افسانه سیبی که از درخت افتاد، و راهنمای نیوتن در کشف قانون ثقل یا گرانش زمین شد، از افسانههای شورانگیز تاریخ علم است. سیبی که گاه گفته میشود در نیمروزی بهاری بر سر نیوتن افتاده است و او را به اندیشه در باره چگونگی افتادن آن واداشته است.
اکنون نخستین نوشته در باره آن افسانه در دسترس همگان است. آن را نخستین بار زندگی نامه نویس نیوتن کمابیش دویست و پنجاه سال پیش نوشته است. او از یک گفتگوی بهار سال 1726 خود با نیوتن هشتاد و سه ساله در سایه درخت سیب یاد کرده است که در آن نیوتن به او میگوید روزگاری در چنان شرایطی، زیر سایه درخت سیب، با افتادن سیبی مفهوم گرانش زمین را دریافته است.
افسانه از گفتههای خود نیوتن آغاز شده و پس از آن، مانند همه افسانههای تاریخ، زبان به زبان گشته و پر و بال یافته است. گویا روزی از روزها، سالها پیش از آن گفتگو، نیوتن در زادگاه خویش زیر درخت سیب نشسته بوده است که سیبی از درخت پایین میافتد و نیوتن با خود میگوید چرا پایین. چرا سیب راست و عمودی به پایین میافتاد و راهش کج نمیشود، یا بالا نمیرود و پایین می افتد، چرا. و پیگیر پاسخی دانشورانه برای آن میشود.
افسانه چندان با چرای نیوتن کار ندارد و تا آنجا پر و بال مییابد که سیب را بر سر نیوتن هم میزند تا او را به اندیشه وادارد. نیوتن اما با آن چرا، و جستجوی تجربی پاسخ آن، یکی از پایهگذاران دوران نوین تاریخ علم میشود. چرایی که دوران علم تجربی را از پنداربافیهای پیش از آن جدا میکند و با آزمون و آزمایش به نتیجه میرساند. نتیجه بررسی تجربی افتادن سیب آن میشود که نیروی گرانشی زمین سیب رها شده از شاخه درخت را به سوی مرکز زمین میکشد.
گرانش یا ثقل زمین پیش از شناخت نیوتن از آن هم بوده و کار میکرده و هر جسم رها شده را به سوی مرکز زمین میکشیده است. گرانش زمین با نیوتن آغاز نمیشود. نیوتن آن را کشف کرده است و با آزمون و آزمایش چگونگی آن را نیز اثبات کرده است.
هر ذره مادی دارای جرم است و جرم ذره مادی ویژگی ربایشی دارد. نیروی ربایش میان دو ذره مادی با حاصل ضرب اندازههای جرمهای آنها متناسب است. با کاهش فاصله میان دو ذره مادی نیروی ربایش میان آنها افزایش مییابد و تغییر نیروی ربایش میان دو ذره مادی با مجذور فاصله میان آن دو ذره نسبت عکس دارد. نیوتن با آزمایش آن را اثبات و محاسبه کرده است.
پیش از نیوتن اندیشه انسان با تغییر با گذشت زمان سازگاری چندانی نداشت و تنها به اندازههای ثابت با شمارگان ثابت میپرداخت. نیروی ربایش اما تغییر میکرد و ثابت نبود. نیوتن برای اندازهگیری و محاسبه اندازههایی که در راستای زمان، یا گذشت آن، تغییر میکنند به روشهای محاسبهای دیگری نیاز داشت. نیوتن به آن نیز میپرداخت و روشهای محاسبه اندازههای دگرگون شونده را نیز پیدا کرد و به تاریخ ریاضیات سپرد. حساب دیفرانسیل و انتگرال بازمانده از کوششهای آن روزگار برای محاسبه اندازههای ناثابت و تغییرپذیر و دگرگون شونده است.
نیوتن همزمان با اندیشه و آزمایش در باره نیروی گرانش به سرشت نور و تدوین قانونهای حرکت جسم مادی هم میپرداخته و دستاوردهای راهگشا هم داشته است. پیش از او گمان میرفت که نور سفید ساده و نور رنگی پیجیده و ترکیبی است. نیوتن دریافت و اثبات هم کرد که نور سفید ساده نیست و ترکیبی از رنگهای ساده دیگر است آنگونه که میتوان آنها را با تجزیه نور سفید از هم جدا کرد.
افسانه سیب اما هر چه باشد بدون توانایی افسانهای دوران ساز دانشورانه نیوتن نمیتوانست پا گرفته و پایدار بماند. به پاس خدمتی که نیوتن به دانش بشری کرده است واحد اندازه گیری کمیت فیزیکی نیرو را نیوتن نام دادهاند. یک نیوتن برابر است با نیرویی که جسمی به جرم یک کیلوگرم را به اندازه یک متر بر مجذور ثانیه شتاب میدهد.
اکنون افسانه سیب یک بار دیگر یاد افسانهای دانشمند دوران ساز نیوتن را زنده میکند. بسیاری از آنچه که امروز برای ما بدیهی است برای نیوتن و زمانه او تازه و راهگشا بوده است. پشتکار و توان دانشورانه نیوتن او را به ریاست انجمن شاهنشاهی بریتانیا نیز رسانده است.
انجمن شاهنشاهی بریتانیا از سال 1610 میلادی به کار پرداخته و از نخستین انجمنهای علمی دوران مدرن تاریخ است که اعضای آن تنها به پژوهشهای علمی آزموده و تجربی میدان میدادهاند. آنچه که برای دانشوران و دانشپیشگان امروزی بدیهی انگاشته میشود اما در زمانه پیدایش آن انجمن، و زمان نیوتن نیز، نوگرایی انقلابی جلوه کرده و درد سر ساز هم بوده است.
انجمن شاهنشاهی بریتانیا، در سالگرد بنیانگذاری خود، نخستین نوشته در باره افسانه سیب نیوتن را همراه با برخی سندهای تاریخی دیگر دیجیتال کرده و در دسترس همگان گذاشته است.
سیب نیوتن به وب جهانی افتاده و بار دیگر با افسانه سیب یاد نیوتن دانشمند را زنده کرده است که از 4 ژانویه 1643 تا 31 مارس 1726 میزیسته و خود چهار سال بر آن انجمن ریاست میکرده است.
سیب نیوتن این بار از افسانه بیرون افتاده و در جهان دیجیتالی و آگاهی رسان کنونی از خودبینیها و خودخواهیهای کامجوی فرصت طلب انسانی ریاست پیشهای که نیوتن بوده است نیز افسانهها دارد، و گفته نیز میشود، اما از اهمیت تاریخی چرای بزرگ او و چگونگی پاسخیابی به آن نکاسته است. دانشمندی افسانهای و دوران ساز که تاریخچه ناافسانهای انسانی که او بوده است با ضعف اعصاب به پایان نزدیک میشده و او را از پژوهشهای دانشورانه تجربی جدا کرده و با کیمیا و مذهب سرگرم میکرده است. سرگرمی که چرایی آن، بویژه برای زمانه او، اگر هم فهیمدنی بوده باشد، چرا به آن راه نبرده است، نه در مذهب و نه در همزاد کیمیایی آن.