یک مهلت 60 روزه دیگر در قطعنامه تنبیهی امروز شورای امنیت، بهار نورسیده ایران را به زمستانی پیوند داد که با همه سختیهایش گذشت و پشت سر ماند. در پاسخ به سرپیچی دولت ایران از برآوردن خواستهای قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل متحد دامنه تحریمها گسترده شد. ممنوعیت صدور اسلحه ایران، تحریم مالی شمار بیشتری از دست اندر کاران انرژی هستهای و نهادهای آن و برخی تحریمهای دیگر نیز در قطعنامه تازه گنجانده شد. قطعنامه 1747 در راستای قطعنامه پیشین، در چارچوب فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد، بیرون از ماده 42 آن، و با آرای یک پارچه همه 15 عضو سازمان ملل تصویب شد. و این یعنی فشار سیاسی و اقتصادی بیشتر بدون دستیازی به عمل نظامی از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد. جنگافروزی و تهدید نظامی ایران، از سوی هر دولتی که باشد، نمیتواند با بحران هستهای پوشانده شود. هدف اعلام شده سختگیریهای تازه کماکان دست کشیدن از غنی سازی اورانیوم در ایران است. آنچه که ایران انجام و کاربرد صلحآمیز آن را، بر پایه پیمانهایی که به آن پیوسته است، حق خود میداند.
اندکی پیش از پایان مهلت 60 روزه پیشین، پرزیدنت احمدینژاد از آمادگی ایران برای گفتگو سخن گفته بود با رد پیش شرط برای آن. و اندکی پس از پایان آن مهلت هم سخنگوی وزارت خارجه آمریکا از یک فرصت از دست رفته برای حکومت و مردم ایران یاد کرده بود. وزیر خارجه ایران به نمایندگی از رییس جمهور در نشست امروز شورای امنیت سازمان ملل متحد شرکت کرده و از موضع حکومت ایران دفاع کرد. و این خود به معنی آن است که چون و چرای ایران بر سر حق خود است و نه پذیرش یا نپذیرفتن سازمان ملل یا شورای امنیت آن. آمریکا همواره ایران را به بلندپروازی هستهای برای دستیابی به بمب اتمی متهم کرده است که برای آن غنیسازی اورانیوم با درجه بسیار بالا نیاز هست. آنچه در ایران شده است، حتی آنچه غنیسازی صنعتی نامیده میشود، هنوز غنیسازی با درجه اندک است. آمریکا خواهان پایان دادن به همه آنهاست، حتی پژوهش دانشگاهی. و ایران در آن خواسته پایه حقوقی نمیبیند و بر حق خویش بر پایه حقوق بینالملل پای میفشارد. و آمریکا توانسته است دیگر دولتها را نیز با خود همراه کند. آفریقای جنوبی در چند روز گذشته با پیشنهادهای تازه بر دشواری گفتگوها افزود، اما سرانجام آن دولت نیز به قطعنامه رای مثبت داد و نماینده آن کشور دلیل آن را مخالفت آفریقای جنوبی با سلاح اتمی دانست.
راه حل حقوقی مساله چندان پیچیده نیست اگر سیری ناپذیری سیاست قدرت خواه مهار شده و حقوق پایه کار دو سوی رویارویی گذاشته شود. حتی برای آنچه که آژانس بینالمللی انرژی اتمی پنهان کاری 18 ساله مینامد و خود را نیازمند اطلاعات بیشتر میداند نیز. اما رویارویی میان دو حکومت ایران و آمریکا فراتر از حقوق بینالملل بوده است و به راه حلهای سیاسی در راستای آن نیز نیاز داشته است. آنچه که دستیابی به آن بدون گفتگوی رویارو و مستقیم ایران و آمریکا اگر ناشدنی نباشد بسیار دشوار است. اگر حقوق شناخته شده پایه راه حلهای درگیریهای سیاسی نباشد آیا راه حلی جز کاربرد زور عریان باقی خواهد بود؟ و برای پرهیز از به کارگیری زور عریان بایستی هر دو سوی درگیری بپذیرند، و بتوانند، اختلافهای سیاسی را به گفتگوها و نشستهای سیاسی بکشانند و نه به مسابقه زور یا میدان جنگ. و برای آن پیش از هر چیز اراده سیاسی همراه با پذیرش حقوق دو سوی درگیری نیاز هست. آمریکاییان مهارت گفتگو را دارند و میتوانند اگر اراده سیاسی آن را نیز داشته باشند. ایرانیان اما بیهراس از نتیجه بایستی بر مهارتهای گفتگویی خود بیافزایند تا بتوانند آن را در راستای اراده سیاسی حق جویانه خویش به کار گیرند. و اگر کسانی گفتگو برای جستجوی راه حل را در میان خود نیازموده باشند دشوار است پذیرفتن آنکه با دیگران خواهند توانست. و گفتگو همواره و همه جا دست کم دو سو دارد. با تک صدایی کردن جامعه، با بستن دهان مردم، با راندن روزنامهنگاران و ترساندن سیاستمداران گفتگویی در نخواهد گرفت حتی اگر حکومت از سر تا پا زبان باشد و از هر بلندگویی سخن بگوید. و آنچه را که نیست نه میتوان آموخت و نه آزمود.