بخش سوم این نوشته بیپایان
بخش چهارم این نوشته بیپایان
گلوبالیزاسیون، بخشبندی و شبکهبندی نهفته در آن
به هنگام پرداختن به چشماندازها بایستی روندهای تاثیرگذار بر آنها را نیز شناخت. بویژه در پرداختن به آموزش و پرورش که سرشت زمانبر و بلند مدت برنامهریزیهای آن را نمیتوان نادیده گرفت. این بخش از نوشته را نامگذاری کردم تا بر اهمیت آن انگشت گذاشته باشم. گلوبالیزاسیون روند جهانی واقعیت یافته امروزی است که بر واقعیتهای پیشین اثر کرده و آنها را دیگرگون میکند. من اینجا دانسته این واژه را به کار میبرم و آن را به فارسی برنمیگردانم تا در این گفتگو، هم واژهای جهانی برای یک روند جهانی به کار برده باشم و هم با رهایی از بار تاریخی پیشین واژههای فارسی و کوششهایی که تا به امروز برای بارگذاری نوین آنها شده است و بحث و جدلهایی هم برانگیخته است، توجه را از واژه به مفهوم آن بکشانم. پس از آن میتوان به واژه هم پرداخت.
اهمیت شناخت روند گلوبالیزاسیون در این گفتگو در آن است که رایانه و ارتباط رایانهای خواه ناخواه رابطهای گلوبال و گسترده با همه جای گیتی میتواند پدید آورد. نوآموز چه خردسال باشد و چه بزرگسال در خانه و جامعه با چنین رابطهای درگیر است. آموزش و پرورش نمیتواند آن را نادیده بگیرد و دیدن آن هم یعنی به کار بستن آن در آموزش و پرورش. بدون شناخت درست پدیده نمیتوان آن را بدرستی به کار گرفت. اینترنت رسانهای گلوبال است و رابطههای که پدید میآورد نیز گلوبال است. رابطه رادیویی و تلویزیونی هم گلوبال بود بویژه پس از پیدایش ماهوارههای ارتباطی. اگرچه آن هر دو پدیده گلوبال هستند، اما سرشت رابطههایی که پدید میآورند یکی نیست. اینترنت خود شبکه است اما شبکهای از شبکههای بسیار است که هر یک از آنها هم به نوبه خود شبکههای درونی میتوانند داشته باشند. همه شبکهها، یک به یک، یا یک به چند میتوانند با هم یا با همه شبکههای دیگر رابطه داشته باشند. برای هر شبکهای این رابطه شدنی است. یعنی رابطهها دو جانبه و چند جانبه است. پیش از آن، حتی در رابطه رادیویی و تلویزیونی گلوبال هم رابطهها تک سویه و یک جانبه بود.
کلیت اینترنت گلوبال است اما خود آن شبکه است و درون آن نیز شبکهبندی شده است. نادیده گرفتن شبکهای بودن آن و شبکه شبکهها بودن آن یعنی نفهمیدن چگونگی گلوبال بودن آن. چگونگی که براستی نو است و بایستی شناخته شود. روند گلوبالیزاسیون همراه آن نیز یک واقعیت جهانی است. واقعیتی که بایستی شناخته شود. پس از شناخت است که میتوان از فرصت یا تهدید بودن آن سخن گفت. بویژه در آموزش و پرورش بایستی با دقت و وسواس دانست که برای نوآموز فرصتی تازه پدید میآید یا در آن تهدیدی برای او نهفته است. آیا در گلوبالیزاسیون برای فرهنگهای محلی و زبانهای آنها فرصتی تازه نهفته است یا تهدیدی در آن است که هستی آنها را نشانه گرفته است.
گلوبالیزاسیون از هر جا که آغاز شده و به هر چه بیانجامد در واقعیت امروزی آن همه جانبه است و به همه جای زندگانی انسان راه میبرد. گلوبالیزاسیون تنها پدیدهای اقتصادی یا سیاسی نیست اگرچه آن هم هست. گلوبالیزاسیون از سرمایه تا سرمایهگذاری، از بازار تا چشماندازهای آن، از فناوری تا پژوهش و شناخت انسان، از مصرف تا زندگانی فرهنگی در شیوه زندگانی، از سازماندهی تا هدایت روندهای سیاسی، از دریافت تا آگاهی انسان و از زندگانی بینالمللی تا چگونگی رفتار انسانها با زیستبوم خود و دیگران راه میبرد. واقعیت مجازی و سپهر مجازی همزمان آن نیز همه جانبه و همه جایی و گلوبال است. گلوبالیزاسیون به همه جای زندگانی راه میبرد و نمیتوان آن را در یک بخش محدود کرد. همه جانبگی آن فرهنگی همه جانبه پدید میآورد. اما همه جانبگی آن بر پایه نابودی نیست بلکه بر پیوند داشتهها به همدیگر استوار است. هر داشتهای همچون بخشی از شبکه آن میتواند به آن پیوند یافته و زندگانی خود را در پیوندی گلوبال شکوفان سازد. بخشبندی، پیوند دادن بخشها و شبکهبندی آنها واقعیت آن یگانه گلوبال است. اگر آن را جهانی بنامیم جهان بخشبندی شده است، جهان شبکهبندی شده است. بخشها و شبکههای نو نیز میتواند پدپد آورد. اما پذیرش رابطه با بخشها و شبکههای موجود هم در سرشت آن است. برای ایجاد رابطه هیچ شرطی ندارد جز توانایی رابطهگیری. زبان هم مانند گذشته چه در گفتار و چه در نوشتار ابزار رابطه میان انسانها در آن شبکه است.
