بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت هنوز نیامده از روزهای تاریخی ایران شده است. خجسته باد.
تاریخی بودن آن، در نگاه من، تنها در خود آن روز نیست یا در آنچه در آن روز روی خواهد داد. بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت در نگاه نخست روزی است مانند همه روزهای رایگیری در ایران، و این بار روز انتخاب رییس جمهور برای چهار سال آینده ایران است. اما دو ویژگی آن روز را نیامده تاریخی کرده است.

ویژگی نخست به روزهای پیش از آن برمیگردد. در آن روزها شور و شادی رقابت آمیز سیاسی و اجتماعی سراسر کشور را فراگرفت. نوآوریها به شور و شادی چهرهای تازه میبخشید. چهرهای که شاید برای نسلهای پس از انقلاب تازگی داشته باشد، اما برای ایران و ایرانیان تازه نیست و آزموده شده است.
دهه پنجاه در ماههای پیش از انقلاب، دهه چهل در ماههایی که به اصلاحات ارضی و حق رای برای زنان انجامید، چنین پدیدهای را در ایران به تاریخ سپرده است. روزهای پیش از بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت از جنس آنهاست. آنهایی که نمادساز هستند تا جای پای دگرگونی را بر صفحهای از تاریخ بگذارند. بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت هنوز نیامده یک نماد در تاریخ ایران است.
شاید کسانی که دلبستگی ویژهای به دوم خرداد هفتاد و شش دارند آن روز را هم در کنار چنین روزهایی بنشانند. میتوان چنان کرد. اما دوم خرداد نماد نفی بود، نفی ذوب شدن. بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت نماد نفی نیست، چون سدی بر سر راه آن نبود تا شکسته شود.
در آینده شاید چیزی یافته شود که بتوان آن را نشانهای بارز از نفی در بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت دید. برای روان سادهنگر گذشتهباز یافتن چنان چیزی همواره شدنی است. چون گذشته را همواره میتوان بهتر از آینده شناخت، شک ندارم که گذشتهبازان در آینده هم باز چیزی در این روزها برای نفی خواهند یافت.
اما بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت، که در لحظه نگارش این یادداشت نخستین دقیقههای آن آغاز شده است، روز نفی نیست روز اثبات است. روز نفی چهار سال پیش بود. از آن نفی احمدینژاد برآمد که چهار سال بخوبی در ایران ریاست جمهوری کرد. و در پایان آن چهار سال دولت او انتخاباتی به یاد ماندنی برگزار میکند که در تاریخ پس از انقلاب ایران بیمانند است. دولت احمدینژاد امکان رقابت سیاسی و اجتماعی چشمگیری فراهم آورده است که رقیبانش بیش از او از آن سود میبرند. این دستاورد بزرگ دوران ریاست جمهوری احمدینژاد برای کشور و مردم ایران است.
در بررسی دموکراسی و جنبشهای دموکراسی خواه یا دموکراسی زا همواره گوشهای هست که به امکان شکست دموکراسی از خود میپردازد. یعنی ساز و کار های دموکراتیک دستاویزی برای نیروهای ضد دموکراسی میشود تا دموکراسی نوپا را بر باد دهند.
دولت احمدینژاد چهار سال پیش با رقابتی نفسگیر روی کار آمد، و با این انتخابات روان دموکراسیخواهی و ساز و کار دموکراسیگری را در ایران به پلهای بالاتر رساند. بالاتر از آنچه پیش از روی کار آمدن آن بود.
گمان نمیکنم رقیبان شناخته شده احمدینژاد و هواداران آنها خود را ضد دموکرات بدانند، پس حتی روی کار آمدن آنها هم نمیتواند شکست دموکراسی در ایران نامیده شود. دولتی که در چنین انتخاباتی شورانگیز امکان برکناری خود را برای رقیبانش فراهم آورده است خود بخشی انکار نا پذیر از دموکراسی است و نه ضد آن. بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت روز نفی نیست. روز اثبات است. مردم با انتخاب خود به اثبات میپردازند و آنچه را اثبات میکنند از صندوق برخواهد آمد، و هر کس از صندوق درآید خود اثباتگر پلهای بالاتر در دستاوردهای دموکراسی در کشور خواهد بود. و این ویژگی دوم بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت است که آن را تاریخی میکند.
ساعتی پیش «پیام بیست و دوم خرداد» را خواندم. و خود نیز پیام زیر را زیر آن افزودم:
آنچه هماکنون، و خوشبختانه پیش از برگزاری انتخابات، میتوان گفت این است که انتخاباتی پرشور برگزار شد و در آن گرایش به بردن برنامههای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برای کشورداری به میان مردم نیز برجسته بود. با آرامش میتوان گفت برای جوانان امروز توشهای شایسته برای آینده آنها فراهم آمده است. پرسش این است که آیا توانایی گفتن این را نیز داریم که چنین انتخاباتی بی مانند در کشور در زمان ریاست جمهوری محمود احمدینژاد برگزار شد. تا آن را نگوییم نمیتوانیم به واقعیت زندگانی سیاسی و اجتماعی کشور، آنگونه که هست، راه ببریم. انتخابات بگونهای برگزار شد که برد و باخت، هر دو، برای دولت برگزار کننده آن یک پیروزی است. به گمان من این گام نخست هر تحلیل در آینده بایستی باشد. و گفتن آن پذیرفتن توانایی زیستی و سرزندگی رقیب است و آماده شدن برای همزیستی مسالمتآمیز اما رقابتی. و این حتی اخلاق دیگری نیز نیاز دارد.
پیام من زیر آن نوشته همینجا پایان مییابد. اگر به دنبال ویژگی سومی نیز در بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت باشیم که به آن چهرهای تاریخی میدهد بایستی آن را در بنبست اخلاق پیشادموکراسی در ایران جستجو کنیم و نوزایی اخلاقی که بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت زایش آن را نوید میدهد. اخلاقی که در وابستگی به جایگاه اجتماعی و سیاسی تعریف خواهد شد و نه در انزوای پردهنشینی.

برای رییس جمهور یک کشور چه چیزی اخلاقیتر از آن است که امکان شکست خود را برای رقیبانش فراهم آورد؟ زنده باد اخلاق ریاست جمهوری احمدینژاد در روز بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت. چه خود او از صندوق رای مردم به در آید و چه یکی از رقیبان او.