فخرالسادات محتشمی پور: «ساده نوشتم که شکایت دارم و بدون ملاحظه دلایل و مدارک ردصلاحیتم را با ادعای استناد به بند 1 و 3 ماده 28 اعلام کنید. چندتا زن چادری دیگه هم داشتن شکایت می نوشتن. یکیشون با بغض گفت: خانوم نوشتن التزام به اسلام نداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من سیدم و همه خانواده م سیدن چه جوری جرات کردن؟»
جمیله کدیور: «به نوشتن متنی رسمی در اعتراض به این رویه بسنده کردم. اصلا چرا باید به این روزگار بیفتم که از خودم دفاع کنم؟ و ناگزیر شوم از خودم بگویم»
یدالله اسلامی: «چه گناهی ازاین افزون تر که کسی درسرزمین خود؛ و ملکی که مشاع است؛ و در آن سهمی دارد؛ لب به سخن بگشاید و از نا رسایی و تنگ نظری ها و بسته اندیشه ها بگوید. و برای خود سهمی قائل شود ؟»
احمد شیرزاد: «آري برادر، تو چاره اي نداري كه مرا رد صلاحيت كني و گرنه خودت پس از چندي رد صلاحيت مي شوي. من و تو قرائت هاي متفاوت و متضادي از وفاداري به نظام داريم. من گفتن انتقادها ، نصيحتها و هشدارها را با تمام تلخي شان مصداق وفاداري به كشور و نظام مي دانم و تو نگراني كه كسي بر تو اخم كند.»
رجبعلی مزروعی: «درخواست دارم بدون هرگونه ارفاق و ملاحظه ای نسبت به بنده، مدارک و مستندات رد صلاحیتم را در اختیار رسانه های عمومی برای انتشار قرار دهید.»
علي شكوري راد: «فكر نمي كنم احدالناسي وجود داشته باشد كه بتواند صادقانه ادعا كند به همه قانون اساسي اعتقاد دارد و اگر چنين ادعايي بكند قطعاً دروغ ميگويد.»
فرهاد جعفری: «امان ازاین همه بیپروائی! و امان ازاین وجدانهای بهخوابرفته واین قلبهای کدر و ناصاف! که برخی را واداشته است تا بیکمترین هراسی از پیامدهای اخلاقی رفتاری چنین ناروا؛ و به نیابت از او، به خود حق دهند تا دربارهی «دین و شرف و حیثیت بندگان»اش نیز قضاوت کنند!»
عاطفه پهلوان: «در خصوص میزان اعتقاد ویا عدم اعتقاد قلبی نسبت به دین و نظام ، قطعاً هرانسانی عاقلی معترف است که نمی توان برای هیچ فردی اظهار نظرنمود.»
مصطفي سبطي: «من تاکنون در هیچ مرجع قضایی به این عناوین محکوم نشده ام. هیچ پرونده ای نیز دراین موارد ندارم، خواستار بررسی مجدد مسئله را دارم.»
جمشید نیرومند: «آیا این افتخار دستگاه های نظام است که نتوانسته سرمایه های انسانی خود را حفظ کرده و یا با دست خود آنان را از خود براند»
آذر منصوري معاون سياسي دبيركل جبهه مشاركت: «این نوع برخورد هیئت های اجرایی نه تنها نقض قانون اساسی است که میثاق مشترک همه ی ایرانیان است، بلکه توهین مسلم به جایگاهی است که خود نیز در چهارچوب همین قانون تعریف شده است.»
سعيد شريعتي عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت: «قانون اساسي يك كل واحد است كه تفاوتي ميان فصل حقوق ملت و اصل 110 آن براي من وجود ندارد و اگر گفتهام و مي گويم كه به اين قانون وفادار و ملتزمم هيچ يك از اصول آن ارجحيت و اولويت بر ديگري ندارد»
محمدحسين خليلي اردكاني رئيس جبهه مشاركت شهر كرج: «هر چه فکر می کنم باورم نمی شود اطلاعات جمع شما از من چنین صورتجلسه یی را ترسیم کرده باشد.»
حجتالاسلام والمسلمين محمدرضا عباسيفرد عضو سابق شوراي نگهبان: «چگونه بايد مكنونات قلبي و اعتقادات خود را كه به حكايت نامه واصله به خلاف آن متهم شدهام بيان و اثبات نمايم مسالهاي است كه بيشتر از آنكه به استدلال اينجانب ارتباط داشته باشد، مربوط به فضاي باور مرجع رسيدگي است.»
حسين رفعتي- فرماندار سابق گرگان: «اعتراض شديد و شکايت خود را نسبت به دلايل ردصلاحيت خويش اعلام داشته و آن هيات را موظف به رسيدگي مي دانم.»
محمد دادفر: «من برای حوزه انتخابیه بوشهر،گناوه و دیلم کاندیدا شده بودم که توسط هیئت اجرایی به استناد بند 1 ماده 28 یعنی عدم التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و بند 4 ماده 30 یعنی داشتن محکومیت در جرائم اقدام علیه جمهوری اسلامی رد صلاحیت شدم.اعتراضیه ای نوشتم که مقبول نیفتاد و دوباره توسط هیئت نظارت رد شدم.از اعتراض به شورای نگهبان هم صرف نظر کردم.»
علي شكوري راد به شورای نگهبان: "اگرچه بسیار تلخ و مشکل است اما به حکم قانون از بی عدالتی هیات اجرایی و هیات نظارت ناگزیرم به جایی شکایت برم که امیدی به عدالتش ندارم. لذا با استناد به محتویات پرونده و اعتراضیه قبلی اعتراض خود را به نظر(رای) هیات نظارت اعلام می دارم"
علياصغر خداياري عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت: «از نظر هیأت مرکزی نظارت بر انتخابات بنده چهار سال پیش فردی بیدین، بیوطن، ضدانقلاب و مرتد، ولی وفادار به قانون اساسی و ولایت مطلقه فقیه بودهام، ولکن امروز از ارتداد خارج شدهام، ضدانقلاب نیستم، ملیت ایرانی پیدا کردهام، ولی کماکان بیدین هستم، و البته وفاداری خود را نسبت به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه از دست دادهام.»
نامه اعتراض به شورای نگهبان یدالله اسلامی: «من که جرمی برای خود جز گفتن و نوشتن و دفاع از قانون و تأکید برلزوم توجه همه به قانونگرایی و قانونمداری نمی شناسم»