در اینجا من نیاز دارم به یک ناهمزمانی گفتاری و اندیشهای در زبان و اندیشه ما با واقعیتهای امروزی بپردازم. نیاز از آن رو که چشمگیرتر از آن است که بتوان آن را نادیده گرفت. آنچه در گفتار ما دهکده جهانی نامیده میشود، اگرچه تاریخچه درازی ندارد و تازه است اما کاربرد واژههای دهههای گذشته است در زبان امروز که هنوز روح آن دههها را با خود دارد. واژهها را میتوان نگاه داشت، اما روح دیگرگون شده باید در آن دمیده شود تا توانایی بازتاب دادن واقعیت امروزی را پیدا کند. در آنچه که چند دههای پیش دهکده جهانی نامیده شد رابطهها دو جانبه و چند جانبه نبود. حتی در رابطههای تلویزیونی ماهوارهای نیز. اگرچه تلویزیون و فرستندههای ماهوارهای گامی استوار در پیوند دادن چهار گوشه گیتی بود، اما تردیدها در جهانی شدن رابطهها به سادگی زدوده نمیشد. تک سویگی و یک جانبگی سد راه پذیرش آن بود. ویژگی تعاملی چند جانبه را نخست با جهان مجازی و بویژه در اینترنت میتوان بدرستی سراغ گرفت.
در چهان بدون تعامل و در دهکده جهانی آن، یک جانبگی رابطه همواره گونهای از تحمیل در خود داشت. بیمهای جهانگریزان و جهانستزان اگرچه ناروا بود اما بر واقعیتهایی سرسخت و تلخ استوار بود. رابطه یک جانبه نمیتواند ویرانگر نباشد، بویژه اگر هدف ویرانگری هم داشته باشد یا بر ترسهای تاریخی بیمناکان سوار شده باشد. در دهکده جهانی مک لوهانی آنهایی که در استواری هویت یا داشتههای خود تردید داشتند به سادگی هراسناک شده و به ایستادگی با سراسیمه میپرداختند. سراسیمگی تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان کشور ما در رویارویی با گیرندههای ماهوارهای تلخیهای بسیار پدید آورد، و زندگی را بر بخشهایی از مردم ایران بسیار تلخ کرد، اما بر واقعیتهای تلخی هم استوار شده بود. واقعیتهای تلخی که به سادگی دستاویز میشد. واقعیت تلخ تحمیل نهفته در رابطه تک سویه و یک جانبهای که جهانی هم شده بود. واقعیت تلخی که به سادگی جامعه را دو شقه میکرد. شقه بیمناکان و شقه امیدواران.
