هماکنون خواندم مهدی از من خواسته است در باره «لایحه حمایت از خانواده» بنویسم که این روزها در دست نمایندگان مجلس است. به گمان من خواست مهدی به جا است و وقت آن است که همه مردان ایرانی در باره این لایحه دوراندیشانه بنگرند.
موضوع من پرداختن به زندگی خانوادگی یا رابطههای عاطفی یا عاشقانه این و آن نیست. موضوع من دفاع شرافتمندانه انسان از عشق خود است. زن و مردی که به هم دلبستگی دارند خود بهتر از هر دولتی میدانند با عشق و عاطفه خود چه بکنند. دست دولت از عشق و عاطفه شهروندان کوتاه باید گردد، هر دولتی. زیبایی رییس دولت پیشین یا زشتی رییس دولت کنونی یا آینده هم نباید در آن موثر باشد.
موضوع من گدشته نیست. من به گذشته ایرانیان، و آنچه ایرانیان در گذشته میکردهاند، کاری ندارم. چه در گذشته دور و چه در همین دیروزی که گذشت. امروز جایی نیست که زن و مرد ایرانی همراه نباشند، از فضای مجازی نوشتههای ما تا واقعیت مجلس نمایندگان مردم ایران. فردا و فرداهای دیگر این همراهی بیشتر و باز هم بیشتر خواهد شد.
موضوع من امروز و آینده ایران و ایرانیان است. و تا آنجا که به قانون برمیگردد، امروز خانواده ایرانی برای من از لحظه تصویب قانون در مجلس آغاز میشود، و آینده پس از آن است. قانون امروز بایستی در راستای آینده تدوین گردد و گذشته را به گذشته واگذارد.
قانون باید هم این همراهی فزاینده زن و مرد ایرانی را در زندگی اجتماعی ببیند و هم به عشق زن و مرد ایرانی احترام گذارد. قانون بایستی دولت و کارگزاران آن را از دست درازی به عشق و عاطفه انسانها منع کند و کار عشق و عاطفه انسانها را به خود آنها واگذارد و به ساماندهی همراهی و همکاری اجتماعی آنها بپردازد.
موضوع من دفاع شرافتمندانه انسانها از وفاداری در پیمان است و وفاداری یک فضیلت است یک فضیلت انسانی. عشق زیبایی است و وفاداری در عشق فضیلتی است والا که خود سنجه عشق هم هست در نگاه عاشق، چه زن باشد و چه مرد. دولت بایستی عشق و وفاداری شهروندان را به خود آنها واگذارد.
و اگر عشق میان زن و مرد به تشکیل خانواده بیانجامد، قانون باید یاریگر آنها در وفاداری به پیمان خویش و پایداری خانواده باشد. چون آسیبهای اجتماعی بیرون از خانواده میتواند خانوادهها را تهدید کند. و آسیبهای اجتماعی بسیارند. قانون باید از تشکیل خانواده پشتیبانی کرده و هر گونه چند همسری آشکار یا پوشیده را ممنوع کند تا راه ورود آسیبهای اجتماعی به درون خانوادهها را سد کند. قانون باید بازیهای روزگار خود را بشناسد و دست بازیگران آن را از عشق و وفاداری شهروندان کوتاه کند.
برای من مهم نیست که لایحه قانون را دولت به مجلس میبرد یا وزیر دادگستری دولت از سوی قوه قضاییه. خود را درگیر این بازیهای شوم نخواهم کرد که نمایندگان مردم در مجلس را به رویارویی با رییس جمهور برگزیده مردم میکشاند. برای من مهم روح قانون است و آشکاری و روشنی آن، آنگونه که شهروند آن را بفهمد و آن را قانون خود بداند. و شهروند ایران میتواند زن باشد یا مرد.
لایحهای که هماکنون در مجلس است، تا آنجا که تاکنون من از نوشتهها و گفتهها و گفتگوها دریافتهام، پاسدار عشق و وفاداری در خانوادههای ایرانیان نیست. با این لایحه کیان خانواده و امنیت و پایداری خانوادههای ایرانی تهدید شده است. در این لایحه به عشق بی احترامی شده است و بیوفایی و پیمانشکنی تشویق میشود.
من همه مردان ایرانی را به هوشیاری و آیندهنگری فرا میخوانم. به نام آنها به عشق و وفاداری بی احترامی میشود و اگر هوشیار نباشند به نام قانون عشق رسوا و وفاداری بدنام خواهد شد.
من از نمایندگان مردم در مجلس، ار رییس جمهور برگزیده مردم و همکاران او در دستگاه دولت از وزیران تا دستیاران آنها میخواهم صدای ما را بشنوند و راهنمای کار خویش بکنند. رسوایی و بدنامی شهروندان و خانوادههای ایرانی رسوایی و بدنامی آنهاست، به هوش باشند. من از آنها میخواهم پاسدار عشق و وفاداری در میان شهروندان ایران باشند و راه رسوایی و بدنامی خویش را سد کنند.
و آنها بدانند صدای زنان ایران صدای من است. ای کسانی که از مردم رای گرفتهاید و خود را نماینده مردم میدانید، صدای ما را بشنوید و به آن عمل کنید.