امروز، شنبه هشتم دیماه هشتاد و شش، روز عید غدیر و روز جشن و چراغانی و شادمانی است. ساعتی پیش دیدم آقای مهاجرانی در مکتوب خود نوشته «روز عید» را گذاشته و از آمدن پستچی و آوردن دو کتاب از هانس کونگ هم شادمان است. به شوق آمدم و چیزی برایش نوشتم و عیدانهای به ایشان دادم. هماکنون دیدم که ایشان پاسخی برای آن نوشته است. نوشته خودم و پاسخ کوتاه ایشان را اینجا هم میگذارم:
«هانس کونگ کتاب کوچکی هم دارد به نام پروژه اخلاق جهانی. ده بیست سال پیش نوشته. شاید خوانده باشی. میگوید بدون اخلاق جهانی ماندگاری بشر دیگر ممکن نیست. و بدون صلح مذهبی از صلح جهانی نشانهای نخواهد بود. و برای صلح مذهبی به گفتگوی مذهبها فرامیخواند. البته جهان هانس کونگ جهان مذهبیها نیست و نامذهبیها را هم در بر میگیرد و اخلاق نامذهبیها را هم بخشی از اخلاق جهانی جهان همبسته و پیوسته خود میداند، و برای رسیدن به اخلاق جهانی همکاری مذهبیها و نامذهبیها را ضرور میداند. بحث شیرین اخلاق چیست هم که جای خود دارد. اینها را گفتم چون با حال و هوایی که این نوشتهات دارد میخواهم یک عیدی بدهم و شاید هم بتوانم یک عیدی بگیرم. و اما عیدی من. آیا میتوانی سایتی با نام اخلاق جهانی را اداره بکنی؟ منظور من هم از توانستن هم علاقه و وقت داشتن است و هم خود را فرد مناسبی برای اداره آن دیدن. اگر بتوانی و بخواهی آن سایت میشود عیدی تو به من و بسیاری دیگر. اگر به هر دلیل خود را فرد مناسبی برای اداره آن ندانی باز عیدی من، یعنی پیشنهاد درست کردن سایتی فارسی با نام و محتوای اخلاق جهانی جای خود میماند. و اگر تو هم بخواهی عیدی بدهی میتوانی کسی را پیدا کنی که خود را توانا و مناسب اداره آن میداند.»
آنچه نوشتهام برداشت من بوده است از آن کتاب. مهاجرانی نوشته کوتاه زیر را زیر آن گذاشته است:
«خود شما شروع کنید. منتظر دیگران نمانید. به مرور کار سایت کمال پیدا می کند.»
من روی پیشنهادم هستم و در نخستین فرصت باز هم در این باره مینویسم.
پ.ن:
در این چند روز من به پاسخ آقای مهاجرانی اندیشیدم. میتوانم بگویم هر گاه که به آن اندیشیدم دلبستگی من به موضوع آن عیدانه بیشتر شد. فرآیند پیدایش و بالیدن اخلاق جهانی برای من فرآیندی برانگیزاننده و امید دهنده است. نگاه من به آن فرآیند است و پروژه اخلاق جهانی هانس کونگ را هم بخشی از آن میبینم. ایدهای که عیدانهای برای آقای مهاجرانی شد اگر به عمل درآید میتواند هم به آن فرآیند بپردازد و هم بخشی از آن باشد. بخشی از سهم ایرانیان در رویارویی آگاهانه با آن و کوشش در بالیدن آن.
اما جستجوی زیبایی هم بخشی از اخلاق گذشتگان تاریخ بشر بوده است و از اهمیت آن کاسته نشده است. من به زیبایی نهفته در آن عیدانه دادن هم میاندیشم. خود را از پروژه آن کنار میکشم. و آن کماکان عیدانهای برای آقای مهاجرانی میماند.
هوشنگ
چهارشنبه، 12 دی 86