گلوبالیزاسیون امروزی اما شبکهای است و با تعامل همراه است. وجود شبکه یعنی پذیرش اجزا و ایجاد رابطه میان آنها، هم رابطه دو جانبه و هم رابطه چند جانبه میان اجزا. انقلاب راستین در اینجاست. دهکده جهانی راستینی که خوانایی بیشتری با دهکده تاریخی انسانها دارد. انقلابی که به زبان میآید اما کمتر به آن پرداخته میشود و گونهای از ناهمسازی با واقعیت عینی در تلاش اندیشمندان ما با واقعیت امروزی پدید میآورد. ناهمسازی که به نتیجهگیری پیش از شناخت آلوده است و نتیجه روندهای گذشته بر آن آوار میشود. دهکده جهانی واقعیت دارد، کشتزار دهکده جهانی دوران گلوبالیزاسیون اما بخشبندی شده است و هر بخشی، هر قطعهای از آن کشتزار، خود کشتزاری گشن میتواند باشد. دهکده جهانی دهههای گذشته چنین نبود. تک سویه و یک جانبه بودن ارتباط در گذشته به یکنواخت کردن و به یک پارچه کردن گرایش داشت. در دهکده جهانی دیروزی انتشار دادن در مرکز تلاشها بود. دهکده جهانی امروزی دهکده پس از انتشار است و بخشبندی و ایجاد رابطه میان بخشها و شبکهبندی در مرکز تلاشهاست. انتشار و تلاش برای انتشار از میان نمیرود، دو سویه و چند جانبه میشود. در چنین جهانی شبکهبندی شده مرکز و حاشیه در دیروز میماند. و مانند همیشه تاریخ ماندگان در دیروز را هم خواهد داشت. برای امروزیان امروز، و فرداییان فردا نیز، نگاه محلی تکمیل کننده نگاه جهانی و خود بخشی از آن است. در چنین جامعهای جامعهپذیری هم دگرگون شده و شهروند جهانی برای جامعه مدنی جهانی پدید میآید که دغدغههای او نیز جهانی میشود. این دغدغههای جهانی اما همان دردهای جهانی سراسر تاریخ بشر نیست که همواره در زبان شاعران ماندگار میشد. این دغدغهها خاستگاه محلی دارد و توجه جهانیان را به خود میخواند. روزآمدی بر تاریخیگری چیره میشود. هر آن به آخرین خبر از آخرین دستاوردهای بشری در هر جای جهان میتوان دسترسی داشت. و در آن فرصتی کم مانند برای جستجوگری انسان نهفته است.
دهکده جهانی امروزی، دهکده جهانی دوران گلوبالیزاسیون، چندین و چند پارچه است و یافتن پارههای جدا افتاده و ایجاد رابطه تعاملی با آن در دستور کار آن است. ایجاد رابطه تعاملی یعنی پدید آوردن میدان زندگانی تازه، میدانی گستردهتر از آنچه که هر پارهای در گذشته داشته است. چندگانگی در یگانگی واقعیت جهان دوران گلوبالیزاسیون است. هر پارهای از واحد جهانی یگانه خود یک بازیگر کامل است با همه داشتههایش. حیدربابا در آن تپهای تک افتاده در روستایی دور افتاده در گوشهای از آذربایجان ایران نیست، بلندایی از کوهسار فرهنگ جهانی است که با همه هستی خود در دهکده جهانی جای گرفته است. هستی جغرافیایی، هستی تاریخی، هستی اجتماعی، انسانهایی که در کهکشان آن زیسته و در سروده جان شیفتهای جهانی شده است که در دامان آنها پرورش یافته است. برای فهم آن بایستی همه هستی آن را شناخت. فرهنگی که خود یک کهکشان درخشان است در سپهر کهکشانهای بسیار جهان:
بایرامیدی، گجه قوشی اوخوردی
آداخلی قیز بی جورابین توخوردی
هر کس شالین بیر باجادان سوخوردی
آی نه گوزل قایدادی شال سالاماق
بی شالینا بایراملیغین باغلاماق
زبان آن هم بخشی از کهکشان آن است. این پنجه را نمیتوان به سادگی ترجمه کرد، به هیچ زبانی. زبان خود بخشی از کهکشان نهفته در آن پنج مصراع است. کهکشانی از عید، آواز مرغ شب، تازه داماد آینده نزدیک و دختری که نامزد اوست، جوراببافی نوعروس آینده برای تازه داماد، باجا، شال، رسم زیبای شال انداختن شب عید، زیبایی بستن عیدانه تازه داماد در شالی که آویخته است. و زیبایی جهان یگانه آن که زیبایی پنچه پنج مصراعی شعر آن هم بخشی از آن است و انسان پرورش یافته در دامنههای حیدربابا در لالاییهای دامان مادر با آن خو میگیرد. توان زندگانی و زیبایی در هستی آن کهکشان نهفته است. کهکشانی هر چند خرد در دل کهکشان کلان جهانی. این کهکشان براستی که میتواند در کنار کهکشانهای دیگر بدرخشد. برای دیدن آن بایستی نگاهی خرد کهکشان بینانه بر کلان کهکشان جهانی داشت.
توان بخشبندی و شبکهبندی ارتباطی گلوبالیزاسیون امروزی تاب و توان گنجاندن خرد کهکشانها در دل کلان کهکشان جهانی را دارد. گلوبالیزاسیون اگرچه از جهانی یگانه و واحد میگوید اما اندرون آن چندگانه و متکثر است و میان بخشهای آن جهان یگانه رابطههای دو جانبه و چند جانبه پدید میآورد. هراس از ناتوانی در ایجاد رابطههای تازه اینجا هم پدید میآید اما بسیار فرقها دارد با هراس از نابودی در جهان همگن و یکنواختساز دهههای آغازین دهکده جهانی با فرستندههای رادیویی و تلویزیونی یک جانبه آن. این هراس با نخستین ارتباطها رنگ میبازد و پژمرده میشود و از میان میرود.
