آن را با « دست باعث و بانی آن درد نکند» به پایان برده بود. با خواندن خبر و لینکهایش من هم به شوق آمده نوشته بودم:
«برای من دو پرسش در این خبر خوش پیش میآید که انتقاد به آن کار نیست و پرسشی است که بهتر است شنیده شود. پرسش فراتر از این کلاسهاست و اگر برای این کلاسها پاسخ یابد در جاهای دیگر هم کمک خواهد کرد. یکم آنکه چرا مدرک کارشناسی ارشد و نه کارشناسی؟ اما یکی از مدرکها را ضرور میدانم و نمیفهمم چرا باید ارشد باشد. دیگر اما مهمتر از آن این که برای کسی که تجربه کار دارد یا هماکنون در حال کار کردن در رشته مربوط به کلاس است چرا باید مدرک تحصیلی فراتر از آموزش همگانی خواسته شود؟ برنامه آموزشی بیرون از تحصیلات رسمی دانشگاهی نه تنها برای پرورش متخصص است بلکه بایستی امید اجتماعی برای آن بخش از علاقمندان هم ایجاد کند که به هر دلیل بیرون نظام دانشگاهی مانده اما انگیزه و توان لازم برای آن حرفه را داشته است و به آن جذب شده و علاقه برای ادامهدادنش هم دارد. روی این دومی اصرار میکنم و آموزش پایه لازم را هم دیپلم میدانم اما با تجربه کار معینی که کارشناسان میتوانند در باره آن تصمیم بگیرند. البته این یک دید اجتماعی و عمومی است و در هر جایی که نیاز به مدرک تحصیلی هست این روش را میپسندم تا مدرک تحصیلی به عنوان مانع اجتماعی عمل نکند.»
و ندا خانم گرامی در باره آن نوشته بود:
« ببخشید که اینجا پاسخ شما را می نویسم که اصلا به بحث بالا مربوط نیست.
اما چند نکته:
راستش من سخنگوی این کلاس ها نیستم و اصلا خیلی در جریان هم نیستم. اما اگر قرار باشد برای شروع، تاکید می کنم که برای شروع، فقط چند نفر فرصت شرکت در این دوره را داشته باشند، برای اطمینان بهتر است تحصیل کرده ارتباطات باشند و برای اطمینان بیشتر هم روزنامه نگار هم کارشناسی ارشد. نه به خاطر این که روزنامه نگاران برگزیده ما حتما تحصیل کرده این رشته هم هستند. اتفاقا همه ما روزنامه نگاران خوبی را می شناسیم که ارتباطات نخوانده اند و همین طور دکترهای ارتباطات که خبر بلد نیستند بنویسند. اما با این محدودیت انتخاب، انصاف داشته باشید که آیا یک روزنامه نگار با سابقه که تا کارشناسی ارشد رفته، احتمال ماندنش در این عرصه بیشتر است یا روزنامه نگار ( حتی حرفه ای و خوبی) که یک شغل دیگر هم کنار این کار دارد و اگر کمی دلگیر شود ول می کند می رود سراغ کار دیگر؟
طبیعی است که آموزش روزنامه نگاری نباید محدود به یک عده خاص شود ولی این کلاس تازه شروع است و قدم اول را باید محکم و با اطمینان بردارد. انشاءالله این دوره ادامه دار است و همه هم می توانند شرکت کنند
شبیه بیانیه های مسخره مطبوعاتی نوشتم. ببخشید دیگه»
همه را اینجا میگذارم و از زیر آن نوشته خود برمیدارم تا اگر نیاز به گفتگو بود اینجا به آن بپردازیم. با پوزش از ندا خانم گرامی که اندکی دیر شد.
یک خبر خوش دیگر اینکه گفتگوهای لاریجانی و سولانا روز پنجشنبه نیز دنبال خواهد شد. آنها روز چهارشنبه بیش از پنج ساعت در برلین گفتگوی فشرده داشتهاند و در باره آن چیزی گفته نشده است. اما همینکه پنجشنبه هم گفتگو خواهند کرد خوب است. گفتگوهای روز چهارشنبه و ادامه آن در روز پنجشنبه نشانه آن است که خوشبینیهای برآمده از گفتههای آن دو پس از دور پیشین گفتگوها درست بوده است. تا ببینیم پس از این دور گفتگوها چه خواهند گفت.
پ ن:
لاریجانی و سولانا روز پنجشنبه بیش از دو ساعت گفتگو داشتهاند. این دور گفتگوهای آنها هم بدون رسیدن به نتیجه نهایی بوده اما به گفته آن دو پیشرفتهایی داشته است و امیدوار به ادامه آن هستند. لاریجانی از «مذاكرات طولاني و سازنده» و سولانا هم از «گامهايي رو به جلو» سخن گفته است.