۲۵ آبان ۱۳۸۶

گزارش البرادعی: امید به بازگشت یا بازگشت امید

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارشی دیگر به شورای حکام آژانس داده است. گزارشی که امید به بازگشت پرونده اتمی ایران از شورای امنیت سازمان ملل متحد به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را زنده نگه می‌دارد. البرادعی از پیشرفت همکاری‌ها با ایران سخن گفته است و این می‌تواند از هراس نهفته در سرشت بحرانی که پدید آمده بود نیز بکاهد و بیمناکان را امیدوار سازد.

می‌توان گفت تلاش‌های زمان مدیریت آقای علی لاریجانی و یاران او به بار نشسته است و توافق‌های او با آژانس و سولانا، نماینده غرب در گفتگوها، از سوی ایران پاسخ مناسب یافته و بوسیله مدیرکل آژانس نیز تایید شده است. یعنی می‌توان توافق کرد. می‌توان به توافق‌ها پایبندی نشان داد. مهم نیست که به گفته البرادعی پرسش‌هایی هنوز پاسخ نیافته باشد. مهم آن است که فهم و درک واقع‌بینانه از سرشت و تاریخچه کشاکش‌ها بر سر برنامه هسته‌ای وجود داشته باشد. و مهمتر آنکه همه آن در بستر واقعیت‌های زمانه و جهان ما گنجانده شده باشد.

واقعیت آن است که آمریکا طرف اصلی کشاکش بر سر برنامه هسته‌ای ایران است. و واقعیت آن است که آمریکا بسیار پیش از آن هم با ایران کشاکش‌ها داشته است و کشاکش بر سر پرونده هسته‌ای تنها آنها را به سایه رانده بود. و اکنون آمریکا درگیر مبارزه انتخاباتی ریاست جمهوری آینده است که دیگر جرج بوش نمی‌تواند باشد. از جرج بوش و یاران او نمی‌توان انتظار داشت پرونده هسته‌ای ایران را ابزار مبارزه انتخاباتی نکنند. چنان خواهند کرد و سخن‌پردازی‌های خیره کننده یا گمراه کننده نیز افزایش خواهد یافت. اما این در سرشت دموکراسی است و بایستی دموکرات بود تا به جایگاه واقعی آن سخن‌پردازی‌ها پی برد و اعتماد به دموکراسی را واننهاد.

واقعیت آن است که در همسایگی ایران در روسیه نیز مبارزه انتخاباتی ریاست جمهوری آغاز شده است و پوتین دیگر نمی‌تواند رییس جمهور باشد. از پوتین نمی‌توان انتظار داشت که پرونده هسته‌ای ایران را ابزار مبارزه درون کشوری خویش نسازد. و دموکراسی جوان روسیه نیز به منافع تاریخی روسیه آگاه می‌شود. و واقعیت آن است که در زمانه ما در مناسبات میان ایران و روسیه پرسش‌های نوینی پدید آمده است که نیاز به پاسخ دارد. همین چندی پیش روسای کشورهای کرانه دریای خزر به گفتگو در باره واقعیت‌های تازه خزر و پیرامون آن نشستند. واقعیت تازه‌ای که در زمانه ما پدید آمده است و چه نیکوست همزمانان ما بار مسوولیت خویش را به دوش گیرند و آن را به آیندگان آوار نکنند. با مسوولیت‌پذیری دلسوزانه می‌توان به پرسش‌های زمانه خویش پاسخ یافت. حتی در خزر و پیرامون آن.

واقعیت آن است که در ایران نیز مبارزه انتخاباتی برای مجلس نمایندگان مردم آغاز شده است. اما ایرانی‌ها حق دارند از سیاستمداران و دولتمردان خود، بویژه نامزدهای نمایندگی مجلس، بخواهند از تازاندن سخن در این باره بپرهیزند و بر چشم‌ها خاک نپاشند. در میان منتقدان دوره مدیریت علی لاریجانی بر پرونده هسته‌ای حتی تندترین‌ها هم جز بازگشت به روند مدیریتی زمان آقای روحانی نمی‌خواستند. اما نباید فراموش کرد که تلاش‌های آقای روحانی و یارانش نیز به کجا رسید. و این به سود ایران است که جهانیان بدانند سیاست هسته‌ای ایران از ثبات اندیشیده برخوردار است و وابسته به بود و نبود این یا آن فرد نیست. ثبات اما هرگز بمعنی ناسازگاری یا پرهیز از دمساز شدن با دگرگونی‌های زمانه نیست. بلکه سازگاری و دمسازی با نیازهای زمانه خود عاملی ثبات دهنده است. خوش است که علی لاریجانی همین امروز هم گفته است «وظيفه فردي خود مي‌دانم كه هر گونه كمكي براي حل اين موضوع بشود انجام دهم». و ایران به چنین مردان و زنانی اینچنین نیاز دارد. سختکوش به هنگام داشتن مسوولیتی از سوی ملت یا دولت، آماده یاری به هنگام واگذاری مسوولیت به خدمتگزارانی دیگر. با مجلسی از چنین زنان و مردانی در ایران نه تنها می‌توان پرونده هسته‌ای را به جایگاه بایسته‌اش کشاند، بلکه پاسخ شایسته زمانه خود برای پرسش خزر و پیرامون آن را نیز می‌توان یافت.