گلوبالیزاسیون پدیده نوی نیست. بازرگانی دیری است که سرشتی جهانی دارد. در اندیشه یا رویای انسانها نیز از دیرباز جای داشته است. دولت جهانی در اندیشههای پیش از دوران روشنگری یا جامعه شهروندی جهانی در دوران روشنگری کوششهای اندیشهای در این راستا بوده است. امروزه از رابطههای جهانی یا جامعه تعاملی جهانی گفته میشود. در چنین جامعهای مرزهای ملی نابود نشده در نوردیده میشود و مانند گذشته جداییساز نیست. ایدهها و دیدگاهها در گذشته نیز به سادگی از مرزها گذر میکرد، امروزه واقعیتها نیز از مرزها گذر میکند. جامعه جهانی مناسبات جهانی میان انسانهای سراسر جهان پدید میآورد. دهکده جهانی مکلوهان از دورانی تاریخی سخن میگفت که با رسانههای الکترونیک پدید میآمد. دورانی که رابطه در مرکز آن بود. رابطهای که با پیدایش الفبا آغاز شده و با ماشین چاپ گوتنبرگ اوج گرفته و با رسانههای الکترونیک جهان را همچون دهکدهای به هم پیوند میداد. در آن دهکده هویتهای فردی یا جزیی به سود هویت جمعی یا کلی نو کنار گذاشته میشد. دهکده بود اما با دهکدهای که انسانها در گذر از رهگذار تاریخی خود ساخته بودند خوانایی چندانی نداشت. و همین نیز تردید به پا میکرد و هراس میافکند. با فنآوری دیجیتال و واقعیت مجازی و بویژه اینترنت و رابطه دو سویه و چند جانبه آن نقطه پایان بر تردیدها و نادیده گرفتن جهانی شدن رابطهها گذاشته شد. با اینترنت جامعه ارتباطی جهانی پدید آمد. اکنون انسان کره خاکی زیستگاه خود را نیز همچون دهکده آشنای زیستگاه گذرگاه تاریخی خود سامان میدهد. واقعیت جهانی پدید آمده است، روح جهانی نیز به واقعیت میپیوندد. در جهان کنونی ساختارهای نوی پدید میآید که با نگاه دیروزی به دهکده جهانی فهمیدنی نخواهد بود تا چه رسد به نگاه پیش از پیدایش دهکده جهانی، یعنی نگاه برخاسته از پیش از نیم سده پیش.
انسان امروزی به نگاهی نو نیاز دارد. نگاهی که در آن چندگانگی فرهنگها و شیوههای زندگانی چندگانه همراه با مشارکت اجتماعی جهانی جای داشته باشد. با این نگاه هر فرهنگ و هر شیوهای از زندگانی خود را بخشی از جهان دیده با بخشهای دیگر به داد و ستد میپردازد. هراس از نابودی دیروزی با نخستین پیوندها فرو میریزد و به خود آگاهی و خود اتکایی و بازیگری در جهان همبسته و پیوسته دوران گلوبالیزاسیون فرا میروید. گلوبالیزاسیون و دستاوردهای آن برای هر بازیگر آن یک فرصت است و نه تهدید. پاسداری از میراث گذشتگان و افزودن بر غنای گنجینه بشری، با پاسداری از اجزای جهان همبسته و پیوسته، از رویا به واقعیت فرا میروید. هیچ بخشی از میراث بشر نیاز نیست نابود شود تا بخشهای دیگر بتوانند زندگی بکنند. زندگی هر بخش در داد و ستد با بخشهای دیگر غنای بیشتر یافته و بهتر ماندگار میشود. پرداختن آگاهانه به تقسیم کار در آن داد و ستد یا باز تقسیم آن میان اجزای تشکیل دهنده واحد یگانه نیاز ماست. هیچ ساختار پیچیدهای در جهان یافت نمیشود که همه اجزا و همه بخشهای آن وظیفهای یگانه و همسان داشته باشند. گلوبالیزاسیون با تقسیم کار همراه است و به باز تقسیم گاهگاهی آگاهانه آن بر پایه نیازها و تواناییهای خود نیاز دارد. و پیشرفت یعنی هماهنگی آگاهانه با سرعت باز تقسیمهای آن. خوشبخت کسانی که این نیاز را دریافته و آگاهانه و با تکیه بر داشتهها و تواناییهای خود در آن تقسیم کار شرکت میکنند. من خواهان چنین خوشبختی برای انسان ایرانی و فرهنگ و هویت کلان یگانه آن با همه پاره فرهنگها و بخشهای هویت دهنده تاریخی آن هستم و با این خواست به موضوع این نوشته بیپایان میپردازم.
این نوشته بیپایان است و من در فرصتی دیگر باز هم به آن خواهم پرداخت.