دئدیم: «آی قیز، نه در آدین؟»
دئدی: «منم، گوزون آیدین»
دئدیم: «بیزه دوست اولایدین!»
دونوب باخدی گوله، گوله.

فارسی هم داره. فارسیاش میشه:
به من نخند یه روز تو هم دل به کسی میبندی
آنوقت میبینی عاشقی گریه داره نه خنده
به من نخند یه روز تو هم دل به کسی میبندی
آنوقت میبینی عاشقی گریه داره نه خنده
گفتم: «ای دختر، نامت چیست؟»
گفت: «منم، چشمت روشن»
گفتم: «ای کاش دوستم میشدی!»
برگشت و خندهکنان نگاهم کرد
گوزل وطن! معنان درین،
بشگیسن گوزهللرین،
عاشق دییهر، سرین، سرین،
سن گونشین قوجاغیسان
شعر، صنعت اوجاغیسان
زیبا وطن! ژرف است معنای تو،
گهواره زیبارویان هستی تو،
عاشق با خرمی و خوشی میسراید
آغوش آفتاب هستی تو
سرای شعر و هنر هستی تو